برنامه حزب را بیاموزیم
|
احمد قره باغی
تشکیل "جبهه" بچه معنا است مضمون و محتوای آن
چیست؟
در بحث پیرامون مفهوم "جبهه" ما کوشیدهایم جنبههای
مهم این مقوله اجتماعی و سیاسی را بر پایه احکام و مبانی حزب تودۀ ایران به اختصار
بیان کنیم.
دربارۀ موضوع
"جبهه" باید بگوئیم جبهه به مفهوم عام آن عبارت است زمانی که طبقات
مختلف شرکتکننده در آن با حفظ موضع طبقاتی خود بر سر یک برنامه مشترک به توافق
برسند. برای حزب تودۀ ایران جبهه غیرطبقاتی نیست. حزب ما در این زمینه اصول اساسی
و انقلابی مارکسیسم را مدنظر دارد که مارکس و انگلس در مانیفست حزب کمونیست چنین
نوشتهاند:
"کمونیستها
در راه هدفها و منافع فوری طبقه کارگر مبارزه میکنند، ولی هم زمان با آن در جنبش
امروزی از فردای جنبش نیز دفاع می کنند....
کمونیستها
همهجا از هر جنبش انقلابی که ضد نظام اجتماعی و سیاسی موجود باشد پشتیبانی می
کنند....
کمونیستها
همهجا برای برقراری اتحاد و توافق میان احزاب دموکرات همه کشورها جهد میورزند."
(مارکس و
انگلس. مانیفست حزب کمونیست. ترجمه محمد پورهرمزان. انتشارات حزب تودۀ ایران ص
69-71)
در این
جملات وظیفه کمونیستها در پیوند با همۀ جنبشهای انقلابی و دموکراتیک و دفاع از
منافع طبقه کارگر و ضرورت برقراری اتحاد با نیروهای دموکرات بیان شدهاست و بر این
مبنا در برنامۀ حزب تودۀ ایران اتحاد نیروهای مترقی و دموکراتیک در جبهه واحد با برنامه
مشترک به معنای دفاع از منافع طبقه کارگر و دهقانان و دیگر زحمتکشان شهر و روستا
که در سرلوحۀ مبارزه حزب تودۀ ایران قراردارد از این جملات مانیفست سرچشمه می
گیرد. در نوشتۀ حاضر فشرده به این احکام در برنامه و اسناد حزب نیز اشاره می کنیم.
ضرورت اتحاد برای ایجاد جبهه واحد نیروهای ملی و دموکراتیک
در مرحله
کنونی حزب ما مبارزه با رژیم "ولایتفقیه" به قصد برانداختن و طرد مظاهر
آن از جامعۀ ایران را وظیفه اساسی خود میشمارد و امر تشکل و سازماندهی تودهها و
در درجه اول طبقه کارگر را در راس مبارزه خود قرار داده است. برای دستیابی به این
هدف چنانکه در برنامه حزب نیز تصریح گردیده حزب ما در راه اتحاد با نیروهای مترقی
و دموکراتیک برای رسیدن به اهداف ملی و دموکراتیک، در راه ایجاد جبهه واحد نیروهای
ملی و مترقی که اتحاد کارگران و دهقانان استخوانبندی چنین جبههای است مبارزه میکند.
برای حزب
تودۀ ایران درشرایط ویژه کنونی کشور مهمترین وظیفه در برابر جنبش انقلابی،
سازماندهی و تشکل نیروها برای برانداختن رژیم استبدادمذهبی قرون وسطایی
است.استراتژی موردنظر برنامۀ حزبما، ایجاد جبهه ضد دیکتاتوری را شرط اساسی
برانداختن رژیم استبدادی "ولایتفقیه" برای نوسازی و پیشرفت جامعه میداند.
از این دیدگاه معنی مشخص جبهه در انطباق با برنامۀ حزب ما نه به معنی تشکیل جبهه
با احزاب و جریانهای بورژوازی بزرگ وابسته بلکه به معنی اتحاد و تشکیل جبهه واحد
با نیروهای سیاسی دموکراتیک و ملی جامعه یعنی کارگران،دهقانان،خردهبورژوازی
شهر،روشنفکرانمیهنپرست و مترقی و لایههای از بورژوازی کوچکومتوسط تکیه میکند.
درشرایط کنونی که تضادهای موجود در جامعه منبع گسترش نارضایی تودههای میلیونی است
باید شرایط عینی و ذهنی را برای جنبش انقلابی ایجاد کرد. در زمینه شرایط عینی در
جامعه ما، باید بگوئیم با در نظر گرفتن مسائلی چون بحران عمیق اقتصادی-اجتماعی
وتشدیدنارضایی تودههای محروم به مثابه عوامل موثر در براندازی رژیم، به نظر ما
شرایط عینی در جامعه وجود دارد. البته بدون عامل ذهنی جنبش زمینه برای برانداختن
رژیم فراهم نیست. عدم تشکل و تفرقه نیروها مانع بسیج تودهها برای رویارویی با
رژیم میشود. در شرایط مشخص تاریخی کشورما که یک حزب یا سازمان سیاسی قادر نیست به
تنهایی حکومت کهنه قرون وسطایی را ساقط سازد ضرورت تشکیل جبهه واحد از احزاب و
سازمانهای ملی و مترقی نیز از اینجا نشات میگیرد.
باید تاکید کنیم
درشرایط کنونی،میهن ما لحظات حساسوسرنوشتسازی را میگذراند و بههمین سبب وظیفه
عمدهای دربرابر حزبما ومبارزان راه طبقه کارگر قراردارد. درچنین شرایطی اعضاءوهواداران
حزب نباید دست روی دست بگذارند و در انتظار "ظهور" جو انقلابی باشند. باید
با درک شرایط موجود کشور و رعایت اکید موازین پنهانکاری در راه تداوم مبارزه حزب
در هستههای مخفی حزبی متشکل شوند و در روند مبارزه برای برانداختن رژیم دستیابی
به این امر فقط با تشکل و سازماندهی تودهها و جهتمشخصدادن به مبارزه آنها امکانپذیر
است.
در اینجا
تذکر این نکته لازم است که در شرایط کنونی حزب ما به اصل عدم تمرکز سازمانی معتقد
است و آن را در فعالیت سازمانی خود مد نظر دارد. در مبارزه برای برانداختن رژیم میتوان
و باید از همۀ اشکال مبارزه بسته به شرایط مشخص استفاده کرد. در شرایط ترور و
اختناق حاکم که تشکل کارگران در سازمانهای صنفی-اتحادیهای با مسایل امنیتی
روبرواست، درچنینشرایطی سازماندهی کارگران پیشرو درهستههای مخفی بقصد تداوم
مبارزه درراه تامین منافع طبقه کارگر و دیگرزحمتکشان ضرورت دارد. نباید ازنظردورداشت
که مدافعان حفظ موجودیت رژیم متشکل هستند. آنها ماشین دولتی سرکوب را در دست
دارند از اعمال قهر علیه مبارزان راه آزادیواستقلال کشور برای حفظ منافع طبقات
حاکم ارتجاعی کلان سرمایه داران بازاری، بورژوازی بروکراتیک و زمینداران بزرگ در
راس آنها روحانیون حاکم که ادامۀ حیاتشان بستگی به ترور و اختناق دارد، بهره می
گیرند. هیئت حاکمه ارتجاعی بسهولت ازچپاول درآمدملی کشوروغارت دسترنج زحمتکشان دستبردار
نخواهد بود. آنها برای بقا رژیم و حفظ منافع خود بهر جنایتی آن هم در کثیفترین
اشکال آن دست میزنند. ولی این تودهها هستند که همروند با گسترش جنبش انقلابی
وتشدید بحرانهای اقتصادی و سیاسی سرنوشت نهایی رژیم را تعیین خواهند کرد. به همین
دلیل تجهیز تودهها تشدید و گسترش مبارزۀ آنها و همآهنگی این پیکار در سراسر کشور
میتواند نقش تعیین کننده داشته باشد. برای درهم شکستن مقاومت رژیم باید تودهها
را تجهیز کرد. جبهه واحد در صورت تشکل میتواند طیف وسیعی از مردم را بهسوی هدف
واحد سوق دهد. بدون تشکل و بدون سازماندهی تودهها بهمثابه عامل ذهنی جنبش نمیتوان
بر دشمن فائق آمد. چنین تشکلی فقط با وحدت عمل نیروهای مترقی و دموکراتیک امکانپذیر
است.
دربارۀ ضرورت اتحاد عمل نیروهای مترقی و دموکراتیک خاطرنشان
سازیم که جنبش ضداستبدادی و آزادیخواهانه مردم میهن ما جنبۀ دموکراتیک عام دارد
یعنی خواست آزادی ودموکراسی و خاتمه دادن به رژیم استبداد مذهبی "ولایتفقیه"
قشرهای وسیع خلق را با هم متحد میسازد. به همین سبب حزب تودۀ ایران همواره خواهان
آن است تا با تمام جریانهای سیاسی مترقی و دموکراتیک که در این مرحله از تحول
ذینفعند همکاری کند.
حال ببینیم کسانی
که خود را زیر نام حزب تودۀ ایران پنهان کردهاند در اینباره چگونه میاندیشند
ودرچه موضعیهستند.چنانکهمیدانیم عناصر سازشکاررفرمیست تحت نام حزبما با درپیشگرفتن
سیاسترفرمیستی همکاری با اصلاحطلبان را به سیاست محوری خود بدل کردند و با موضعگیری درصف نیروهایراستگرا مدافع سرمایهداریامپریالیستی
و طیفرنگارنگ آنها که حاکمیت رژیم را قبول دارند قرارگرفتند. حال دراین مقطع آنها
اصراردارند با نمایندگان اینجریان مدافع سرمایهداری وابسته تشکیل جبهه دهند تا
در صف آنها قرار گیرند. عناصرسازشکار ایجاد چنین جبههای را وابسته به یک طرف میکند
و از مبارزان ضد رژیم طلب میکند زیر پرچم بورژوازی گرد آیند تا نمایندگان
بورژوازی را زیر پوشش "جنبش سبز" و یا فلان رهبرجنبش!! در صحنه سیاست کشورما
حاکم گردانند. ولی این موضعگیری برخلاف ادعایشان متناقض با شعار طرد رژیم "ولایتفقیه"
بوده و هست.
برای اینکه
نظر واقعی و عقیده باطنی عناصر سازشکار به مبارزان تودهای و دوستان و هواداران
حزب ما نمایانده شود. به نشریه کنونی "نامه مردم" مراجعه میکنیم تا ببینیم
آنها دربارۀ موضوع "جبهه" مربوط به حزب طبقه کارگر چه عقیدهای دارند.
در مورد عدم توافق برسر تشکیل جبهه ازجانب قشرمعینی از نمایندگان سرمایهداری بزرگ
وابسته چون اصلاحطلبان، این مسئله موجب نگرانی عناصر سازشکار شدهاست و در این
باره نشریه کنونی "نامه مردم" (شماره 907، 15 آبان ماه 91) پیشنهادهایی
را مطرح کرده که بیگانه با واقعیتهای عینی جامعه ماست و مصداق روشن صداهایی است
که از تیمارستان برمیخیزد. در این نشریه چنین گفته شده است:
"تلاش مستقیم و هدفمند
در ایجاد شرایط عینیوذهنی درراستای اصلاح واقعی قانون اساسی، یعنی برجسته کردن
نقش محوری مردم با طرد اصل ولایت فقیه مهمترین قدم رفرمیستی اصلاحطلبان بشمارمیآید.
تغییر توازناقتصادی، همگی برآمده از سیاست اشتباهی بوده است که ضرورت گذر از
ولایت فقیه با تکیه به نیروی مردم و تغییرات بنیادی اجتماعی-اقتصادی زحمتکشان را
در دستور کار خود نداشته است. ادامه این راه در شرایط حاضر یعنی عقیم کردن مبارزه
مردمی که بصورت دانسته و یا نادانسته در کنار "پروژههای آلترناتیوسازی"
از خارج کشور و تلاشهای رژیم ولایی، برای حذف جنبش مردمی نتیجه واحدی به دنبال خواهد
داشت."
دراین جملات
که درکی ازمسایل جامعه ندارد، می خواهد اصلاحطلبان را به تشکیل جبهه ضددیکتاتوری
با طبقات وقشرهای زحمتکش جامعه راغب کند. دراین جملات روی اصلاح قانوناساسی رژیم
و طرد اصل ولایت فقیه، البته نه طرد رژیم "ولایت فقیه" و قانون اساسی آن
تکیه کرده و بمنزله شعار برای تشکیل جبهه به عنوان مهمترین قدم رفرمیستی آنان
تاکید شده است. علاوه بر این سمتگیری و عملکرد اصلاحطلبان در تغییر توازن
اقتصادی کشور بخاطر منافع سرمایه که انباشت حجم نقدینگی عظیمی را در دست مشتی
سرمایهداران غارتگر متمرکز ساخت و درواقع خدمت به ضدانقلاب و امپریالیسم جهانی
بود. اشتباه جریان اصلاحطلب قلمداد میشود و خیانت آنها به اهداف انقلاب بهمن 57
و خواستهای تودهها، سازش و همدستی با طبقات ارتجاعی کلان سرمایهداران و بزرگ مالکان،
سمتگیری و نگاهداری مالکیت فئودالی و نظام سرمایهداری وابسته به انحصارهای
امپریالیستی، ادامه جنگ خانمانسوز، یورش سبعانه رژیم به حزب تودۀ ایران و سرکوب
نهضت انقلابی که با توافق همه گروهها و جناحبندیهای در حاکمیت رژیم انجام گرفت،
اعدام نظامیان تودهای و کشتن اعضای حزب تودۀ ایران زیر شکنجههای قرون وسطایی
وکشتارهزاران نفرازمبارزان راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در زندانهای رژیم
در تابستان سال 1367 را نادیده میگیرد و با این تصورونظرمعیوب شتر، گاو، پلنگ،
تشکیل جبهه با نیروهای خیانتکار و ضعیف در یک جبهه وسیع ضد دیکتاتوری توجیه میشود.
حاملان این نظرات
که مدعی رهبری بودهاند با معنا و مفهوم مقولات جبهه و تحول بنیادی جامعه آشنا
نیستند و تحت تاثیر ایدئولوژی بورژوایی قراردارند. دراین جملات آنها در دو مسئله
عمده یکی تشکیل جبهه و دیگری تغییرات بنیادی اجتماعی-اقتصادی، ماهیت طبقاتی جریانهای
بورژوایی در کشور ما را انکار میکنند و چنان وانمود میکنند که گویا نمایندگان
این نیروهای سرمایهداری بزرگ وابسته به عنوان رهبران جنبش کنونی ایران به نام
جنبش سبز خواهان انجام تمام اهداف انقلاب ناتمام بهمن 57 هستند!! و میخواهند
اهداف انقلاب ناتمام بهمن 57 را تحقق بخشند. بنابراین متحدین طبقه کارگرند.
برای
اینکه به روش خرابکارانه این عناصر سازشکار آن هم زیر نام حزب تودۀ ایران پی برد،
خوب است به ترکیب استقرار حاکمیت پس از انقلاب بهمن 57 اشاره کنیم و ببینیم عملکرد
نمایندگان این طبقات و قشرهای گوناگون در قبال تحقق اهداف انقلاب و خواستهای توده
مردم زحمتکش چگونه بوده است.
در این ارتباط
باید یادآور شد که بعد از انقلاب حاکمیت به نمایندگان بورژوازی تجاری، لایههایی
از بورژوازی صنعتی، بخشی از زمینداران و خردهبورژوازی انتقال یافت. روحانیون
ونیروهای تشکیل دهندۀ حاکمیت با ایجاد جو فشار و ارعاب نه تنها مانع فعالیت علنی
احزاب و سازمانهای مترقی و دموکراتیک شدند بلکه تمام گروهها و نیروهای مذهبی در
حاکمیت به سبب سرشت طبقاتی و عرق مذهبی موضع خصمانه و یگانهای نسبت به حزب تودۀ
ایران داشتند.
پس از
رویدادهای انقلاب جناح خردهبورژوازی محافظهکار که عمدتا از اقشار مرفه و نیمه
مرفه خردهبورژوازی بودند از ترس تداوم انقلاب به بورژوازی پیوست و به آماجهای
انقلاب خیانت کرد.
با قبضه انحصاری
حاکمیت توسط خمینی و اطرافیانش در رویدادهای سال 1360 مخالفت و خصومت با پیروان
سوسیالیسم علمی و جنبش کارگری ایران و تلاش برای منع فعالیت حزب تودۀ ایران در
صحنه سیاست کشور مختص همۀ نیروهای مذهبی حاکم بود و خمینی آنها را به وحدت با
یکدیگر فرا میخواند.
ادامه جنگ
همراه با سیاست ضددموکراتیک هیئتحاکمه و سازش میان جناح محافظهکار خردهبورژوازی
با بورژوازی تجاری، تناسب نیروهای سیاسی را به زیان نیروهای مدافع آماجهای انقلاب
تغییر داد. پس از استقرار نظام استبداد مذهبی و یورش وحشیانه رژیم به حزب تودۀ
ایران که در جهت گرایش بسوی امپریالیسم از جانب هیئت حاکمه بود، این جناح با
نمایندگان و وابستگان سرمایه داران و مالکان در راس آنها روحانیون در هیئت حاکمه
زمام حکومت را دردست داشتن و صاحب ثروت عظیمی شدند و کشور را در منجلاب عمیق
ورشکست اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی وایدئولوژیک فروبردند و در مقابل
خردهبورژوازی رادیکال قشرمیلیونی کسبه و پیشهوران که بخش عمده حامیان رژیم پس از
انقلاب بودند هم اکنون تحت فشار اقتصادی و مالی ناشی از بحران ساختاری رژیم است و
از لحاظ اجتماعی جزء قشرهای متوسط و پائین جامعهاند و از مخالفان بالقوۀ رژیم
بشمار میروند. این لایه خردهبورژوازی میتواند در مرحلۀ کنونی تحول به متحد طبقه
کارگر مبدل گردد.
باید
خاطرنشان ساخت پس از پیروزی انقلاب، در جریان روند انقلاب خردهبورژوازی سنتی در
کشورما به دو گروه محافظهکار و رادیکال تقسیم شد. با تحول در آرایش طبقاتی جامعه
طی دههها ی اخیر تغییرات محسوسی در ماهیت گروه خردهبورژوازی محافظهکار بوجود
آمد و از نظر اجتماعی به مقاطعهکاران بزرگ و کلان سرمایهداران و
"میلیاردرهای نوخاسته" تبدیل شدند. امروز تفاوت ماهوی این جریان حامی
سرمایهداری وابسته در کشورما با اقشار زحمتکش جامعه بخوبی نمایان شدهاست. آنهایی
که واقعیت را درک نمیکنند و با نادیدهگرفتن واقعیات موجود جامعه ضرورت اتحاد و
تشکیل جبهه را با جریانها و گروههایاصلاحطلب پیشمیکشند ومیکوشند این جریانهای
بورژوایی را ملی و دموکراتیک جا بزند که گویا نمایندۀ قشرهای زحمتکش یعنی اکثریت
مطلق مردم است!! در این ترفند موافق نمیشوند.
حزب ما در اسناد
برنامهای خود متحدان طبقه کارگر در مرحله کنونی تحول را تعیین کردهاست و به هیچ
وجه معتقد به پیوند گروهها و جریانهایی مانند جنبش سبز و اصلاحطلبان و لیبرالها
با قشرهای زحمتکش نبوده و نیست. حزب ما پایان دادن به رژیم "ولایت فقیه"
را ممکن میداند و در این راه ایجاد جبهه ضد دیکتاتوری با نیروهای ملی و دموکراتیک
را شرط ضرور برانداختن رژیم میداند. در این رهگذر معیارها و ارزشهای ما بیش از
هر چیز به یک سیاست طبقاتی مشخص استوار است. ما دوستان و دشمنان خود را بر اساس
این سیاست طبقاتی مرزبندی میکنیم. در مرحله کنونی باید به آنچه نیروهای ملی و
دموکراتیک را متحد میکند تکیه کرد و زمینه را برای برانداختن رژیم و تغییر سیستم
سیاسی حاکم بر کشور فراهم آورد.
جمعبندی
کنیم: چنانکه ملاحظه میشود اکنون متحدان عناصر سازشکار انتخاب و
تعیین شدهاند. آنها به جای نیروهای مترقی و ملی روی گروهها و محافلی نظیر شورای
جنبش سبز و اصلاحطلبان رژیم تکیه میکنند و تمام هم خود را صرف ایجاد اغتشاش فکری
در میان مبارزان ضدرژیم میکنند. واین درحالیاست که سازشکاران در شرایط ترور و
اختناق رژیم "ولایت فقیه" طرح اصلاح قانون اساسی را یگانه راه دستیابی
به جبهه با اصلاحطلبان میدانند. اصلاح قانون اساسی و منشورجنبش سبز پاسخگوی
واقعیاتاجتماعی کشورما نمیتوانند باشند. کسانیکه عقاید انحرافی خود را به نام
حزب تودۀ ایران در نشریات "نامه مردم" و "راه توده" تبلیغ میکنند
و با این روش احکام و مبانی حزب ما را زیر سوال میبرند حاکمیت رژیم کنونی را قبول
دارند.
ما توده
ایها در راه سوسیالیسم و استقرار یک جامعه عادلانه و آزاد و در عین حال در راه
تحقق برنامه و مشی سیاسی حزبمان که با مصالح تودههای زحمتکش و خلقهای ساکن ایران
پیوند دارد مبارزه میکنیم و مواضع سازشکارانه و عقاید انحرافی به نام حزب تودۀ
ایران از جانب نشریاتی مانند "نامه مردم" و "راه توده" که هیچ
وجه مشترکی با برنامه و سیاست اصولی حزب تودۀ ایران ندارد را افشا مینمائیم.
کنه مسئله
حزب ما با این جریانهای انحرافی در اینجاست که حزب ما روی پایان دادن به مناسبات
غارتگرانه سرمایهداری وابسته و به ویژه پایان دادن به حاکمیت رژیم یعنی حاکمیت
کلان سرمایهداران و بزرگ زمینداران در راس آن "ولایتفقیه" و روحانیون
حاکم، در راه سعادت مردم و اعتلای کشور و جامعه ایران که یکی از هدفهای حال و
آینده حزب ماست و منطبق با ضرورت رشد جامعه ما بوده و هست تاکید میکند. سازشکاران
درمسیرنگاهداری اقتصاد سرمایهداری در ایران و ایجاد وحدت و تشکیل جبهه با
نمایندگان سیاسی بخشی از سرمایهداری بزرگ وابسته و اصلاحات در چارچوب رژیم می
باشند.
ما میگوئیم رژیمی که بر پایه نظام سرمایهداری در ایران
حاکم است، نمیتواند کشور ما را به راه پیشرفت و بازسازی اقتصادی هدایت کند. ما
معتقدیم که تنها راه دگرگون کردن شرایط غیرانسانی و جهنمی در ایران، تعویض رژیم
"ولایت فقیه" با یک حکومت ائتلاف ملی با شرکت همۀ نیروهای مترقی و
آزادیخواه است.
ازاینرو خط مشی سیاسی حزب ما در جهت دفاع از منافع طبقه
کارگر و زحمتکشان در راه ایجاد جبهه با نیروهای مترقی و دموکراتیک علیه رژیم
استبدادی "ولایت فقیه" برای تحقق و تامین آزادی و دموکراسی و عدالت
اجتماعی و صلح قرار دارد. سازشکاران به دنبال ایجاد جبهه با نمایندگان سرمایهداری
بزرگ وابسته هستند وآن را به خط سیاسی خود مبدل کردهاند و برای تحقق آن در کنار
بخشی از نمایندگان بورژوازی وابسته موصوفبه رهبران جنبشسبز و جناح رفسنجانی قرارگرفتهاند.
ما اقشار متوسط و پائین خردهبورژوازی را متحد طبیعی طبقه
کارگر میدانیم و با این اقشار آماده هرگونه همکاری در مبارزات ضد استبدادی و
دموکراتیک به نفع زحمتکشان هستیم. این معیار و ملاک طبقاتی مبتنی بر تحلیل شرایط
عینی جامعه ایران است و در جهتگیری در تاکتیک و استراتژی حزب تعیینکننده بوده و
هست و عملکرد و اسناد حزب ما مؤید این واقعیت است.
ریشۀ اصلی سیاست و
موضعگیری عملی جریانهای انحرافی برمبنای آشتی طبقاتی و اصلاح از درون در چارچوب
رژیم حاکم میباشد.
چنیناست
خصلتعمومی وعملکرد اینجریانهایانحرافی. 18/12/91
مبارزان توده ای!
كشور ما در شرايط
حساس و وضع فوقالعاده ای قرار دارد. برای تداوم فعالیت حزب در داخل کشور در هستههای
مخفی
حزبی متشكل شويد.
|
از ایران چه خبر
|
در نتیجۀ
عدم اجرای قطعنامههای آزانس بینالمللی اتمی و شورای امنیت و در ادامۀ فعالیتهای
اتمی رژیم "ولایت فقیه"، تحریم فروش نفت منجر به کاهش درآمدهای رژیم از
صدور نفت گردیدهاست. وزیر پیشین اقتصاد دانش جعفری در این زمینه گفت:
"یکی
از راهکارهای پیش روی دولت برای افزایش درآمدهای ناشی از فروش نفت تعیین نرخ ارز
در محدوده بالاتری از نرخ کنونی در بودجه است. با تبدیل ارز حاصل ازصادرات نفت به
ریال در سطحی بالاتر از نرخهای کنونی بخشی از مشکل کاهش منابع حل خواهد شد. بهطورمثال
درسال گذشته قیمت ارز حول وحوش 1200 تومان در بودجه درنظر گرفته شده بود. اگر
درآمدهای نفتی ما درسال آینده احتمالا نصف شود یک راه برای تامین درآمدهای دولت افزایش
نرخ ارز است. یعنی ارز 1200 تومانی دو برابر شود. بنابراین میزان درآمدهای حاصل از
فروش نفت در همان سطح سابق باقی میماند. او خاطرنشان کرد: با بالا رفتن قیمت ارز
هزینه های دولتی هم بالا میرود. مثلا هزینههایی که دولت قبلا با قیمت ارز 1200
تومان تامین میکرده، الان با قیمت بالاترتامین میشود.بنابراین دولت ناچار است
ریال بیشتری برای این نوع کارها هزینهکند. بههرحال درشرایط کنونی هر راه حلی
عوارضی دارد." (دنیای اقتصاد،
17/10/91)
با توجه
به کاهش صادرات نفت به 800 هزار بشکه در روز و عدم تحقق درآمد نفتی در حدود 50
میلیارد دلار، منابع درآمدی بودجه سال آینده با دشواری جدی مواجه شده و دستاندرکاران
اقتصاد رژیم جهت جبران این کسری بودجه عظیم چارهای جز چاپ اسکناس بدون پشتوانه
نخواهند داشت. در حال حاضر ذخیرۀ ارزی 100 میلیارد دلاری رژیم و نیز فروش ارز در
بازار سیاه به قیمت بالا تا حدودی خواهد توانست این کمبود درآمد نفتی را در کوتاه
مدت جبران کند. ولی پس از صرف ذخیرۀ ارزی موجود و در ادامۀ تشدید تحریمها در حالی
که درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز و دیگر منابع درآمدی رژیم برای دولت قابلیت
نقد شدن نخواهد داشت تا دولت بتواند برای تامین 6 هزار قلم کالاهای موردنیاز کشور،
به گفته اسدالله عسگراولادی دولت توسط بانک مرکزی باید روزانه 250 میلیون دلار از
فروش نفت را برای خرید کالاهای مورد نیاز کشور از خارج اختصاص دهد و این مبلغ ارز
را برای بازرگانان و تجار غارتگر تامین کند. در چنین وضعیتی رژیم چه سیاستی را در
پیش خواهد گرفت. امری است که بر خود سران رژیم و مجموعه دست اندرکاران آن روشن
نیست.
· مدیرعامل شرکت پشتیبانی امور دام از "ذخیرهسازی 110
هزار تن گوشت مرغ و گوشت قرمز خبر داد." (رسالت 17/10/91)
تلاش رژیم
در این راستا است که با خرید کالاهای اساسی و ذخیره کردن آنها بتواند در برابر
تحریمها که سال آینده شدیدتر خواهد شد، مقاومت کند. تلاشی که ادامۀ آن سرنوشتی
مانند عراق در سالهای 92 تا 2008 خواهد بود.
مثل فروش
نفت در مقابل غذا
رفقا و دوستان گرامی!
"مردم" ارگان تبلیغی و
ترویجی حزب تودۀ ایران را در کشور پخش نمائید. پخش و تکثیر "مردم" در
ایران یک وظیفه انقلابی است.
|



