ه‍.ش. ۱۳۹۶ اردیبهشت ۱, جمعه

شماره 26 ، 1 اردیبهشت ماه 1396
تحلیل وضع ایران در شرایط مشخص کنونی
بررسی وضع ایران را با نظری گذرا در سیر حوادث جهان آغاز می‌کنیم. در لحظۀ کنونی کشور ما دچار بحران همه جانبۀ سیاسی، اقتصادی، مالی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی، نظامی است. وابستگی اقتصاد کشور به درآمد نفت، هزینه‌های سنگین ناشی از سیاست نظامی‌گری همراه با ادامۀ تحریم‌های مالی و اقتصادی بویژه تحریم کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای به استثنای کالاهای مصرفی تحت نظارت آمریکا که زائیده سیاست ضد ملی هسته‌ای روحانیت حاکم است. رژیم را دچار ورشکست مالی و اقتصادی کرده است.
بازتاب بحران اقتصادی شرایط ورشکست ده‌ها هزار مؤسسه کوچک و متوسط را فراهم آورد و شاغلین آنها بیکار شده‌اند. تقریباً همۀ واحدهای صنعتی در کشور از نظر تامین مواد اولیه، لوازم یدکی، ماشین‌آلات وابسته به انحصارهای امپریالیستی هستند. به علت خصلت وابسته صنایع مونتاژ و نیز عدم تامین نیاز ارزی کارگاه‌های مونتاژ از جانب دولت برای خرید مواد اولیه از خارج، این موسسات دچار ورشکستگی شدند. با این وجود بحران در اقتصاد کشور موجب گرانی سرسام‌آور و بیکاری میلیون‌ها انسان که حدود 8 میلیون برآورد می‌شود، و نیز گسترش فقر و بی‌خانمانی، ارتشا و فساد در دستگاه اداری رژیم و فحشا و اعتیاد در جامعه گردیده است.
در چنین شرایطی کارگران و زحمتکشان ایران با مشکلات فراوان اقتصادی و اجتماعی و سیاسی روبرو هستند. وضع فلاکت‌بار مسکن و بهداشت عمومی و خدمات درمانی از معضلات اساسی اکثریت مردم ما است. آموزش و پرورش در شرایط رژیم استبداد مذهبی "ولایت فقیه" در وضع اسفباری است.
طبقه کارگر تحت فشار بی‌سابقه اقتصادی و ترور و اختناق رژیم قرار دارد. در حال حاضر "شورای عالی کار" وابسته به رژیم، حداقل دستمزد کارگران مشمول قانون کار را در سال 1396، 930 هزار تومان تعیین کرد. در این رابطه براساس گزارش "مرکز پژوهش‌های مجلس"، خط فقر در ایران 1/8 میلیون تومان تا 2/4 میلیون تومان اعلام شد. تشکل‌های کارگری خواستار 3 میلیون تومان برای تعیین حداقل دستمزد بودند. این حداقل دستمزد شامل میلیون‌ها کارگر شاغل در کارگاه‌های کوچک و نیز شاغلین در بخش‌های خدمات و ساختمان و کشاورزی که مشمول قانون کار نیستند، نمی‌شود.
در حال حاضر از کل شاغلین در کشور 93 درصد آنها در صنایع کوچک و در بخش‌های کشاورزی و خدمات و ساختمان فعالیت دارند و 7 درصد در صنایع بزرگ شاغل می‌باشند.
بدین‌سان تعیین میزان حداقل دستمزد از طرف رژیم به سود سرمایه‌داران بزرگ بوده و بهیچ‌وجه با وضع واقعی زندگی توده‌های زحمتکش انطباق ندارد.
وضع روستائیان نیز روزبه‌روز بدتر می‌شود. سیاست تولید کشاورزی ضدملی رژیم موجب ورشکستگی روستائیان کم زمین و مهاجرت جمعی آنها به شهرهای بزرگ گردیده است. هم اکنون بیش از 12 میلیون آوار‌گان روستایی به صورت حاشیه‌نشینان در اطراف شهرهای بزرگ در فقر و فلاکت و بدبختی بسر می‌برند. رژیم حاکم در زمینۀ کشاورزی بدون آنکه بتواند معضل دهقانی و ارضی را حل کند. روند ترک روستاها با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت. وضع روشنفکران و کارمندان و دانشجویان و قشر میلیونی پیشه‌وران و کسبه با ادامۀ بحران در کشور رو به وخامت می‌رود و این در حالی است که کلان سرمایه‌داران بازار و بزرگ زمینداران و بورژوازی بوروکراتیک (معمم و مکلا) بویژه سپاه پاسداران و ارگان‌های جاسوسی و سرکوبگر رژیم که تکیه‌گاه اصلی رژیم را تشکیل می‌دهند، ثروت ملی و محصول دسترنج توده‌های زحمتکش و تولیدکنندگان جامعه ما را چپاول می‌کنند. در چنین جامعه‌ای عملکرد طبقات حاکم موجب روگردانی توده‌ها نسبت به حاکمیت رژیم گردیده است. واقعیت جامعۀ ما نشانگر آن است که دره عمیقی توده‌های میلیونی مردم – اکثریت محروم را از طبقات حاکمه ارتجاعی – اقلیت مرفه جدا می‌کند و تضاد میان آنها نیز شدت خواهد یافت. در شرایط اوج تضادها رویگردانی مردم از رژیم حاکم روز به روز گسترده‌تر می‌شود و این رویگردانی در آخرین تحلیل به تضعیف رژیم و تلاشی آن از درون منجر خواهد گردید.
با تشدید بحران اقتصادی-اجتماعی و سیاسی در جامعه رژیم "ولایت فقیه" نمی‌تواند بر سر پا بایستد. این روند در سرنوشت نهائی رژیم تاثیر دارد. ادامۀ روند تحریم در عرصه‌های اقتصادی– مالی راه برون رفت از بحران را می‌بندد و رژیم حاکم هر روز به مرگ نزدیکتر می‌شود. بدون تردید با تشدید بحران رژیم شرایط عینی پیروزی بر ارتجاع حاکم نضج می‌یابد. وظیفه ما است که از این شرایط برای بسیج توده‌ها در مبارزات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی استفاده کنیم.
در شرایط کنونی پاسخ رژیم حاکم به بحران اجتماعی– اقتصادی اعمال شیوه‌های سرکوب است. رژیم بدون دستیازی به ترور و اختناق قادر به ادامۀ حکمروایی نیست. از این رو روحانیت حاکم می‌کوشد برای جلوگیری از 160 هزار کانال تلگرامی کامپیوتری در کشور از طریق اعمال زور و با نظارت 18 هزار بسیجی مزدور بر کانال مزبور و فیلتر کردن 16 تا 18 هزار کانال در هفته که در عین حال نشانگر هراس رژیم از نقش روشنگری آن نیز هست. رژیم می‌خواهد با مجبور ساختن انسان‌ها به تبعیت از "ولایت فقیه" با این شیوۀ عمل با سیستم‌های اطلاعات کامپیوتری و رد و بدل اطلاعات در کشور ما مقابله کند. ولی چنین عملی با شکست روبرو خواهد شد.
در تحلیل وضع کشور با درنظرگرفتن تشدید اختلاف در هرم حاکمیت بویژه اگر به هر چه عمیق‌تر شدن اختلاف‌ها توجه کنیم، می‌توان گفت اختلاف‌ها در داخل حاکمیت و پیرامون آن، بازتاب تضاد عمدۀ جامعه یعنی اصل "ولایت فقیه" و بحران عمیق ساختاری رژیم خودکامه فردی استبدادی "ولایت فقیه" است. نمونه روشن در این زمینه موضوع شرکت احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری علیرغم مخالفت خامنه‌ای "ولی فقیه" رژیم است که به یک معنا یعنی نفی اصل "ولایت فقیه" و بی‌اعتباری حاکمیت روحانیت در سطح جامعه می‌باشد. در شرایط کنونی مبارزۀ عینی علیه اصل "ولایت فقیه" دامنۀ گسترده‌تری می‌یابد. بنابراین عوامل عدیده‌ای بی‌ثباتی رژیم را در جامعه تشدید می‌کند که نشانگر آغاز فروپاشی رژیم "ولایت فقیه" محسوب می‌شود. بدون تردید تسریع چنین روندی در اثر فشار توده‌ها تحقق می‌یابد.
باید خاطرنشان ساخت که اختلاف میان دو جناح عمده در حاکمیت در ارتباط با همکاری و نیز پیروی از سیاست آمریکا در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس میان جناح کارگزار– اصلاح‌طلب و روحانیون حاکم و سپاه پاسداران و مذهبیون قشری و گروه‌های مؤتلفه اسلامی و جناح رسالت‌– حجتیه و جبهه پایداری بسرکردگی مصباح یزدی که آنها هم با یکدیگر اختلاف دارند، ادامه دارد. این نیروهای مذهبی در طیف جناح اصول‌گرایان درصددند تا در انتخابات ریاست جمهوری جناح کارگزار– اصلاح‌طلب را از حاکمیت دولتی برکنار سازند. در این ارتباط مجلس سنای آمریکا بنا به پیشنهاد پارلمان اروپا در جهت حمایت از جناح کارگزار– اصلاح‌طلب تصمیم دربارۀ افزایش تحریم علیه رژیم حاکم را به بعد از پایان انتخابات ریاست جمهوری رژیم موکول کرد.
می‌دانیم که سیاست خارجی هر کشور ادامه سیاست داخلی آن کشور است. در ارتباط با سیاست خارجی رژیم "ولایت فقیه" باید یادآور شد که در شرایط جنگ خانمانسوز پس از بیرون راندن ارتش تجاوزکار عراق از خرمشهر در همان وقت حزب توده ایران بر لزوم پایان دادن به جنگ و برقراری صلح عادلانه به نفع خلق‌های هر دو کشور ایران و عراق تاکید کرد. اما، روحانیون حاکم به رهبری خمینی با تدارک یورش به حزب توده ایران با هدف از بین بردن حزب تودۀ ایران و ادامۀ جنگ و کشتار سربازان و جوانان دانش‌آموز و کشاورز در جبهه‌های جنگ زیر لوای "جنگ، جنگ تا پیروزی" و سرانجام پایان جنگ که توام با شکست در جنگ و یا بقول خمینی نوشیدن جام زهر و خسارات عظیم مادی و معنوی برای مردم و کشور ما بود. ما می‌بینیم که ارتجاع حاکم پس از پایان جنگ با ادامه سیاست ماجراجویانه هسته‌ای برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، نتیجۀ این عملکرد ضد ملی از یکسو خسارات مالی حدود بیش‌ از 400 میلیارد دلار به اقتصاد کشور وارد ساخته است از سوی دیگر، مسائلی چون تحریم‌های مالی و اقتصادی رژیم همراه با تشدید بحران اقتصادی را در جامعه موجب گردیده است. اکنون پس از دخالت رژیم "ولایت فقیه" در چچن و یوگسلاوی سابق، بازتاب اهداف توسعه‌طلبانه رژیم در حمایت از گروه‌های شیعه درکشورهای مسلمان ازجمله کمک نظامی وکمک‌ مالی بلاعوض500 میلیون دلاری به "حزب‌الله" لبنان را می‌توان در سیاست خارجی رژیم نیز به صراحت دید. سران رژیم برآنند که با حمایت از گروه‌های شیعه در کشورهای مسلمان موفق خواهند شد بمقاصد توسعه‌طلبانه خود در خاورمیانه و منطقه خلیج‌فارس نیز نائل آیند.
در این زمینه مداخلات نظامی در کشورهای جنگ‌زده عراق و سوریه و مقابله با نیروهای سنی وابسته به عربستان سعودی و قطر و ترکیه برای برقراری ارتباط با "حزب‌الله" لبنان و از جمله ایجاد لشکرهای نظامی "حیدریون" و "فاطمیون" شامل اتباع کشورهای افغانستان و پاکستان و نیز تلاش برای ایجاد "لشگر آزادی جولان" و کوشش برای تولید و ساخت موشک‌های بالستیک نشانگر اقدامات توسعه‌طلبانه رژیم "ولایت‌ فقیه" است.
اکنون امپریالیسم آمریکا با زیر پا گذاردن موازین حقوق بین‌المللی با حمله موشکی به کشور مستقل سوریه صلح جهانی را به خطر انداخته است. در این شرایط می‌بینیم که ارتش آمریکا با پرتاب بمب 11 تنی ویرانگر روی خاک افغانستان بمنظور آزمایش نیروی انفجار آن که قدرت تخریب آن به شعاع 1/6 کیلومتر است اقدام کرده تا با توسل به حربۀ زور در عرصۀ بین‌المللی سیاست نظامی‌گری خود را در عرصۀ سیاسی اعمال کند. باید خاطرنشان ساخت که این بمب نابودکننده بنام "سنگرشکن" برای درهم کوفتن تاسیسات هسته‌ای رژیم حاکم در ایران تدارک و آماده شده بود.
در ارتباط با حفظ حیاتی صلح جهانی و جلوگیری از فاجعۀ جنگ اتمی، سیاست خارجی آمریکا در راه تشدید تشنجات جهانی بوده و در منطقۀ شبه جزیره کره با اقدامات تحریک‌آمیز و اعزام ناوگان هواپیمابر خود به منطقه و با تهدید جنگ اتمی برای درهم‌کوفتن جمهوری دموکراتیک کره شمالی و نابودی دسته‌جمعی مردم این کشور دنیا را با فاجعۀ جنگ اتمی روبرو ساخته است.
حزب توده ایران نظر خود را دربارۀ مداخلات تجاوزکارانه نظامی امپریالیستی و ارتجاع وابسته به آن در سوریه اعلام داشته است. ما طرفدار صلح و امنیت در جهان و مخالف هرگونه تجاوز و جنگ بوده و هستیم. در حال حاضر تحمیل جنگ توسط امپریالیسم آمریکا و متحدانش در ناتو و دخالت آنها و ارتجاع منطقه در سوریه، میدان اعمال سیاست‌های جنگ‌افروزانه امپریالیستی در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس است.
در این میان رژیم "ولایت فقیه" در سوریه نیز علیه رژیم‌های عربستان سعودی و قطر می‌جنگد. بدینسان ادامه مناقشات در شرایط حساس خاورمیانه و خلیج‌فارس می‌تواند به جنگ وسیع تبدیل گردد و تمامیت ارضی کشور ما را در مخاطره جدی قرار دهد.
ما معتقد به خروج فوری همه نیروهای مداخله‌گر از عراق و سوریه هستیم. در شرایط کنونی سیاست خارجی رژیم در جهت تشدید تشنج در خاورمیانه و منطقه خلیج‌فارس عمل می‌کند. سران رژیم برای تامین سلاح و مهمات مورد نیاز ارتش و سپاه پاسداران و تجهیز لشکرهای "حیدریون" و "فاطمیون" در عراق و سوریه می‌کوشند روزانه با صدور 100 هزار بشکه نفت خام به روسیه در قبال دریافت سلاح‌های نظامی، تامین سلاح و مهمات خود را از خارج فراهم آورند که نمونه‌هایی از تجلی سیاست نظامی‌گری رژیم حاکم می‌باشد.
چنین است تصویر کلی از وضع بغرنج حاکم در جامعه ما

نتیجۀ سیاست ضدخلقی رژیم "ولایت فقیه"  در ایران
اکنون اقتصاد کشور ما دچار بحران است. تنزل سطح زندگی مردم و تشدید فقر و فلاکت و بیکاری میلیون‌ها انسان و نارضائی فراگیر توده‌های میلیونی در جامعه، بازتاب بحران اقتصادی در جامعه است.
همۀ صنایع کشور ازلحاظ موادواسطه‌ای وابسته به انحصارهای فراملی و کشورهای رشد یافته صنعتی می‌باشند. وضع تولید کشاورزی نیز اسفناک است. مهاجرت از روستاها ادامه دارد. تعداد حاشیه‌نشینان رو به افزایش است. در کشور فقرا فقیرتر و ثروتمندان ثروتمندتر شده‌اند.
مقصر اصلی چنین وضعی رژیم استبداد مذهبی "ولایت فقیه" است که با تکیه بر شیوۀ سرکوب و تشدید ترور و اختناق مصالح مردم و میهن را زیر پا گذاشته و با هدر دادن و غارت ثروت ملی ما کشور ما را به فاجعه اقتصادی و اجتماعی سوق داده است. طبیعی است که رژیم "ولایت فقیه" نخواهد توانست معضلات و مشکلات فراوانی را که در برابر کشور و مردم ما قرار دارد حل کند. برای رسیدن به این هدف چنانکه در برنامه حزب توده ایران گفته شده، طرد رژیم "ولایت فقیه" و ایجاد تحولات بنیادی در کشور ضرور است.

ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۲۶, پنجشنبه

اسفند 1395

در اینجا شعر آرش کمانگیر با صدای سراینده آرش سیاوش کسرایی شاعر خلقی میهن ما که بخاطر تیرباران و شهادت خسرو روزبه قهرمان ملی ایران سروده است به سمع شما میرسد.
video

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۸, دوشنبه















پیام تسلیت به کمیته مرکزی حزب کمونیست کوبا بمناسبت درگذشت رفیق فیدل کاسترو

کوبا – هاوانا

رفقای عزیز!
ما درگذشت رفیق فیدل کاسترو رهبر و انقلابی برجسته کوبا که سراسر زندگی ثمربخش خود را وقف سعادت توده‌های زحمتکش، آزادی خلق‌های دربند امپریالیسم و الهام‌بخش مبارزات خلق‌های آمریکای لاتین و آفریقا علیه سلطۀ استعمار امپریالیسم و پیروزی آرمان‌های سوسیالیسم کرد، به شما و بوسیلۀ شما به تمام اعضای حزب کمونیست کوبا و به تمام مردم زحمتکش، صلح‌جو و ترقی‌خواه کشورتان تسلیت می‌گوئیم.
ما مطمئنیم که حزب کمونیست کوبا به مبارزه خویش در راه صلح و سوسیالیسم و ترقی اجتماعی ادامه خواهد داد و سهم خود را در تحکیم و تقویت جنبش کمونیستی و کارگری جهان ادا خواهد کرد.


                                               اعضای حزب تودۀ ایران
                                                   27 نوامبر 2016


ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۷, چهارشنبه

ویژه سالگرد تاسیس حزب  
شماره 25 ، 7 مهر ماه 1395

هفتادوپنج سال مبارزۀ حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران در راه استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی و صلح علیه ارتجاع و امپریالیسم در کشور ما

تشکیل حزب کمونیست ایران در اوایل تیرماه 1300 و سپس حزب توده ایران در 10 مهر ماه 1320، صد سال مبارزات حزب طبقه کارگر در راه آزادی، استقلال ملی و پیشرفت اجتماعی در میهن ما، تاریخی درخشان از مبارزات پیروان سوسیالیسم علمی در کشور کهن‌سال ما است.
باید گفت که در این راه نبرد مبارزان توده‌ای در دوران تاریخ 75 سالۀ مبارزات حزب توده ایران درخشان‌ترین مبارزات پیروان سوسیالیسم علمی در میهن ما طی این دوران طولانی است.
حزب توده ایران طی دوران کوتاه مدت فعالیت علنی خود در کشور به سبب اعتقاد راسخ به آزادی و دموکراسی و استقلال واقعی سیاسی و اقتصادی ایران و تامین منافع توده‌های زحمتکش جامعه و سمت‌گیری انترناسیونالیستی هم از رژیم دست‌نشانده و خائن شاه و هم از رژیم منفور و جابر مذهبی "ولایت فقیه" آسیب زیادی متحمل شد، ولی علیرغم ضربات شدیدی که پس از یورش سبعانه رژیم مذهبی "ولایت فقیه" به رهبری خمینی به حزب ما وارد شده، حزب ما در شرایط ترور و اختناق بر کشور و سلطۀ حاکمیت روحانیون و کلان سرمایه‌داران بازار و بزرگ زمین‌داران و سپاه پاسداران و ارگان‌های سرکوبگر و جاسوسی رژیم بر کشور به مبارزۀ خود در راه تحقق آزادی و دموکراسی و طرد استبداد مذهبی ادامه می‌دهد.
در شرایطی که اعمال فشار از طرف امپریالیسم آمریکا از راه ادامه تحریم اقتصادی و مالی علیه رژیم که اینک به صورت تحریم صنایع نظامی و افراد و شرکت‌های وابسته به سپاه پاسداران و موشک‌پرانی آنها و بویژه جلوگیری از کمک مالی و تسلیحاتی به "حزب ‌الله" لبنان در جریان است. رژیم حاکم به چنان بن‌بستی رسیده که امکان خروج از بن‌بست موجود را ندارد. ناگفته پیدا است که روحانیون حاکم بدون سپاه پاسداران و ارگان‌های سرکوبگر که تکیه‌گاه اصلی رژیم را تشکیل می‌دهد، قادر به ادامۀ حکمروایی نیست. در این میان جبهه متحد نیروهای وابسته و غارتگر اصلاح‌طلب و کارگزار در جناح اعتدال به سرکردگی رفسنجانی نیز قادر به پایان بخشیدن به تسلط غارتگرانه و مافیائی سپاه پاسداران که شریان‌های اقتصادی کشور را قبضه کرده و دسترنج زحمتکشان و ثروت ملی ما را چپاول می‌کنند نخواهد بود. زیرا سپاه پاسداران به عنوان بازوی مسلح رژیم یک قدرت و در واقع دولتی در درون دولت است.
در حالی که هر اقدامی در زمینه اجراء تحریم‌های مورد نظر آمریکا مستلزم موافقت از جانب "ولی فقیه" رژیم می‌باشد. بنابراین درصورت عدم پذیرش این تحریم‌ها از جانب خامنه‌ای تحریم‌های اقتصادی و مالی ادامه می‌یابد.
طبیعی است که این وضع نمی‌تواند ادامه داشته باشد. سرانجام می‌باید سمت‌گیری سیاسی رژیم نسبت به سیاست خاورمیانه‌ای و خواسته‌های آمریکا و همدستانش در ایران را تعیین کرد.
در لحظۀ کنونی مبارزه برای تعیین سمت‌گیری میان دو گرایش در حاکمیت کنونی کشور هر روز شدیدتر می‌شود. این مبارزه در حاکمیت، بطور عمده بر سر برقراری مناسبات با آمریکا در جهت همکاری و نیز پیروی از سیاست آمریکا در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس جریان دارد. از یکسو گرایش جبهه متحد نیروهای اصلاح‌طلب- کارگزار در جناح اعتدال در خط همکاری با امپریالیسم آمریکا قرار دارد و هوادار آمریکا هستند و در جهت دیگر گرایش ارتجاعی روحانیون حاکم و قشر سرمایه‌داری تجاری بازار و سپاه و مذهبیون قشری و گروه‌های مذهبی موتلفه و جناح رسالت مدافع روحانیت حاکم و نیز سیاست "صدور انقلاب اسلامی" با موضع‌گیری علیه اسرائیل و عربستان سعودی از نیروها و گروه‌های مذهبی شیعه در لبنان، عراق، بحرین، یمن و افغانستان و پاکستان حمایت می‌کنند و در خط "عدم اعتماد" به آمریکا قرار دارند. اکنون رژیم حاکم دچار چنین بحرانی شده است و راه برون رفت از آن را ندارد. با اینکه در داخل حاکمیت وضع چنین است. اما ضعف عامل ذهنی، و عدم جبهه‌ای از نیروهای مردمی موجب آن گردیده که جنبش ضد رژیم به علت سازمان نیافتگی در وضع نامطلوبی قرار گیرد. در شرایط کنونی تلاش برای اتحاد نیروهای مردمی را باید ده چندان کرد و خرابکاری آنهایی که می‌کوشند اتحاد عمل نیروهای مردمی را غیرمقدور سازند خنثی کرد.
در بحرانی که رژیم را از همه طرف فراگرفته است و درپیامد سیاست ماجراجویانه هسته‌ای، رژیم حاکم با فروریزی ناشی ازبحران اقتصادی و مالی روبرو گردیده است. گسترش فعالیت سیاسی و سازمانی حزب برای تشکل توده‌های زحمتکش و در درجه اول طبقه کارگر در راس مبارزه قرار دارد. برای دستیابی به این هدف، تشکل مبارزان توده‌ای در هسته‌های مخفی و مراعات اصول چهارگانه عدم تمرکز سازمانی، ترجیح کیفیت بر کمیت، تلفیق کار علنی و مخفی و حفظ اسرار حزبی با رعایت اکید موازین پنهانکاری ضرورت حاد دارد.
در چنین شرایطی مبارزان توده‌ای مسئولیت تاریخی خود را احساس می‌کنند و وظایف خود را با شهامت انجام خواهند داد.
ما به مناسبت هفتادوپنجمین سالگرد تاسیس حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران به همۀ رفقا و هواداران و دوستان حزب شادباش می‌گوئیم و برای مردم میهن‌مان کامیابی در پیشبرد مبارزه در راه دستیابی به آزادی و دموکراسی و طرد استبداد مذهبی "ولایت فقیه" را آرزومندیم.

ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.

تحریف نظر لنین در نشریه غصب شده "نامه مردم"

با این کار نقاب از چهرۀ گردانندگان نشریه "نامه مردم" برداشته شد.

در نشریه "نامه مردم" شماره 990 مورخ 21 دی 1394 نوشتۀ تحریف‌آمیز تحت عنوان "دو تاکتیک سوسیال دموکراسی در انقلاب دموکراتیک" که به دروغ به نام لنین نسبت می‌دهد منتشر شده است.
نویسنده این نوشته با شیوۀ توسل به عبارت‌پردازی مهمل برای اثبات ادعای خود به راه قیاس می‌رود و می‌نویسد:
"تاکید لنین در دو تاکتیک سوسیال دموکراسی در انقلاب دموکراتیک بر ضرورت ایجاد اتحادهای تاکتیکی (و گاه موقتی) میان نیروهایی است که منافع مشترکی در گذر از دیکتاتوری به دموکراسی دارند. لنین با شکفتن فرآیند اتحادها، گسست‌ها، سازش‌ها و تعرض‌ها در کنگرۀ حزب سوسیال دموکرات روسیه، برنامه انقلاب و مرحله‌های آن را تدوین و ارائه کرد. لنین در ادامه آن برنامه موضوع شرکت کردن حزب سوسیال دموکرات روسیه در انقلاب بورژوا- دموکراتیک و اهمیت اتحادهای سیاسی در هر مر حلۀ مشخص و معین روند تحول انقلابی را از موضع نیروی اپوزیسیون انقلابی مورد توجه قرار می‌دهد. شیوه تحلیل و ارزیابی لنین دربارۀ شناخت مرحله مشخص رشد سرمایه‌داری و تشخیص نیروهای سیاسی درگیر و سمت‌گیری آنها می‌تواند برای تحلیل و درک ساختار سرمایه‌داری و نیروهای سیاسی موجود در شرایط کنونی میهن ما مفید باشد." (نقل از نشریه نامه مردم، شماره 990، ص 1و6)
آیا این سطور نقل شده، نظر لنین در کتاب دو تاکتیک سوسیال دموکراسی است؟ البته نه!
نویسنده با این گزافه‌گویی که رابطه‌ای با مضمون کتاب دو تاکتیک سوسیال دموکراسی ندارد. برای پیشبرد ادعایش به این نتیجه می‌رسد که: "لنین بر این مبنا بود که توانست موضوع لزوم اتحاد طبقه کارگر با لایه‌هایی از بورژوازی در ضمن حفظ و تامین استقلال نظری و عملی حزب سیاسی طبقه کارگر را جسورانه مطرح کند."!!   که در حقیقت لنین هرگز چنین مطلبی را در کتاب "دو تاکتیک سوسیال دموکراسی" بیان نکرده است.
کجای کتاب "دو تاکتیک سوسیال دموکراسی" لنین بورژوازی را از متحدین طبقه کارگر مطرح می‌کند؟  آخر دروغ گفتن هم حدی دارد... به این می‌گویند یک دروغ بزرگ گوبلزی1 که مدافعان بورژوازی در نشریه غصب شده "نامه مردم"2 آن را تبلیغ می‌کنند. لنین در کتاب دو تاکتیک سوسیال دموکراسی نمی‌آموزد که طبقه کارگر در انقلاب دموکراتیک با لایه‌هایی از بورژوازی متحد شود بلکه بر عکس می‌آموزد که "موقعیت بورژوازی بعنوان طبقه‌ای در جامعه سرمایه‌داری، ناگزیر موجب ناپیگیریش در انقلاب دموکراتیک می‌گردد. موقعیت پرولتاریا، بعنوان یک طبقه، وی را مجبور می‌سازد که دموکرات پیگیر باشد. بورژوازی از ترس پیشرفت و ترقی دموکراسی که خطر افزایش قدرت پرولتاریا را دربردارد، همواره بعقب می‌نگرد. پرولتاریا جز زنجیر خود چیزی ندارد از دست بدهد. ولی بکمک دموکراتیسم تمام جهان را بدست خواهد آورد." (لنین، دو تاکتیک سوسیال دموکراسی در انقلاب دموکراتیک، انتشارات حزب توده ایران ، 1354، ص 48)
لنین در کتاب "دو تاکتیک سوسیال دموکراسی" درباره ترکیب طبقاتی نیروهای اجتماعی در روسیه می‌گوید:  "بورژوازی طرفدار ناپیگیر و خود غرض و جبون انقلاب است. بورژوازی همین که تمایلات خودغرضانه و محدودش برآورده شد و همین که از دموکراتیسم پیگیر "رمید" من حیث المجموع بسوی ضد انقلاب ، بسوی حکومت مطلقه روی خواهد آورد و علیه انقلاب و علیه مردم دست به عمل خواهد زد. باقی می‌ماند "مردم" یعنی پرولتاریا و دهقانان: پرولتاریا تنها طبقه‌ای است که قادر است با اطمینان تا هدف نهایی پیش رود. زیرا راهی را که در پیش دارد بمراتب از انقلاب دموکراتیک فراتر می‌رود از این‌روست که پرولتاریا در مبارزه برای جمهوری در نخستین صفوف پیکار می‌کند. (لنین، "دو تاکتیک سوسیال دموکراسی"، ص 115)
لنین دربارۀ اتحاد کارگران و دهقانان تاکید می‌کند:  "پرولتاریا برای پیروزی بر بورژوازی باید توده دهقان را از بورژوازی جدا کرده به سوی خود جلب کند."   لنین می‌گوید: "بورژوازی قادر نیست انقلاب دموکراتیک را به پایان برساند ولی دهقانان استعداد این کار را دارند و ما باید با تمام قوای خود در راه حصول این مقصود به آنها کمک کنیم." (لنین، دو تاکتیک سوسیال دموکراسی، ص 117)
آموزش لنین در کتاب دو تاکتیک سوسیال دموکراسی باطل بودن ادعای نویسنده نشریه "نامه مردم" که می‌کوشد از طریق دروغ پردازی آشکار تئوری و پراتیک مارکسیسم لنینیسم را جعل و مخدوش کند و ایدئولوژی بورژوایی را تبلیغ کند، آشکار می‌سازد. نویسنده نشریه "نامه مردم" می‌خواهد زیر پوشش نقل قول دروغین از لنین به نوشتۀ خود رنگ تئوریک بزند و به خوانندگان خود تلقین کند که با اسلوب مارکسیستی تحلیل و بررسی، قادر به توضیح و تشریح رویدادهای کشور ما است. ولی گفتار و کردار نویسنده نشریه "نامه مردم" نشانگر آن است که او حتی تصوری از مضمون کتاب "دو تاکتیک سوسیال دموکراسی" ندارد و به دور از درک سوسیالیسم علمی با سوءنیت تز لنینی ضرورت اتحاد طبقه کارگر و دهقانان تهیدست را جعل و مخدوش می‌کند و اتحاد طبقه کارگر با لایه‌هایی از بورژوازی را تبلیغ می‌نماید تا خیانت سرمایه‌داری ایران به امر تودۀ مردم و جنایت سرمایه‌داری انحصاری در ایران دور از دید‌ها بماند و یا لااقل کم رنگ شود.
ما در قبال تحریف آشکار نظر لنین که نویسنده نشریه "نامه مردم" این چنین بی بندوبار آن را تنزل می‌دهد. در بحث از اندیشه و نظر لنین دربارۀ اتحاد کارگران با دهقانان برای پیروزی هرچه پیگیر انقلاب دموکراتیک در اینجا به این اثر درخشان لنین "دو تاکتیک سوسیال دموکراسی" اشاره کنیم.
آموزش‌های لنین از سال 1897 بر پایه اصول اساسی و انقلابی مارکسیسم و ضرورت ناشی از آغاز دوران نوین در جامعه بشری- دوران گذار از سرمایه‌داری به سوسیالیسم- بیانگر نیازهای بنیادی دوران حاضر است. و.ای.لنین با تحلیل علمی امپریالیسم و ماهیت انحصاری سرمایه‌داری و سلطه انحصارات، تئوری مارکس دربارۀ انقلاب سوسیالیستی را بطور خلاق رشد و تکامل بیشتر داد و ضرورت اتحاد طبقه کارگر با قشرهای زحمتکش در جهت سرنگونی حکومت بورژوازی را نشان داد.
اصول عمده تئوری لنینی انقلاب سوسیالیستی و ضد امپریالیستی در بخشی از آثار وی تشریح گردیده است که از جمله مقدم بر همه باید از "دو تاکتیک سوسیال دموکراسی در انقلاب دموکراتیک" نام برد.
می‌دانیم مضمون کتاب "دو تاکتیک سوسیال دموکراسی در انقلاب دموکراتیک" همان‌طور که از عنوان آن معلومست، دو خط مشی و شیوه‌های فعالیت سیاسی است که بین بلشویک‌ها اکثریت (سوسیال دموکراسی انقلابی) و منشویک‌ها اقلیت (سوسیال دموکراسی راست) وجود داشت. همان‌طور که لنین در پیشگفتار کتاب دو تاکتیک سوسیال دموکراسی در ژوئیه سال 1905 می‌نویسد، بهترین مدرک در مورد بیان نظرات تاکتیکی، قطعنامه‌های کنگره سوم حزب کارگری سوسیال دموکرات روسیه با شرکت بلشویک‌ها در لندن ماه مه 1905 و کنفرانس قسمت منشعب شده از حزب سوسیال دموکرات با شرکت منشویک‌ها در ژنو در همان تاریخ است. لنین در این اثر سیاست آشتی طبقاتی سوسیال دموکرات‌های منشویک که توده‌ها را نسبت به سوسیالیسم علمی بدبین می‌کردند نشان می‌دهد.
دربرابر سیاست آشتی طبقاتی منشویک‌ها، کنگره سوم حزب سوسیال دموکرات روسیه تشکیل می‌شود و سرنگون ساختن حکومت تزاری و شرایط دقیق شرکت سوسیال دموکراسی در حکومت انقلابی (در دورۀ تحول دموکراتیک و مبارزه در راه جمهوری) را تصویب می‌کند. براساس تصویب نمایندگان مسئول پرولتاریای سوسیال دموکرات، قطعنامه کنگره سوم حزب سوسیال دموکرات روسیه وظایف مشخص پرولتاریا سوسیال دموکرات را در انقلاب دموکراتیک تعیین می‌نماید. از جمله در قطعنامه کنگره سوم حزب کارگر سوسیال دموکرات روسیه، دربارۀ شرکت سوسیال دموکراسی در حکومت انقلابی و نقش بورژوازی که خواستار سرنگون ساختن حکومت تزاری نیست و نیز تلاش‌های شدید بورژوازی برای اینکه پیروزی‌های دورۀ انقلاب را از چنگ پرولتاریا خارج سازد گفته می‌شود:
بند ج) شرط لازم چنین شرکتی نظارت شدید حزب بر نمایندگان خود و حفظ مداوم استقلال سوسیال دموکراسی است که انقلاب سوسیالیستی کامل را هدف مساعی خویش قرار داده و بهمین جهت هم دشمن آشتی ناپذیر تمام احزاب بورژوازی است. (دو تاکتیک سوسیال دموکراسی ص 12-11)
بدینسان قطعنامه کنگره سرنگون ساختن حکومت تزاری و لزوم تشکیل حکومت انقلابی موقت و برنامۀ عمل این حکومت که شامل اجرای تمام برنامه حداقل حزب پرولتاریا یعنی برنامه اصلاحات فوری سیاسی و اقتصادی به منظور حفظ و تحکیم و بسط و توسعۀ پیروزی‌های انقلاب برای برداشتن گام بعدی بجلو و عملی کردن سوسیالیسم ضرور است، را بحزب توصیه می‌کند. در مادۀ سوم قطعنامه کنگره گفته می‌شود که: ما، یعنی حزب پرولتاریا، باید این برانداختن را عملی سازیم، برانداختن واقعی فقط استقرار جمهوری دموکراتیک است. این جمهوری را ما باید بدست آوریم و ما برای نیل به آن و آزادی کامل نه تنها با حکومت مطلقه بلکه با بورژوازی هم، هنگامی‌که تلاش خواهد نمود (و حتما خواهد نمود) پیروزی‌های ما را از چنگ ما خارج سازد مبارزه خواهیم کرد. قطعنامه کنگره طبقه معینی را برای هدف فوری و دقیقاً معین بمبارزه دعوت می‌نماید. (دو تاکتیک سوسیال دموکراسی، ص 32)
در آن ایام روش و مواضع سیاسی منشویک‌ها بر پایه عدم باور به نظام سوسیالیستی و عدم تحقق بخشیدن به سوسیالیسم در جامعه روسیه بود. به دنبال کنفرانس سرتاسری منشویک‌ها در قطعنامه کنفرانس منشویکی قفقاز دربارۀ حکومت موقت گفته می‌شود: "کنفرانس با تشکیل حکومت موقت سوسیال دموکراتیک و ورود در آن ابراز مخالفت می‌نماید. تشکیل حکومت موقت سوسیال دموکراتیک با شرکت در آن، از یک طرف نتیجه‌اش اینست‌که توده‌های وسیع پرولتاریا که از طرف سوسیال دموکرات مایوس خواهند شد از آن جدا می‌گردند زیرا سوسیال دموکراسی با وجود تصرف قدرت نیز مادامی‌که سوسیالیسم را عملی ننموده است نمی‌تواند نیازمندی‌های حیاتی طبقه کارگر را برآورده نماید و از طرف دیگر این امر طبقات بورژوازی را از انقلاب رم می‌دهد و بدینوسیله دامنۀ عمل انقلاب نقصان می‌پذیرد." (دو تاکتیک سوسیال دموکراسی، ص 109 و 110)
لنین موضوع را می‌شکافد و می‌نویسد:
اینجاست اصل تمام مطلب، در حکومت موقت شرکت نباید کرد، زیرا این وضع بورژوازی را از انقلاب رم می‌دهد و بدین وسیله دامنۀعمل انقلاب نقصان می‌پذیرد.
اینجاست که دیگر آن فلسفۀ نوایسکرایی‌ها3 که می‌گوید چون انقلاب بورژوایست به این جهت ما باید در مقابل رذائل بورژوازی سر تعظیم فرود آورده و از سر راهش کنار برویم، تماماً و بصورت ناب و پیگیر خود در مقابل ما متظاهر می‌گردد. اگر ما ولو در موارد جزیی و ولو برای یک دقیقه، از این نظر پیروی نمائیم که شرکت ما ممکن است بورژوازی را از انقلاب رم دهد در اینصورت سرکردگی را تماماً به طبقه بورژوازی واگذار خواهیم کرد. به این طریق پرولتاریا را کاملا تحت قیمومت بورژوازی درآوریم (در حالی که کاملاً : "آزادی انتقاد" را حفظ کرده‌ایم!!) و پرولتاریا را مجبور می‌کنیم، معتدل و ملایم باشد تا مبادا بورژوازی رم کند. ما روی حیاتی‌ترین نیازمندی‌های پرولتاریا یعنی نیازمندی‌های سیاسی وی، که اکونومیست‌ها4 و مریدان آنها هیچگاه درست نمی‌فهمیدند سایه افکنیم و این کار را بدان سبب می‌کنیم که بورژوازی رم نکند. ما کاملاً از شیوۀ مبارزه انقلابی در راه عملی نمودن دموکراتیسم، در حدودی که مورد لزوم پرولتاریاست، عدول کرده و شیوۀ معامله با بورژوازی را در پیش می‌گیریم و به بهای خیانت به اصول و خیانت به انقلاب، موافقت داوطلبانه بورژوازی را خریداری می‌نمائیم ("برای اینکه رم نکند")، نوایسکرایی‌های قفقاز توانسته‌اند تمام ماهیت تاکتیک خیانت به انقلاب و تبدیل پرولتاریا به زائده ناچیز طبقات بورژوازی را در دو سطر کوچک بیان نمایند." (همانجا ص 110)
لنین در همین جا تاکید می‌کند که "از دو حال خارج نیست، آقایان: یا ما باید علی‌رغم بورژوازی ناپیگیر و خودغرض و جبون به اتفاق مردم در راه عملی نمودن انقلاب کوشش نمائیم و به پیروزی کامل بر تزاریسم نائل آئیم، یا اینکه این "علی‌رغم" را مجاز ندانیم و بترسیم از اینکه مبادا بورژوازی "برمد" و آنوقت است که ما پرولتاریا و مردم را تسلیم بورژوازی، تسلیم بورژوازی ناپیگیر و خودغرض و جبون کردیم. (همانجا ص 113، 114)
کسی‌که به اهمیت نقش دهقانان در انقلاب پیروزمندانۀ روس پی ببرد ممکن نیست بتواند بگوید در صورتیکه بورژوازی از انقلاب برمد دامنه انقلاب نقصان می‌پذیرد. زیرا در حقیقت فقط وقتی دامنۀ انقلاب روس واقعا رو بوسعت می‌گذارد، فقط وقتی این دامنۀ انقلاب واقعاً از آنچه در عصر انقلاب بورژوا- دموکراتیک ممکن است وسیع‌تر خواهد بود که بورژوازی از آن برمد و توده دهقانان همدوش با پرولتاریا نقش یک انقلابی فعال را بعهده بگیرند. برای اینکه انقلاب دموکراتیک ما بتواند بطرز پیگیری به پایان خود برسد باید به نیروهایی اتکاء نماید که قادر باشند ناپیگیری اجتناب‌ناپذیر بورژوازی را فلج سازند (یعنی همانا قادر باشند آن را "وادار به رمیدن نمایند" همان چیزی‌که طرفداران قفقازی "ایسکرا" بعلت نابخردی از آن می‌ترسند). پرولتاریا باید انقلاب دموکراتیک را به آخر برساند بدین‌طریق که تودۀ دهقان را بخود ملحق نماید تا بتواند نیروی مقاومت بورژوازی را جبراً درهم شکند و ناپیگیری دهقانان خرده‌بورژوازی را فلج سازد!
اینها هستند آن وظایف پرولتاریا که نوایسکرایی‌ها در تمام استدلال‌ها و قطعنامه‌های خویش دربارۀ دامنۀ انقلاب با آن محدودیت از آن سخن می‌گویند. (همانجا، ص 118)
وقتی لنین با صراحت می‌گوید که پرولتاریا باید تودۀ دهقان را از بورژوازی جدا کرده به سوی خود جلب کند. پرولتاریا باید برای پیروزی بر بورژوازی به دهقان کمک کند. وقتی لنین دربارۀ خصوصیات بورژوازی می‌نویسد: "بورژوازی قادر نیست انقلاب دموکراتیک را به پایان برساند. ولی دهقانان استعداد این کار را دارند. ما باید با تمام قوای خود در راه حصول این مقصود به آنها کمک کنیم." تبلیغ ضد آن و سخن گفتن از اتحاد طبقه کارگر با لایه‌هایی از بورژوازی مهمل‌بافی است.
چنانکه می‌بینیم نظر لنین دربارۀ اتحاد طبقه کارگر با دهقانان در انقلاب دموکراتیک در جهت رشد و تبدیل انقلاب بورژوا- دموکراتیک به انقلاب سوسیالیستی، درست نقطه مقابل ادعای نویسنده نشریه "نامه مردم" است که بر خلاف نظر لنین اتحاد طبقه کارگر با لایه‌هایی از بورژوازی مکار و فریبکار را به دروغ به نام لنین می‌بندد.
در اینجا جعل و تحریف نظر لنین با استناد به کتاب دو تاکتیک سوسیال دموکراسی آشکار گردیده است. برای کسی‌که کتاب دو تاکتیک سوسیال دموکراسی اثر لنین را مطالعه کرده باشد. پی بردن به ماهیت این دو خط مشی یعنی مشی لیبرالی و مشی مارکسیستی در این کتاب دشوار نیست.
محفل روشنفکری اپورتونیستی که این مهملات را زیر عنوان نشریه "نامه مردم" تبلیغ می‌کند. در واقع امر طرفدار نظام سرمایه‌داری هستند و به آن خدمت می‌کنند.
چنین است بطور خلاصه اندیشه و نظر لنین دربارۀ اتحاد کارگران و دهقانان و همۀ زحمتکشان در اثر درخشان لنین دو تاکتیک سوسیال دموکراسی در انقلاب دموکراتیک.  و اما

فعالیت خرابکارانه سازشکاران زیر نام حزب علیه مبانی حزب توده ایران قادر به از بین بردن تاثیر اندیشه‌های سوسیالیسم علمی در ایران نمی‌باشد.

خط مشی سیاسی حزب توده ایران دربارۀ متحدین  طبقه کارگر

در اینجا جا دارد دربارۀ اتحاد کارگران و دهقانان و قشرهای توده‌های زحمتکش که در اسناد و احکام حزب ما ذکر شده است به متحدان طبقه کارگر، اشاره کنیم.
حزب توده ایران بعنوان حزب طبقه کارگر ایران در بررسی و تحلیل ترکیب و موضع متحدان طبقۀ کارگر در مبارزه برای دگرگونی‌های بنیادی در زندگی اجتماعی- اقتصادی کشور، با در نظر گرفتن پیوندهای عینی منافع طبقه کارگر با منافع توده‌های میلیونی شهر و روستا متحدان طبقه کارگر را مشخص کرده است. بر پایه پیوندهای منافع اجتماعی و سیاسی طبقه کارگر با خواست‌های زحمتکشان است که در احکام و اسناد برنامه‌ای حزب توده ایران خاطر نشان می‌شود، قشرهای بینابینی جامعه در درجه اول دهقانان تهیدست و پیشه‌وران و کسبه خرده‌پا و روشنفکران زحمتکش در زمرۀ متحدان طبقه کارگر قرار می‌گیرند.
امروز پس از گذشت سی سال از ناکامی انقلاب بهمن 57 به‌علت خیانت سران مرتجع رژیم و همدستان آنها به اهداف انقلاب ایران و تحمیل راه سرمایه‌داری وابسته زیر پوشش "اقتصاد اسلامی" به کشور ما، و بسط مناسبات سرمایه‌داری وابسته تحمیل شده به ایران و تشدید هر چه بیشتر وابستگی کشور ما به انحصارهای امپریالیستی، بیش از پیش جامعۀ ایران را به دو قطب متضاد تقسیم کرد. در یک قطب اقلیت ثروتمند و در قطب دیگر اکثریت محروم جامعه قرار دارد که دره عمیقی این دو قطب را از هم جدا می‌کند. در حالی‌که رژیم حاکم سرنوشت کشور را تابع منافع کلان سرمایه‌داران بازار و تجار و بازرگانان میلیاردر و بزرگ زمین‌داران کرده است و ثروتمندان ثروتمندتر و فقرا فقیرتر شده‌اند. طبیعی است که در شرایط رژیم "ولایت فقیه" نمی‌توان از عدالت اجتماعی سخن به میان آورد. در شرایط موجود خواست بنیادین عدالت اجتماعی، آزادی و دموکراسی و پایان دادن به فقر و بیکاری و گرانی و تامین زندگی بهتر در سرلوحه مبارزات توده‌های زحمتکش در جامعه ما قرار دارد. به همین سبب، در مبارزه برای آزادی‌های دموکراتیک و عدالت اجتماعی در کشور ما، توده‌های میلیونی کارگران، دهقانان، کسبه و پیشه‌وران و روشنفکران آزادیخواه که هوادار آزادی و دموکراسی و خواستار تامین عدالت اجتماعی هستند در یک سو و طبقات حاکمۀ بزرگ مالکان و زمین‌داران و تجار و سرمایه‌داران غارتگر و روحانیون حاکم و در راس آنها "ولی فقیه" رژیم با پشتیبانی ارگان‌های سرکوبگر و جاسوسی رژیم در سپاه پاسداران، بسیج و پلیس دادگستری که از منافع استثمارگران پاسداری می‌کنند، در سوی دیگر قرار گرفته‌اند. نیروهای ارتجاعی حاکم نمی‌توانند به علل عدیده به خواست اکثریت مطلق مردم میهن ما پاسخ گویند و زندگی کم و بیش مرفه‌ایی برای میلیون‌ها انسان فراهم آورند.
در شرایطی که رژیم حاکم کشور را دچار ورشکستگی اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ساخته است و در حال حاضر وضع زندگی توده‌های میلیونی مردم روز به روز بدتر می‌شود و رژیم حاکم قادر به تحقق خواستشان نیست. آنچه در شرایط کنونی ضرورت دارد مبارزه در راه خواست‌های عام دموکراتیک در پیوند با خواست‌های کارگران و زحمتکشان بقصد جلب هر چه بیشتر طبقات و اقشار زحمتکش جامعه به مبارزه علیه رژیم استبدادی مذهبی حاکم است.
بنابراین برای حل مشکلات عظیم کنونی که در برابر جامعه قرار دارد. شرکت توده‌ها در جنبش ضد رژیم در راه پایان دادن به رژیم "ولایت فقیه" بمثابۀ عامل سد راه رشد نیروهای مولد که در تضاد با رشد اجتماعی و اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است، اهمیت ویژه‌ای کسب می‌کند.
تا زمانی که سیطره "ولایت فقیه" بر کشور حاکم است مشکلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را نمی‌توان حل کرد. همچنین در شرایط رژیم "ولایت فقیه" نمی‌توان وضع زندگی کارگران و زحمتکشان را بهبود بخشید و حقوق اجتماعی و آزادی‌های سیاسی و صنفی آنان را تامین کرد.
در شرایط کنونی اتحاد نیروهای سیاسی دموکراتیک برای گسترش هر چه بیشتر طیف نیروهای محرکۀ جنبش ضد رژیم در راه براندازی حاکمیت روحانیون و طبقات غارتگر کلان سرمایه‌داران و بزرگ زمین‌داران اهمیت حیاتی دارد. در حال حاضر ما شاهد فروریزی نظام اقتصادی رژیم "ولایت فقیه" هستیم. تردیدی نمی‌توان داشت که در آینده هم این روند هر روز با شدتی بیشتر و دامنه‌ای پهناورتر ادامه خواهد داشت. باید گفت جلوگیری از فروریزی نظام اقتصادی رژیم توسط جبهه نیروهای غارتگر و ضد انقلاب داخلی اصلاح‌طلب و کارگزار در خط اعتدال بسرکردگی رفسنجانی که هدف عمده‌اش تثبیت و تحکیم رژیم حاکم و ادامۀ حاکمیت روحانیت و "ولایت فقیه" بر اریکۀ قدرت در میهن ما است، در شرایط ادامۀ تحریم و فروریزی اقتصاد رژیم قادر به نجات رژیم در حال مرگ نخواهد بود.
حزب ما مبارزه در راه طرد رژیم "ولایت فقیه" برای تامین آزادی‌های دموکراتیک و دستیابی به عدالت اجتماعی، مبارزه در راه دفاع از استقلال ملی‌ ایران و رهایی از وابستگی‌اقتصادی وسیاسی نواستعماری امپریالیسم و مبارزه علیه کلان سرمایه‌داران و بزرگ‌ مالکان بمثابه پایگاه امپریالیسم در ایران و دفاع از منافع خلق و مصالح عالی کشور که از وظایف انقلابی حزب توده ایران است. با پی‌گیری ادامه می‌دهد. براین اساس، در این پیکار بزرگ توده‌ها علیه طبقات غارتگر و ارتجاع حاکم که برای تامین عدالت اجتماعی دامنۀ گسترده‌تری می‌یابد، حزب توده ایران در کنار این مردم زحمتکش است.
___________________________________
توضیحات:
1- گوبلز وزیر تبلیغات رژیم آلمان هیتلری بود. او می‌گفت دروغ هر چه بزرگتر، باورش آسانتر.
2- ما در زیر این نوشته دربارۀ غصب "نامه مردم" توضیح می‌دهیم.
3- "ایسکرا" نخستین روزنامه غیرعلنی مارکسیستی سراسر روسیه بود که لنین در سال 1900 در خارج روسیه تاسیس نمود. پس از آنکه در کنگره دوم حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه در 1903، حزب به بلشویک‌ها و منشویک‌ها منشعب گردید. روزنامه "ایسکرا" بدست منشویک‌ها افتاد و بر خلاف "ایسکرای" سابق لنین، "ایسکرای "نو" نامیده شد.
4- اکونومیست‌ها: جریان اپورتونیستی بود که در میان بخشی از سوسیال دموکرات‌ها پیدا شد. اکونومیست‌ها مدعی بودند وظیفه جنبش کارگری فقط مبارزه اقتصادی در راه بهبود وضع کارگران در راه کاهش ساعت کار روزانه، مبارزه برای افزایش دستمزد و غیره است. اکونومیست‌ها مخالف تشکیل حزب مستقل سیاسی طبقه کارگر بودند.

توضیحی درباره غصب "نامه مردم"
دربارۀ غصب "نامه مردم" این توضیح ضروری است که عناصر اپورتونیست و سازشکار، با شرکت در انتخابات رژیم و تبلیغ برای رای دادن به نمایندگان جریان بورژوایی اصلاح‌طلب بمنظور اتحاد با این نیروهای خیانتکار به انقلاب بهمن 57، در حین آنکه آنها عملا با روش سازشکارانه خود از بهمن 1378 با رای دادن به کاندیدهای جبهه دوم خرداد شامل گروه‌‌های هیجده‌گانه اصلاح‌طلب در ششمین دورۀ مجلس رژیم که بطور آشکار برنامه و سیاست و مشی حزب را نفی می‌کردند. درون حزب اختلاف بر سر این گرایش راست‌روانه و نیز دنباله‌روی از بورژوازی میان اعضای حزب و نمایندگان خط مشی اپورتونیستی ظاهر گشت.
خاوری و همفکرانش اصلاح‌طلبان را خرده‌بورژوازی و از متحدان طبقه کارگر بشمار می‌آوردند و ماهیت بورژوایی آنان را درک نمی‌کردند. در رابطه با اختلاف میان اعضای حزب و سازشکاران بر سر نظریات راست‌روانه، در پلنوم مرداد سال 1386 برای حل این مسئله تشکیل کنگره حزب تصویب گردید و 6 نفر از اعضای کمیته مرکزی را برای تدارک برگذاری و تشکیل ششمین کنگره تعیین نمود. اما سازشکاران و اپورتونیست‌ها بسرکردگی خاوری با شیوه‌های توطئه‌گرانه از برگزاری کنگره امتناع کردند و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری رژیم در 1388 پلنوم وسیع خود را بجای کنگره با شرکت عده‌ای افراد دستچین شده تشکیل دادند. تا از این طریق شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری رژیم را قانونی وانمود سازند. آنها سپس میرحسین موسوی و مهدی کروبی را با وجودی که به آرمان انقلاب بهمن 57 خیانت کرده بودند به عنوان کاندیدهای نامزد ریاست جمهوری رژیم اعلام کردند. با این شیوه "نامه مردم" ارگان مرکزی بدست آنها افتاد و خط مشی اپورتونیستی را در "نامه مردم" پیش گرفتند و به تبلیغ نظریات مخالف برنامه و مشی حزب ادامه دادند. و کار به آنجا رسید که "نامه مردم" بصورت نشریه‌ای هوادار بورژوازی تئوری و پراتیک مارکسیسم لنینیسم را جعل و مخدوش می‌کند. رفیق احسان طبری در شعر "آن جاودان" با اشاره به حیله‌گری و خیانت عناصر ناپایدار می‌گوید:       "‌ طریق رزم ناهموار، غدارند همراهان" که در واقع بیانگر عملکرد عناصر فرصت‌طلب زیر نام حزب می‌باشد.
باید گفت پس از اجرای نقشه توطئه‌گرانه تشکیل پلنوم وسیع که در عمل به اپورتونیسم در عرصه تشکیلاتی انجامید. سازمان حزب در کلن منحل شد تا عناصر راست و دنباله‌رو بورژوازی حزب را به یک سازمان سازشکار رفرمیست بدل کنند. در برابر این شیوۀ عمل توطئه‌گرانه و بی‌پرنسیپی سازشکاران، اعضای حزب با احساس مسئولیت در قبال اندیشه حزب و مبانی حزبیت برای ادامه فعالیت حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران انتشار "مردم" را بحکم ضرورت زمان از اهم وظایف حزبی و انقلابی خویش شمرده و با انتشار دوره جدید "مردم" برای دفاع از اصول اساسی حزب طبقه کارگر و دفاع از ایدئولوژی و مشی انقلابی حزب، پرچم حزب را برافراشته نگاه داشتند و تلاش اپورتونیست‌ها و سازشکاران را که می‌خواستند خود را حزب توده ایران جلوه دهند افشا کرده و زیانهایی را که این محفل روشنفکری اپورتونیستی تحت نام حزب و "نامه مردم" برای جنبش کارگری و انقلابی میهن ما داشت برملا ساخت.
باید خاطر نشان کرد این محفل روشنفکری اپورتونیستی از برنامه ماجراجویانه هسته‌ای رژیم جانبداری می‌کرد و بدین منظور در نشریه "نامه مردم" دربارۀ برنامه هسته‌ای رژیم قلمفرسایی کرده است. از جمله این محفل در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری رژیم در سال 1388 -  با سوءاستفاده از نام حزب توده ایران با عمال امپریالیسم در شورای پارلمان اتحادیه اروپا درباره حمایت و شرکت در انتخابات ریاست جمهوری رژیم، دیدار و مذاکره کرده است. و ما در اینجا در برابر عمل آنها به این موضوع اشاره می‌کنیم.
علیرغم توطئه‌های عناصر اپورتونیست و سازشکار برای تغییر مسیر حزب، حزب ما توانست با تلاش فداکارانه افراد حزب به فعالیت خود و انتشار "مردم" برای نشر نظریات حزب در جامعه ایران ادامه دهد.
پس از آنکه عناصر اپورتونیست و سازشکار از جمله خاوری و همفکرانش برنامه و مشی حزب را زیر پا گذاشتند و به دنبال جریان بورژوایی اصلاح‌طلب به قصد اتحاد با آنها افتادند و کوشیدند سیاست بورژوایی را مسلط بر حزب سازند با این حال آنها که عدم توافق خود را با برنامه و مشی حزب ابراز کردند و می‌خواستند حزب را از مسیر اصلیش دور کنند نمی‌توانند تابع و مجری ایدئولوژی و مشی سیاسی حزب توده ایران باشند. طبیعی است که عقاید و نظریات آنها جدا از اصول ایدئولوژیک و مشی سیاسی و برنامه حزب توده ایران است و فعالیت آنها زیر نام حزب توده ایران و نشریه "نامه مردم" به دلیل خط مشی اپورتونیستی آن که در نقطه مقابل برنامه و مشی سیاسی حزب ما می‌باشد. اعتبار و قانونیت ندارد و نمی‌توان به عنوان سیاست و مواضع حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران محسوب شود.
اینک ماهیت این محفل روشنفکری اپورتونیستی مدعی حزب توده ایران در عمل برای همه آشکار شده است. با توجه به فعالیت حزب ما در زمینۀ وظایف تبلیغی و ترویجی چه از لحاظ انتشار مطالب سیاسی و افشاگرانه چه از لحاظ ارزیابی و موضع‌گیری‌ها نسبت به مبارزه در راه آزادی و دموکراسی و طرد رژیم "ولایت فقیه" که در انتشارات "مردم" منعکس است و سیاست و روش حزب را روشن می‌نماید. می‌توان ماهیت حزب ما و آنچه مبارزان توده‌ای در این دوران از زندگی حزب توده ایران برای حفظ ایدئولوژی و مشی اصولی حزب انجام داده و می‌دهند را شناخت و به ادامه دهندگان مشی حزب و ایدئولوژی آن از صمیم قلب شادباش گفت. 

رفقا و دوستان گرامی!

"مردم" زبان بی بند توده‌ها را در کشور پخش نمائید. پخش و تکثیر "مردم" در ایران یک وظیفه انقلابی است.