ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۴, چهارشنبه

 شماره 22 ، 30 آبان ماه 1394
بیانیه حزب توده ایران
دربارۀ تهاجم امپریالیست‌ها و ارتجاع منطقه به خاک سوریه

برافروختن آتش جنگ در سوریه از طرف امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا و همدستانش نه تنها ماهیت سیاست جنگ‌افروزانه امپریالیسم1 را نشان می‌دهد بلکه خصلت تجاوزکارانه و استثمارگر امپریالیسم جهانی را کاملا برملا می‌کند.
اگر در طول سال‌های پس از جنگ دوم جهانی کودتای نظامی ابزار مداخله امپریالیسم آمریکا در کشورهای در حال رشد بود. پس از وقوع فروپاشی اتحاد شوروی و کشورهای سوسیالیستی این ابزار به شیوه‌های توطئه‌گرانه امپریالیستی و گردآوری و تجهیز نیروهای مزدور و عوامل سرسپرده برای زیر علامت سوال بردن اصل حق حاکمیت ملل و درهم شکستن مقاومت نیروهای مدافع استقلال و حق حاکمیت ملی در کشورهای جهان و هجوم نظامی به کشورهای دارای حق حاکمیت ملی تغییر کرده است.
در چنین شرایطی، برخورد طبقاتی در ارزیابی رویدادهای سیاسی جهان و تحلیل عینی وضع مشخصی که در این یا آن کشور پدید می‌آید، حائز اهمیت جدی است.
یک بررسی کوتاه نشان می‌دهد عاملی که امکانات نیروهای تجاوزکار امپریالیستی را برای مداخلات در کشورهای یوگسلاوی، عراق، لیبی، سوریه فراهم کرد. تغییر تناسب نیرو در عرصۀ بین‌المللی است.
پیامد فروپاشی اتحاد شوروی و دیگر کشورهای سوسیالیستی در اروپا شرقی، شرایط مساعد را نیز برای حملات هوایی جنایت‌بار پیمان تجاوزکار "ناتو" به یوگسلاوی فراهم آورد که در نتیجۀ آن، یوگسلاوی به پنج کشور کوچک صربستان، مقدونیه، کروات، بوسنی و کوزوو تقسیم گردید. پس از تهاجم نظامی امپریالیستی به یوگسلاوی که با حملات هوایی پیمان نظامی "ناتو"، مدت 40 روز این کشور آماج بمب و موشک قرار می‌گیرد.
خصلت تجاوزگر و استثمارگر امپریالیسم جهانی وقتی آشکارتر می‌شود که امپریالیست‌ها بمنظور تصاحب منابع زیرزمینی لیبی به این کشور از طریق حملات هوایی پیمان تجاوزکار "ناتو" و دستجات مزدور تهاجم می‌کنند و مردم لیبی را به خاک و خون می‌کشند تا دسائس و توطئه امپریالیستی برای تصاحب و غارت منابع زیرزمینی و تقسیم این کشور انجام گیرد. اکنون در لیبی به علت نزاع‌های مسلحانه میان گروه‌ها و دستجات مختلف، این کشور فاقد حکومت مرکزی است.
اینها جزیی از اجرای نقشه امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا برای تجاوز به کشورهای در حال رشد و تقسیم این کشورها به چند کشور است. طبق این نقشه در خاورمیانه 14 کشور ایجاد می‌شود. اکنون عراق میدان اعمال این سیاست امپریالیستی است و می‌بینیم کشور عراق به سه قسمت کُرد، شیعه، سنی تقسیم شده است.
در شرایط تجاوز پیمان نظامی "ناتو" به یوگسلاوی و سپس به لیبی که نیروهای راست ارتجاعی رژیم این کشورها را در دست گرفتند. در این ارتباط جمهوری فدراتیو روسیه و جمهوری خلق چین با اینکه در شورای امنیت سازمان ملل متحد دارای حق وتو می‌باشند نه فقط مانع از هجوم امپریالیسم و پیمان نظامی "ناتو" به یوگسلاوی و لیبی نشدند بلکه در موضع‌گیری جهانی‌شان با مواضع بیطرفی و اتخاذ رای ممتنع در شورای امنیت سازمان ملل زمینه برای یکه تازی امپریالیسم و هجوم پیمان نظامی "ناتو" به یوگسلاوی و لیبی مساعد شد.
باین ترتیب پس از تجاوز به لیبی نقشۀ تهاجم امپریالیسم و پیمان نظامی "ناتو" به خاک سوریه آغاز شد و در پی آن امپریالیست‌ها برای پیاده کردن این نقشه دست بکار شدند تا رژیم حاکم در سوریه را سرنگون سازند و آن کشور را به چند قسمت تقسیم کنند. امپریالیست‌ها برای رسیدن به هدف‌های خود ده‌ها هزار عناصر ماجراجو و عوامل ارتجاع را از جهت پول و سلاح و آموزش نظامی برای ایجاد جنگ در سوریه بکار گرفتند و با گسترش دامنۀ جنگ و دست زدن به هر شیوه جنایتکارانه بویژه جنگ تخریبی برای براندازی حکومت کنونی در سوریه عمل کردند. اکنون بیش از 70 درصد خاک سوریه میدان عملیات مزدوران تروریست است.
در شرایط کنونی دولت روسیه علیرغم مواضع و روش قبلی خود در قبال مداخلات تجاوزکارانه نظامی امپریالیسم و پیمان نظامی "ناتو" به یوگسلاوی و لیبی، در برابر تلاش امپریالیست‌ها در روش دیپلماسی و متد کار بین‌المللی خود تجدیدنظر به عمل آورده و در برابر هجوم امپریالیستی به سوریه در جهت دفاع از منافع خود به حمایت از این کشور برخاسته است.
روشن است که سوریه در شرایط دشوار تحریم و محاصره اقتصادی و فشار همه جانبۀ امپریالیسم جهانی بویژه مداخلات تجاوزکارانه نظامی نیروهای امپریالیستی و ارتجاعی ممکن نبود بدون کمک نظامی و حمایت سیاسی و اقتصادی روسیه به مقاومت ادامه دهد. اگر قدرت نظامی روسیه نبود، امپریالیست راحت رژیم سوریه را ساقط می‌کرد. ظهور این پدیده در تناسب نیرو در صحنۀ جهانی و در محیط سیاسی متشنج منطقه خاورمیانه در شرایطی انجام می‌گیرد که امپریالیسم آمریکا با اهرم فشار نیروهای سیاه ارتجاعی در منطقه خاورمیانه و میدان دادن به آنها برای تجاوز به عراق و سوریه و حتی ایران در جهت رسیدن به هدف‌های خود عمل می‌کند تا کشورهای این منطقه را به تمکین وادار سازد. با این که پیمان نظامی ورشو منحل گردیده است علیرغم این انحلال پیمان نظامی "ناتو" از لحاظ افزایش تعداد کشورهای عضو بزرگتر شد، و آمریکا با پرداخت 300 میلیارد دلار در سال این پیمان تجاوزکار را تقویت مالی می‌کند.
امپریالیسم آمریکا برای برتری قدرت نظامی با استقرار موشک‌های اتمی در اروپا، فشارهای سیاسی و نظامی و اقتصادی خود را متوجه روسیه و از طریق پیمان نظامی جنوب شرق آسیا (سیتو) در دریای جنوب چین و اقیانوس آرام متوجه چین ساخته است و می‌خواهد روسیه و چین را به دنباله‌رو مطیع خود وادار کند. ولی واکنش روسیه در سال 2008 در ارتباط با توطئه و مداخله امپریالیسم آمریکا در گرجستان و سپس اوکراین و سوریه و نیز پیشنهاد روسیه دربارۀ آمادگی و همکاری با عراق و افغانستان برای دفع عملیات نظامی نیروهای ارتجاعی و تروریست در این دو کشور در پاسخ مطامع امپریالیسم بویژه در منطقه خاور نزدیک و میانه، توطئه‌های استیلاجویانه امپریالیسم آمریکا را برملا ساخته است.
امروز دیگر روشن است که دسائس و توطئه‌های امپریالیستی به عنوان استقرار نظم نوین جهانی یعنی منافع اقتصادی انحصارهای نظامی- صنعتی امپریالیستی و نیز اجرای حقوق بشر علیه رژیم‌های دیکتاتوری، تزویر و ترفند امپریالیسم برای مداخله در کشورهای منطقه و جهان در جهت پایمال کردن حق حاکمیت ملل مندرج در قوانین سازمان ملل متحد و تحمیل نظام غارتگرانۀ استعمار نو بر کشورهای رشد یابنده است.
_____________________________________________
1)   امپریالیسم عبارت از سیستم جهانی اسارت مالی و تسلط غارتگرانه سرمایه‌داری در مرحلۀ انحصار امپریالیستی و استعمار نو است که از جانب کشورهای امپریالیستی بر میلیاردها مردم سراسر جهان اعمال می‌گردد.

پایدار باد همبستگی جهانی با مردم سوریه در برابر تجاوز امپریالیسم و ارتجاع منطقه

توطئه برای براندازی رژیم سوریه
در اوایل دهۀ هشتاد گروه‌های اسلامی در سوریه که علیه تحولات مترقی مبارزه می‌کردند درصدد بودند رهبران این کشور را که از سیاست پیگیر ضد امپریالیستی به سود وحدت و همبستگی اعراب در راه آزادی سرزمین‌های اشغالی پیروی می‌کردند، اقدامات تروریستی بعمل آوردند. پس از شکست این توطئه در حالی که رهبران این کشور به حق خواستار تخلیه اراضی اشغالی از جانب اسرائیل بودند و بر این خواست تاکید می‌کردند. آمریکا و اسرائیل به این درخواست تن در ندادند و بدنبال آن امپریالیسم آمریکا و متحدانش سوریه را از همه طرف زیر فشار و مداخله نظامی قرار دادند و مداخلات امپریالیستی برای ساقط کردن رژیم سوریه شدت گرفت.
باین ترتیب، دست‌اندرکاران توطئه امپریالیستی با تبلیغات اسلامی به صورت دامن زدن به تعصبات مذهبی در جهت تحریک جوانان متعصب ناآگاه در کشورهای اروپا علیه حکومت سوریه، امکان لازم را برای اعزام آنان و ماجراجویان حرفه‌ای در کشورهای مسلمان فراهم کردند تا با بهره‌گیری از این نیروها و دامن زدن به تشنجات اجتماعی و ایجاد جنگ داخلی در سوریه زمینه را برای توطئه امپریالیستی آماده سازد و در این ارتباط به نیروهای سیاه ارتجاعی در "جبهه حکومت اسلامی عراق و شامات" امکان دادند تا عملا علیه سوریه اقدام کرده و مناطقی را در شمال عراق و شمال شرق سوریه برای ناتوان ساختن جمهوری عربی سوریه در اختیار این جنایتکاران گذاشتند.
در ارتباط با گسیل مزدوران و دخالت نیروهای مزدور به کمک دولت‌های ارتجاعی منطقه برای خرابکاری و اقدام مسلحانه سازمان یافته در سوریه، باید گفت که آموزش این نیروها در پایگاه‌های نظامی "ناتو" در ترکیه انجام می‌گیرد و سلاح و مهمات در اختیار آنها گذاشته می‌شود تا با ایجاد جنگ داخلی زمینه را برای هدف‌های استراتژیک امپریالیسم آماده سازند. دستجات و گروه‌های تروریست در جنگ علیه سوریه از طریق خاک ترکیه به مثابه پایگاه پشت جبهه سلاح جنگی و مهمات می‌گیرند. بدینسان ترکیه عضو پیمان نظامی "ناتو" نقش بسزایی در حمایت از گروه‌ها و دستجات تروریست بعهده داشته و منبع خطرناک ایجاد تشنج در منطقه شده و با حملات هوایی، نیروهای کُرد در سوریه و نیز نیروهای کُرد ترکیه را در خاک عراق بمباران می‌کند و امنیت کشورهای سوریه و عراق را در معرض تهدید و تجاوز قرار می‌دهد.
در تهاجم نیروهای گسترده به سوریه دستجات و گروه‌های مختلف شرکت دارند. به طور کلی می‌توان عمده‌ترین آنها را بدین‌سان بیان کرد.
"جبهه اسلامی النصر" که بزرگترین گروه‌بندی‌ها است از حمایت آمریکا و پیمان نظامی "ناتو" و عربستان سعودی برخوردار است و از آمریکا و پیمان نظامی "ناتو" کمک مالی و سلاح و مهمات دریافت می‌دارد. گروه‌های ناسیونالیست تحت عنوان "ارتش آزاد سوریه" که با حمایت آمریکا و پیمان نظامی "ناتو" در جبهه براندازی علیه دولت سوریه عمل می‌کند. نیروهای ارتجاعی در "جبهه حکومت اسلامی عراق و شامات" که روابط نزدیکی با عربستان سعودی و قطر و شیخ نشین‌های عربی خلیج فارس دارند. کمک مالی و سلاح و مهمات از آنها دریافت می‌دارند و عملیات نظامی این نیروها را افسران ارتش رژیم صدام حسین رهبری می‌کنند.
این نیروهای ارتجاعی در "جبهه حکومت اسلامی" هنگام عملیات خود در شمال عراق و سوریه با توسل به شیوه‌های وحشیانه مانند سوزاندن کتابخانه‌ها، تخریب موزه‌ها، غارت بانک‌ها، کشتن انسان‌های بی‌گناه که موافق آنها نباشد رعب و وحشت وسیعی در توده مردم بوجود آورد.
عملکرد نیروهای ارتجاعی در "جبهه حکومت اسلامی عراق و شامات" زیر شعار پرچم سیاه الله، رسول، محمد در جهت اجرای تعالیم اسلامی با استناد به قرآن و سنت اسلام بر پایۀ شریعت اسلام است و تروریسم مهم‌ترین ابزار مبارزه سیاسی را تشکیل می‌دهد. و در این زمینه تخریب ابنیه و آثار تاریخی دوران قبل از اسلام در عراق و سوریه و اجرای مجازات اسلامی، قساوت و کشتن مسیحیان، علویان، شیعیان، ایزدی‌ها، شیطانی‌ها، طاوسی‌ها و دراویش بخشی از عملکرد جنایتکارانه "جبهه حکومت اسلامی" را آشکار می‌سازد.
در این ارتباط باید یادآور شد که پس از موافقت محافل حاکمه آمریکا با شرکت نیروهای ارتجاعی در "جبهه حکومت اسلامی عراق و شامات" در جنگ علیه سوریه. نیروهای "جبهه حکومت اسلامی"، ماموریت یافت حوزه عملیات خود را از مناطق سنی‌نشین شرق عراق به شمال عراق و شمال شرق سوریه منتقل سازد. در عین حال که دولت‌های عراق و ایران خواستار اقدام آمریکا در جهت مقابله با این نیروها بودند. ولی دولت آمریکا به خواست دولت‌های عراق و ایران وقعی نگذاشت. به این ترتیب علیرغم خواست دولت‌های عراق و ایران "جبهه نیروهای حکومت اسلامی"، بی پروا واحدهای نظامی خود را با ساز و برگ نظامی و 30 هزار افراد مزدور و ماجراجو به شمال عراق فرستاد و منابع نفت و تاسیسات نفتی در شمال عراق و شرق سوریه به دست این نیروها افتاد و به دنبال آن مانند سال‌های تحریم رژیم صدام حسین به صدور و فروش نفت ارزان قیمت از طریق ترکیه روزانه مبلغ1,4  میلیون دلار به واسطه‌ها و دلال‌های نفت در ترکیه نفت بفروشند.
ما اکنون شاهد دسائس و توطئه‌های امپریالیسم و همدستانش در منطقه خاور نزدیک و میانه هستیم.
درواقع ویژگی مهم لحظه کنونی سیاست جهانی در همین توطئه‌ها و مداخلات تجاوزکارانه نظامی امپریالیستی و ارتجاعی است.
در اجلاس سازمان ملل که در اکتبر 2015 برگزار شد، دولت روسیه برای مقابله با نیروهای تروریست پیشنهادهایی را در جهت همکاری با کشورهای منطقه و حتی آمریکا در زمینۀ برخورد با تروریست مطرح می‌نماید و بر پایه این پیشنهادها با حملات هوایی علیه نیروهای مداخله‌گر و تروریست در سوریه، پشتیبانی خود را در حمایت از دولت سوریه اعلام می‌کند.
در برابر این اقدام روسیه، امپریالیسم آمریکا 50 تن جنگ‌افزار در حمایت از نیروهای تروریست در اختیار این نیروها قرار می‌دهد که نشانگر ماجراجویی سیاست خارجی آمریکا در ادامه جنگ برای براندازی دولت سوریه است.
با درنظرگرفتن هویت حاکمیت کنونی روسیه که در سمت‌گیری‌های سیاسی خود از نظام منحط سرمایه‌داری دفاع می‌کنند و نیز در حالیکه نظام سوسیالیستی در روسیه مستقر نمی‌باشد و تسلط مافیا بر ارگان‌های دولتی حاکم است. ولی با این وجود امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا می‌کوشد با بهره‌گیری از همه امکانات سیاسی- اقتصادی و نظامی و حتی تحریم و محاصره اقتصادی به سود منافع اقتصادی خود، روسیه را از میدان سیاست جهانی و بویژه در منطقه خاور نزدیک و میانه خارج سازد.
چنین است موضع‌گیری‌های محافل حاکمه آمریکا و روسیه که بیانگر دو برخورد متضاد در مسائل سیاسی جهانی است.
اکنون پنج سال است که در سوریه بر اثر مداخله نظامی امپریالیستی و ارتجاعی جنگ ادامه دارد. واضح است که تهاجم نظامی نمی‌توانست در چارچوب کشور سوریه محدود بماند. این تهاجم سراسر منطقه را به کام جنگ سوق می‌دهد. لذا مداخله امپریالیستی می‌تواند خطر جنگ جهانی را پدید آورد.
اینک تهاجم امپریالیست‌ها و ارتجاع منطقه جنبۀ بین‌المللی پیدا کرده است و ازمحدوده کشور سوریه فراتر رفته و 300 گروه مزدور از 80 کشور در این جنگ شرکت دارند. قبل از تهاجم نظامی به سوریه در حالی که جمعیت این کشور 22 میلیون نفر بود. طی این پنج سال جنگ بیش از 12 میلیون نفر از مردم بلا دیده سوریه به کشورهای هم‌جوار مانند لبنان، اردن، عراق، ترکیه نقل مکان کرده‌اند.
اکنون پیامد تهاجم به سوریه فاجعۀ آوارگان جنگ و بحران ناشی از آن را در اروپا نمایان ساخته است. در شرایطی که امپریالیسم جهانی با مداخله مستقیم در تلاش است حق حاکمیت ملی سوریه را پایمال سازد و با مستقر ساختن رژیم دست‌نشانده به راه سازش با اسرائیل بکشاند و بحران لبنان را به سود اسرائیل حل کند.
حزب توده ایران از دفاع عادلانه حزب کمونیست سوریه از جمله میهن‌پرستان و مردم شرافتمند سوریه و رهبران این کشور که در برابر تهاجم امپریالیست‌ها و نیروهای ارتجاعی منطقه از استقلال و حق حاکمیت ملی میهن خود مدافعه می‌کنند پشتیبانی می‌کند و کامیابی مردم سوریه را در پیکار بحق و عادلانه‌‌شان علیه استعمار امپریالیسم و نیروهای ارتجاعی آرزومند است.


برقرار باد صلح پایدار برای تامین امنیت همه خلق‌های جهان

ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۹, دوشنبه

شماره 21 ، 30 مرداد ماه 1394
برنامه حزب را بیاموزیم



در مقاله نشریه "نامه مردم" (شماره 974، مورخ 11 خرداد ماه 1394) در توجیه سیاست نظامی‌گری رژیم "ولایت فقیه" و نیز مخالفت با پروتکل الحاقی آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای دربارۀ فعالیت‌های موشکی رژیم، به بهانه "بازدید از مراکز نظامی" به "منافع ملی" استناد می‌کند، که نشانه بارز عدم درک نویسنده "نامه مردم" از مقوله "منافع ملی" است. در زمینۀ مسائل سیاسی و تئوریک "نامه مردم" قدیم چه خوب می‌نوشت.
حال ببینیم نشریه کنونی "نامه مردم" در سخن از منافع ملی چه گفته است. در مقاله می‌خوانیم:
"صرف‌نظر از نوع نگاه ما به حکومت ضد مردمی رژیم "ولایت فقیه"، بازدید از مراکز نظامی به سود منافع ملی تمام نخواهد شد."
این تذکر به چه کسانی است؟ "نامه مردم" از کدام منافع ملی سخن می‌گوید؟
در واقع "نامه مردم" چنین می‌رساند که توافق هسته‌ای یک‌جانبه است و به سود منافع ملی نیست. با این تذکر "نامه مردم" به هیئت حاکمه می‌پرسیم: مگر بازدید از مراکز نظامی با سیاست ضدملی رژیم ارتباط ندارد.چرا صرف‌نظر ازعملکرد ماهیت رژیم درشرایط سیادت ارتجاع حاکم بر کشور ما؟ برای اینکه نشریه "نامه مردم" بر پایه تصور واهی منافع ملی را با منافع طبقات ارتجاعی حاکم همسان گرفته است.
این مواضعی است که نشریه "نامه مردم" به نام حزب ما تحت لوای "منافع ملی" در قبال برنامه هسته‌ای و سیاست نظامی‌گری رژیم اتخاذ کرده است. البته دیروز در دفاع از "انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست" به نفع اصلاح‌طلبان، اما امروز تغییر مسیر داده و با نیروهای ارتجاعی و قشری‌گرا و از جمله سپاه پاسداران رژیم هم آواز می‌شود. اینگونه موضع‌گیری‌ها از جانب نشریه "نامه مردم" که ناشی از آشفته‌اندیشی گردانندگان آن است، هیچ ارتباطی با خط مشی سیاسی حزب ما نداشته و نمی‌تواند داشته باشد.
برای نشان دادن درجه درک نویسندگان "نامه مردم" از مفهوم منافع ملی و نظرات حزب ما، در اینجا اشاره به مفهوم منافع ملی را ضرور می‌دانیم. قبل از اینکه در این باره سخن بگوئیم، این سوال مطرح می‌شود که آیا در شرایط رژیم "ولایت فقیه" منافع طبقات ارتجاعی حاکم منافع خلق زحمتکش است؟ پاسخ به این پرسش به درک حاکمیت رژیم "ولایت فقیه" بستگی دارد. آنچه مسلم است این است که در رژیم "ولایت فقیه" حاکمیت در دست سرمایه‌داران غارتگر و روحانیت حامی آنها متمرکز است.
از این رو سیاست رژیم حاکم در همه زمینه‌ها در جهت کمک به بخش خصوصی و انباشت ثروت در دست بازرگانان و صرافان بوده و با ادامه و گسترش هرچه بیشتر نظام منحط سرمایه‌داری وابسته، کشور ما هر چه بیشتر به انحصارهای فراملیتی وابسته گردیده است. به همین دلیل در برنامۀ حزب ما مصوب کنفرانس ملی شرط عمده نجات ایران از بحران عمیق اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و ایدئولوژیک، پایان دادن به واپس ماندگی و وابستگی کشور ما به انحصارهای امپریالیستی، الغای حاکمیت و تسلط اجتماعی-اقتصادی سرمایه‌دارای و دیگر بهره‌کشان و استقرار حاکمیت انقلابی برآمده از نیروهای انقلابی و مترقی در جهت دفاع از منافع زحمتکشان را مطرح کرده است. چنین است تفاوت بین حاکمیت زحمتکشان و حاکمیت سرمایه‌داران غارتگر از دیدگاه حزب ما.
بنابراین منافع طبقات حاکم ارتجاعی و یا اقلیت ستمگر و منافع طبقات و اقشار زحمتکش جامعه اکثریت مظلوم را نمی‌توان بر پایه وحدت منافع ملی دارای منافع مشترک و همسان جلوه داد.
چنانکه ملاحظه می‌کنید نویسنده "نامه مردم" می‌خواهد به فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی رژیم رنگ و لعاب ملی بزند و آن را به عنوان "منافع ملی" دربرگیرنده منافع توده‌های زحمتکش وانمود کند. با این استدلال منافع طبقات ارتجاعی حاکم با منافع توده‌های زحمتکش همسان درنظر گرفته می‌شود. ما به اینگونه ادعا دربارۀ منافع ملی مخالفیم. بر خلاف ادعای رفرمیست‌ها در "نامه مردم"، ما تضاد منافع ملی با منافع خصوصی طبقات ارتجاعی حاکم با سیاست ضدخلقی و ضدملی آن را درنظر می‌گیریم. حزب ما در تعیین سیاست و خط مشی خود، مصالح خلق و میهن را درنظر می‌گیرد. در اینجا درک نویسندگان "نامه مردم" از "منافع ملی" با تعبیر ما فرق دارد. برخلاف ادعای آنها ما معتقدیم منافع ملی یعنی منافع اکثریت خلق. حزب توده ایران حزب طبقه کارگر ایران است. ما دفاع از منافع طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان شهر و روستا را وظیفه عمده و اصلی خود می‌دانیم. چراغ راهنمای ما منافع طبقاتی زحمتکشان بوده و هست. که نمی‌توان آن را نفی کرد و یا مورد شک و تردید قرار داد.
در بحث پیرامون ناهمسازی منافع ملی با منافع طبقات ارتجاعی حاکم بر کشورما به خصوص در ارتباط با سیاست ماجراجویانه هسته‌ای و ضد ملی رژیم حاکم ما در اینجا "منافع ملی" را بررسی می‌کنیم.
منافع ملی یک مقوله عینی است که ضرورت ایجاد یک سلسله شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی-دفاعی را که به تکامل همه جانبه یک ملت یاری می‌رسانند، در خود منعکس می‌سازد. (رجوع شود به "نظری به سیر انقلاب کشور ما"، شهریور ماه سال 1361، ص 55، انتشارات حزب تودۀ ایران).
بنابراین اگر منافع ملی را به مثابه مقوله‌ای که حیات درونی کشور و مردم را نیز دربرمی‌گیرد، در نظر آوریم، در این صورت به نحوی روشن‌تر نمایان خواهد شد که پیروی از سیاست نظامیگری ضدملی که به سود طبقات ارتجاعی حاکم و در راس آنها روحانیون و "ولی فقیه" اعمال می‌‌شود، با نیازهای عام ملی انطباق ندارد.
در این مورد صرف مبلغ 250 میلیارد دلار در راه فعالیت‌های هسته‌ای بمنظور دستیابی به سلاح هسته‌ای و تهیه موشک‌های بالستیک با توانایی حمل کلاهک هسته‌ای شایان توجه است.
تحمیل این هزینه سنگین به مردم کشورما که در جهت بقا رژیم استبداد مذهبی قرون وسطایی و منافع طبقات ارتجاعی بوده با منافع توده‌های مردم و منافع ملی کشورما مطابقت ندارد. منافع ملی واقعی کشورما با هدف‌های توسعه‌طلبانه هیئت حاکمه و نیروهای مذهبی حاکم و با سیاست‌های ضد ملی تامین این هدف‌ها، تضاد قطعی دارد. زیرا اولا، اعمال و اقدامات هیئت حاکمه در راه تحمیل بودجه‌های سنگین تسلیحاتی به کشور با نیازهای ناشی از رشد و تکامل کشورما در تضاد است. ثانیا به تشدید مسابقه تسلیحاتی دامن می‌‌زند.
جنبۀ مخدوش استدلال "نامه مردم" که منافع طبقات ارتجاعی را با منافع اکثریت مردم همسان بیان می‌کند. این است که نویسنده "نامه مردم" ماهیت سیاست ماجراجویانه هسته‌ای رژیم را درک نکرده و هدف هیئت حاکمه را برای دستیابی به سلاح اتمی که در جهت تامین منافع طبقات حاکم ارتجاعی می‌باشد درنیافته است.
هیئت حاکمه در جهت تبدیل کشورما به آلت بی ارادۀ سیاست خود که به وضوح با منافع ملت ایران مغایر است. اعمال جنایتکارانۀ بسیاری را مرتکب شده است. این سیاست نه فقط ضد خلقی در جهت پیشبرد منافع کلان سرمایه‌داران و زمین‌داران بزرگ و بازرگانان میلیاردر بازار و صرافان و در راس آنها روحانیت حاکم و "ولی فقیه" رژیم می‌باشد. بلکه ضد ملی نیز هست چون سران مرتجع رژیم و نیروهای مذهبی حاکم با خیانت به اهداف انقلاب بهمن 57، وابستگی کشورما را به انحصارات امپریالیستی عمیق‌تر کردند.
هیئت حاکمه برای انجام نقشه‌های خائنانه خود مجری اراده و خواست اقلیت معدود بورژوازی بزرگ وابسته و در حقیقت نمایندۀ منافع آنهاست و با کمک ارگان‌های سرکوبگر و جاسوسی رژیم و دستگاه دولت که ابزار طبقات ارتجاعی حاکم است از منافع آنها دفاع می‌کند و نیز اراده خود را به مردم تحمیل می‌کند.
دویست و پنجاه میلیارد دلاری که محافل ارتجاعی حاکم از درآمد ملی فروش نفت در عرصه فعالیت‌های هسته‌ای هزینه کرده است، نشان می‌دهد هیئت حاکمه اقدام به عمل ماجراجویانۀ خطرناکی کرده است. در این باره باید گفت احداث این موسسات هسته‌ای زائد جایی نیست که مردم ایران در آن منافعی داشته باشند. حفظ مصالح کشور و منافع مردم ایران در صلح و تامین زندگی صلح‌آمیز، پیشرفت و رفاه وترقی اجتماعی است نه در سیاست نظامی‌گری تولید و تهیه جنگ‌افزار کشتارجمعی.
در ارتباط با موضع‌گیری نشریه "نامه مردم" در مورد مخالفت با بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، باید خاطرنشان ساخت که موضوع فقط بر سر "بازدید از مراکز نظامی" رژیم نیست. آنچه که در این میان مطرح است، اجرای قطعنامه 1929 شورای امنیت، دایر بر منع فعالیت‌های تولید و تهیه موشک‌های بالستیک با توانایی حمل کلاهک هسته‌ای، منع آزمایش‌های موشکی که در آن از فناوری بالستیک استفاده شده باشد، می‌باشد.
حال در این زمینه برای اینکه تشخیص داده شود، موشک‌های بالستیک با توانایی حمل کلاهک هسته‌ای با موشک‌های تولیدی رژیم دارای مشخصات مشترک هستند یا نه؟ آیا می‌توان بازرسی کارشناسان آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای را از مراکز تولید و ساخت موشک‌های موردنظر برای تحقیق این که این موشک‌ها برای چه هدفی تولید می‌شوند و در فعالیت‌های تولیدی از چه انگیزه‌هایی پیروی می‌شود، به مثابه اقدام به زیان منافع ملی ارزیابی کرد.
بدیهی است که در حال حاضر برای حل این مسئله شاخص دیگری وجود ندارد. آشکار است که نشریه "نامه مردم" در این میان می‌خواهد ابراز وجود کند. حزب ما در اعلامیه 17 فروردین ماه 1394 موافقت خود را با اجرای پروتکل الحاقی بر مبنای بازرسی و نظارت آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای صریحا اعلام کرده است. برخلاف ادعای نشریه "نامه مردم" و نیروهای ارتجاعی و مذهبی قشری‌گرا حزب ما موافق بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای می‌باشد.
در شرایط کنونی که مصالح کشور و تامین صلح و امنیت ایجاب می‌کند، اجرای توافق ژنو مربوط به مسائل هسته‌ای عملی گردد. ما در داخل کشور شاهد تلاش مذبوحانه نیروهای ارتجاعی و مذهبی قشری‌گرا در مخالفت با اجرای توافق ژنو هستیم.
از جانب دیگر محافل جنگ‌طلب در مجلس سنای آمریکا و اسرائیل موضوع تهاجم نظامی با سلاح‌های مرگبار را به ایران مطرح می‌کنند. در این میان اوباما رئیس جمهور آمریکا مصمم است اجرای توافق برای حل مسائل هسته‌ای کشور ما عملی گردد. درصورت اجرای توافق ژنو می‌توان گفت زمینه برای حفظ صلح و امنیت و کاهش تشنج در منطقه براساس اجرای قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل تامین گردد.
حزب توده ایران برای حفظ صلح و تامین ادامه زندگی صلح‌آمیز برای مردم میهن ما روی اجرای بی قید و شرط توافق ژنو تکیه می‌کند.
مبارزان توده ای!
كشور ما در شرايط حساس و وضع فوق العاده ای قرار دارد. دراين اوضاع متلاطم برای پيشبرد امر تودهٔ مردم درهسته های مخفی حزبی متشكل شويد.
موضع حزب توده ایران دربارۀ منافع ملی انطباق کامل هم با منافع میهن و هم منافع اکثریت مردم کشور ما دارد.
- حزب ما خواهان منع تولید و تکثیر سلاح‌های کشتار جمعی اعم از هسته‌ای و غیرهسته‌ای و از بین بردن سلاح‌های هسته‌ای و شیمیایی و میکروبی است.
- حزب ما برای حفظ محیط زیست و جلوگیری از بروز خطرات ناشی از نیروگاه هسته‌ای خواهان تعطیل نیروگاه هسته‌ای و ایجاد نیروگاه‌های حرارتی برای پیشرفت اقتصادی واجتماعی در ایران است.
- حزب ما منافع خلق‌های ساکن میهن را تا مرحله دستیابی به حق تعیین سرنوشت درنظر می‌گیرد.
- حزب ما در عرصه بین‌المللی بر پایه ضرورت انترناسیونالیسم پرولتری یعنی همبستگی بین‌‌المللی کارگران همۀ کشورهای جهان در مبارزه علیه امپریالیسم و ارتجاع همیشه هوادار تلفیق منطقی منافع ملی و انترناسیونالیستی بوده و قاطعانه علیه هرگونه تنگ‌نظری ملی مبارزه کرده و خواهد کرد.
در توضیح منافع ملی آنچه مورد نظر حزب توده ایران بوده و هست. این منافع در عرصه بین‌المللی مستلزم حفظ صلح و تامین امنیت همگانی، جلوگیری از بروز هر جنگی هسته‌ای و عادی و جلوگیری از انباشت سلاح کشتار جمعی، و در روابط بین‌المللی مبتنی بر دوستی ملل بر پایه همزیستی مسالمت‌آمیز میان دولت‌های دارای نظام‌های اجتماعی-اقتصادی متضاد و عدم مداخله در امور داخلی کشورها، منافع متقابل و برابر حقوق در همۀ زمینه‌ها را شامل می‌شود.
همۀ این مواد انطباق کامل با سیاست و خط مشی حزب ما دارد. این است آن منافع ملی که ما به آن معتقدیم.
رفقا و دوستان گرامی!
"مردم" زبان بی بند توده‌ها را در کشور پخش نمائید. پخش و تکثیر "مردم" در ایران یک وظیفه انقلابی است.

ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.