۱۳۹۷ اردیبهشت ۹, یکشنبه


شماره 29 ، 10 اردیبهشت ماه 1397
تحلیل ما از وضع ایران
چهار دهه فرمانروایی روحانیون حاکم بر کشور ما با لگدمال کردن آزادی­ های دموکراتیک، سرکوب همۀ احزاب و سازمان­های مترقی و دموکراتیک بویژه حزب توده ایران ستاد انقلابیون ایران با هدف نزدیکی به امپریالیسم، ادامۀ جنگ مخرب پس از بیرون راندن نیروهای نظامی اشغالگر عراق از اراضی اشغالی زیر لوای "جنگ، جنگ تا پیروزی" که خسارات عظیم مادی و میلیون­ها کشته و زخمی و معلول و آواره محصول آن بود، اعمال سیاست ترور و اختناق بر جامعه، به زندان انداختن ده­ها هزار آزادی­خواه و دگراندیش و ضدامپریالیست، رفتار وحشیانه با زندانیان سیاسی، اعمال شکنجه­ های قرون وسطایی، تعزیر و شلاق زدن انسان­های آزاداندیش و تجاوز شنیع به دختران و زنان زندانی زیر پوشش مذهبی "غنائم حربی کفار"، کشتار زندانیان سیاسی- مبارزان راه آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و صلح در زندان­های رژیم پس از شکست در جنگ با عراق بفرمان خمینی که به گفتۀ آقای منتظری روی ساواک رژیم شاه را سفید کردند. بمنظور بازگشت انحصارهای چندملیتی به ایران، برای جلب سرمایه­ گذاری و ادامۀ غارتگری و بهره­ کشی از منابع انسانی و زیرزمینی میهن ما، خیانت سران مرتجع رژیم "ولایت فقیه" به آماج­ های مردمی انقلاب بهمن 57، سمت­ گیری و احیاء نظام سرمایه­ داری وابسته زیر پوشش "اقتصاد اسلامی" و نیز ادامه وابستگی اقتصادی کشور به کشورهای امپریالیستی که کشور ما را به ورطۀ بحران اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی سوق داده و موجب تقسیم جامعه به دو قطب "ندار" و "دارا" و نیز باعث فقر و فلاکت و بدبختی ده­ ها میلیون انسان در جامعه گردیده است. و سرانجام اعمال سیاست ماجراجویانه هسته­ ای برای دستیابی به سلاح هسته­ ای که نتیجۀ این عملکرد ضدملی از یکسو خسارات مالی حدود بیش از 400 میلیارد دلار به اقتصاد کشور وارد ساخته است از سوی دیگر، موجب تحریم­ های مالی و اقتصادی رژیم گردیده است. و نیز در شرایط کنونی غارت ثروت ملی کشور و موجودی بانک­ها و نیز چپاول سرمایه 18 صندوق بازنشستگی زحمتکشان برای تامین هزینه نظامی در جنگ سوریه که نمونه­ ای از تجلی سیاست نظامی ­گری رژیم است و روحانیون حاکم سوریه را خط مقاومت علیه اسرائیل می ­دانند.
این نکات خلاصه مضمون کارنامه سیاه رژیم ضد مردمی حاکم در چهار دهۀ اخیر در ایران است که آخوندهای قشری و ساواکی پس از چیرگی بر میهن ما زیر پوشش "شرع" و "فقه" و "اسلام" در اعمال آن کوشیدند.
حال ببینیم وضع کشور پس از گذشت چهار دهه حکمروایی روحانیون بر کشور از چه قرار است؟
در حال حاضر اقتصاد کشور از هم پاشیده است. این وضع از آنجا ناشی می­شود که سیستم اقتصادی کشور در مجموع وابسته به خارج می­ باشد. تحریم ­های مالی و اقتصادی رژیم توسط آمریکا تاثیر فوق ­العاده­ ای در فروریزی اقتصاد کشور ایجاد کرد. ولی عامل موثر در فروریزی اقتصاد کشور در درجه اول وابستگی اقتصاد به درآمد نفت است. بمحض اینکه رژیم به علت تحریم­ های مالی و اقتصادی با عدم دریافت­ های ارزی حاصل از فروش کالاهای صادراتی بویژه نفت و گاز روبرو شد. بحران مالی و اقتصادی در کشور شدت گرفت و در پیامد آن ده ­ها هزار کارگاه­ های متوسط و کوچک که مواد اولیه و نیم ساخته و یا قطعات و لوازم دیگر آنها می­ بایست از خارج وارد شود، به علت عدم حمایت ارزی دولت از آنها تعطیل شدند و شاغلین آنها بیکار شدند.
درباره وضع کنونی صنایع ایران نیز باید گفت که در نتیجۀ سیاست ضد ملی رژیم و نیز روش خرابکارانه عمال امپریالیسم ضربات سنگینی به صنایع سنگین ایران از جمله کارخانه ذوب آهن و ماشین ­سازی و تراکتورسازی وارد ساخته و در این زمینه صنایع فولاد مبارکه و فولاد اهواز با مشکلات شدیدی مواجه می­ باشند.
در ادامه این روند با اینکه کشور ما نه تنها از طریق تولید و صدور نفت خام، بلکه از لحاظ تکنولوژی مورد نیاز صنایع نفت و گاز و پتروشیمی و حمل و نقل نفت خام و گاز مایع وابسته به انحصارهای امپریالیستی است و در حالی­که هم اکنون صادرات فرآورده­ های پتروشیمی عمده­ ترین کالای بعد از صادرات نفت خام و گاز است، و بهای صادرات فرآورده­ های پتروشیمی سالیانه حدود 12 میلیارد دلار است. در مرحله کنونی ادامه تحریم­ های مالی و اقتصادی عواقب بس وخیمی برای کشور ببار خواهد آورد. و میزان درآمد رژیم از صادرات نفت و گاز و فرآورده­ های پتروشیمی رو به کاهش می ­گذارد.
در شرایط کنونی که تفوق تناسب نیرو در عرصۀ سیاسی کشور بسود جنبش توده­ های ناراضی از رژیم به مرحله ­ای رسیده که رژیم قادر نیست از گسترش جنبش توده­ ها جلوگیری نماید. بدیهی است که استفاده از این شرایط عینی مساعد بستگی به اتحاد و وحدت عمل نیروهای مترقی و دموکراتیک برای بسیج هر چه بیشتر توده­ های زحمتکش در راه سرنگون کردن رژیم ضد خلقی "ولایت فقیه" دارد.
در شرایطی که بحران عمیق اجتماعی و اقتصادی دامنگیر کشور است. با درنظر گرفتن وابستگی اقتصاد به درآمد نفت، رژیم حاکم قادر به حل وضع فلاکت ­بار اقتصادی و اجتماعی و به ویژه ورشکست کشاورزی و صنایع کشور نخواهد بود.
استیصال و درماندگی رژیم "ولایت فقیه" را می ­توان در مسئله امتناع دولت هندوستان از خرید نفت خام از ایران که روزانه حدود 270 هزار بشکه می­ باشد، دریافت. در این زمینه دولت رژیم "ولایت فقیه" برای ادامه فروش نفت و جلوگیری از انصراف دولت هند از عدم خرید نفت از ایران، با وقاحت تمام و بدون ذره­ ای شرم پیشنهاد مبنی بر تامین 2 ماه نفت مجانی را به آن کشور ارائه می­ کند.

ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.
این عمل ضد ملی بیانگر آن است که سران مرتجع و خائن رژیم با تن دادن به هر ذلت و خفتی می­ کوشند به هر قیمتی به حفظ موجودیت رژیم منحوس "ولایت فقیه" و حاکمیت روحانیت بر کشور و مردم زجر دیده ایران ادامه دهند.
ولی روحانیون حاکم و حامیان کارگزار و اصلاح طلب آن در حاکمیت علیرغم دستگاه سرکوب و ترور خود به سرنوشت رژیم شاه روبرو می ­شوند.
هیچ چیز نمی­ تواند موج یورش توده­ ها بر دژ اهریمنی ستمگران حامی کلان سرمایه ­داران و بزرگ زمین­ داران را متوقف سازد. زیرا این حکم تاریخ است.
تا زمانی که کشور ما در سیطره "ولایت فقیه" قرار دارد، راه برون رفت جامعه از بحران امکان­ پذیر نیست و معضلات اجتماعی و اقتصادی و مشکلات عظیم کشور و مردم که ناشی از وجود نظام سرمایه­ داری وابسته است، حل نخواهد شد. برای حل معضلات اجتماعی و اقتصادی به نفع اکثریت مطلق اهالی کشور ایجاد تحول بنیادی در زندگی کشور و گذار به نظام اجتماعی مترقی ضرورت دارد.
در حالیکه سیاست ضد خلقی رژیم "ولایت فقیه" موجب گرانی مایحتاج عمومی و نیز گسترش فقر و فلاکت و بدبختی و بیکاری میلیون­ها انسان در جامعه گردیده است. می­ توان گفت با عدم تائید توافق هسته ­ای ژنو معروف به "برجام" از جانب آمریکا وضع ناهنجار کنونی به شدت رو به وخامت می­رود.
ادامۀ چنین روندی در شرایط حاکم بر جامعه نه تنها موجب فروپاشی رژیم، بل فروپاشی تمامیت ارضی کشور را در بر دارد و زمینه را برای دسایس امپریالیسم آمریکا و ارتجاع منطقه بر کشور ما هموار خواهد کرد.
این تصور کلی، بغرنجی وضع حاکم در جامعه را نشان می ­دهد.
بررسی وضع ایران نشان می­ دهد که شرایط در داخل و خارج از مرزهای کشورمان بسرعت در حال تغییر است. گذشت زمان تغییرات محسوسی در آرایش نیروها در داخل کشور بوجود آورده است. توده­ های میلیونی زحمتکشان به تجربه خویش به ماهیت ارتجاعی رژیم مستبد و فاسد "ولایت فقیه" پی برده­ اند و اکنون دریافته ­اند آنچه رژیم ضد خلقی "ولایت فقیه" برای مردم میهن ما به ارمغان آورده چیزی جز فقر و فلاکت، بیکاری و گرانی، جنگ و ویرانی، زندان و شکنجه، جنایت و خیانت، ورشکست اقتصادی و غارت ثروت ملی و دست­رنج زحمتکشان، نبوده و نیست.
اکنون که اقتصاد کشور از هم پاشیده است و به بحران سیاسی در جامعه منجر گردیده است، بازتاب بحران را می­ توان در رویگردانی توده ­های میلیونی از رژیم مشاهده کرد.
در رویداد دی ماه 96 که نفرت توده­ های میلیونی زحمتکشان از رژیم استبداد مذهبی "ولایت فقیه" به تظاهرات میلیونی علیه رژیم در شهرهای کشور تبدیل شد، نشان داد که توده­ های ناراضی از رژیم خواستار پایان دادن به حاکمیت آخوندهای مرتجع در خدمت کلان سرمایه ­داران و بزرگ زمین­ داران هستند.
رژیم "ولایت فقیه" با دخالت در امور داخلی کشورهای همجوار و منطقه تمامیت ارضی کشور ما را به خطر انداخته است. در واقع خطری که تمامیت ارضی کشور ما را تهدید می­کند با مقاصد توسعه ­طلبانه روحانیت حاکم پیوند دارد.
امپریالیسم آمریکا در این شرایط حساس و سرنوشت­ ساز توانسته از سیاست ایران بر باد ده هسته ­ای روحانیت حاکم بهره­برداری کند. در این رابطه در پیام نوروزی رئیس جمهور آمریکا به مردم کشور ما، امپریالیسم و نواستعمار به دوستان خلق و یاران صدیق مردم کشور ما مبدل می ­شوند.
در حالیکه مبارزه توده ­ها در صحنۀ اجتماعی- سیاسی ایران علیه رژیم جریان دارد. رژیم "ولایت فقیه" به چنان بن­ بستی رسیده که قادر نیست به زندگی ننگ­ بار خود ادامه دهد.
در چنین اوضاع و احوالی که ارتجاع حاکم اعتباری در میان توده ­ها ندارد. اتحاد و وحدت عمل نیروهای مترقی و میهن ­پرست در جبهه ضد دیکتاتوری برای سازماندهی و تجهیز توده­ ها در راه سرنگونی رژیم "ولایت فقیه" ضرور می ­باشد. 
حزب توده ایران تهاجم مشترک موشکی امپریالیست­های آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی به خاک جمهوری عربی سوریه و نیز تجاوز و مداخله نظامی ترکیه در سوریه را محکوم می­ کند.!





پیروز باد مبارزه متحد مردم ایران در راه سرنگونی رژیم "ولایت فقیه"!
حزب توده ایران دشمن ستم­ کاران

۱۳۹۶ بهمن ۹, دوشنبه

شماره 28 ، 4 بهمن ماه 1396
تحلیل حزب توده ایران از وضع ایران و موضع حزب ما در شرایط کنونی
در این تحلیل بازتاب بحران عمیق اجتماعی و اقتصادی در تشدید نارضایی توده­ های مردم از رژیم "ولایت فقیه" مورد بررسی قرار می­ گیرد.
در شرایط بغرنج کنونی تضادهای لاینحل و انبار شده در جامعه به درجه ­ای رسیده که توده ­های ناراضی از رژیم برای مبارزه در راه حل این تضادها بپاخاسته ­اند.
در این شرایط حزب توده ایران بعنوان حزب طبقه کارگر باید با ارزیابی تناسب نیروها و درنظرداشت خواست ­های توده ­های مردم در جامعه، شعارهای مرحله ­ای خود را تعیین کند.
ما باید بدانیم در کشورمان چه می­ گذرد و توده­ های ناراضی از رژیم چه می­ گویند و چه می­ خواهند. در شرایط تشدید بحران اقتصادی که با نارضایی رو به افزایش توده­ های میلیونی از رژیم منجر گردیده است، این تضادها بیش از پیش تشدید خواهد شد و رژیم را با سرعت به پرتگاه سقوط سوق خواهد داد.
در شرایط کنونی علت حاد شدن تضادها را باید در عدم حل معضلات اجتماعی و اقتصادی موجود در کشور جستجو کرد. در این ارتباط عملکرد رژیم "ولایت فقیه" و محصول آن از عوامل عمدۀ تشدید تضادها در جامعه است.
هم اکنون در اثر سیاست داخلی و خارجی رژیم ضد مردمی "ولایت فقیه" و تشدید بحران اجتماعی-اقتصادی توام با تورم و گرانی و بیکاری، فقر و فلاکت و گرسنگی، ارتشا و فساد،  اعتیاد و فحشا در جامعه که تضادهای اجتماعی و تضادهای داخل رژیم را تشدید کرده و کشور را در مرحله بحران عمومی قرار داده است. مردم میهن ما شرایط دشواری را از سر می ­گذراند.
در چنین شرایطی نظام اقتصادی رژیم "ولایت فقیه" زیر پوشش "اقتصاد اسلامی" با تمرکز ثروت در یک قطب اقلیت کوچک مرفه و فقر و نداری در قطب اکثریت محروم با تقسیم جامعه به دو قطب – صاحبان ثروت و محرومان – عامل گسترش بی عدالتی در جامعه گردیده است. این تضاد که میان دو قطب متضاد در جامعه وجود دارد روزبروز حادتر می ­شود.
این نظام اقتصادی و این تسلط اقتصادی و سیاسی طبقات و اقشار مرفه و استثمارگر را که مانع رشد نیروهای مولده در جامعه است، باید درهم شکست. و عاقبت درهم شکسته خواهد شد.
رژیم "ولایت فقیه" از کلان سرمایه ­داران غارتگر و بزرگ زمینداران حمایت می­ کند و منافع اقلیت کوچک مرفه را بر مصالح اکثریت محروم ترجیح می ­دهد. چنین وضعی در جامعه محصول سیستم سیاسی حاکم بر کشور به رهبری روحانیت است. روحانیون حاکم بعد از پیروزی انقلاب بهمن با سوءاستفاده از باورهای مذهبی توده­ ها و اعلام حمایت از توده محروم با دستیابی به رهبری انحصاری، رژیم استبدادی مذهبی قرون وسطایی را بر کشور حکمفرما ساختند و با ایجاد جو خفقان و ترور در جامعه و سرکوب و نابود ساختن همه احزاب و سازمان ­های مترقی و دموکراتیک در خدمت بقول خمینی تجار محترم و اقلیت محدود کلان سرمایه ­داران بازار و بزرگ زمینداران قرار گرفتند و شرایط را به سود طبقات و اقشار استثمارگر و دزدان ثروت ملی و دسترنج زحمتکشان جامعه فراهم کردند و کشور را در زنجیرهای وابستگی به انحصارهای فراملی و دولت­ های امپریالیستی نگاه داشتند.
اکنون در نتیجۀ ادامۀ تحریم ­های مالی و اقتصادی توسط آمریکا از یکسو بحران اجتماعی و اقتصادی در کشور ژرفای بیشتری پیدا کرده است و از جانب دیگر مداخلات نظامی رژیم در عراق و سوریه و تامین هزینه ­های مالی و تسلیحاتی 100 هزار افراد شبه نظامی مزدور در دستجات "حشدالشعبی"، "فاطمیون"، "زینبیون"، "حیدریون" و لشکر جولان که با غارت ثروت ملی کشور و نیز موجودی بانک­ ها و چپاول سرمایه 18 صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی توام بوده است، کشور را هر چه بیشتر در یک بحران عمومی فرو برده است.
در این رابطه روحانی رئیس جمهور رژیم با اشاره به اینکه هزینۀ جنگ سوریه را جمهوری اسلامی تامین می ­کند. در عین حال به سیاست ماجراجویانه و نیز عملکرد ضد خلقی رژیم حاکم که عملاً در جهت خلاف مصالح مردم ایران است اعتراف می­ کند.
ما در اینجا ماهیت عملکرد رژیم "ولایت فقیه" را در برخورد با معضلات و مشکلات کشور توضیح دادیم. در کشور ما رژیم خودکامه مذهبی قرون وسطایی حاکم است. این رژیم استبدادی مذهبی با ساختار دولتی قرون وسطایی سد عمده و بازدارنده پیشرفت اجتماعی و مانع اصلی رشد نیروهای مولده در کشور است. بنابراین برای حل معضلات حاد اجتماعی و اقتصادی در کشور ما ساختار سیاسی حاکمیت باید دگرگون گردد.
لذا شرط نخست نوسازی جامعه برای تامین رشد اجتماعی و اقتصادی، پایان دادن به سلطۀ حاکمیت روحانیت در راس آن "ولایت فقیه" ضرور می­ باشد. زیرا فقط با پایان دادن به سیطرۀ "ولایت فقیه" می ­توان تضاد اصلی جامعه را حل کرد و به خروج ایران از بن­ بست کنونی و ایجاد یک تحول بنیادی در اوضاع سیاسی-اجتماعی ایران اقدام کرد.
رویدادهای کشور و چگونگی سیر آتی آن
رژیم حاکم در اثر بحران عمیق اقتصادی-اجتماعی دچار فروپاشی است. جلوگیری از فروپاشی به علت تعمیق وابستگی کشور به انحصارهای فراملیتی که محصول خیانت سران مرتجع رژیم به کشور و مردم ماست، ناممکن است. در شرایط کنونی ادامه تحریم­ های مالی و اقتصادی و نیز عدم دریافت ­های ارزی از محل درآمد کالاهای صادراتی بویژه نفت و گاز، کشور را با مشکلات اقتصادی و اجتماعی روبرو ساخته است. جناح­ های حاکم در رژیم "ولایت فقیه" برای برون رفت از بحران اجتماعی و اقتصادی فاقد برنامه می­ باشند. تا زمانی که کشور در سیطرۀ "ولایت فقیه" قرار دارد. راه خروج از بحران امکان ندارد و بدینسان بحران و بن ­بستی که رژیم با آن روبروست روزبروز حادتر می ­شود و فقر و فلاکت و بدبختی و بیکاری و گرسنگی در جامعه هر چه بیشتر دامنگیر توده ­های محروم جامعه می ­شود. رژیم "ولایت فقیه" عامل اصلی بوجود آمدن معضلات و مشکلات در کشور ماست. در واقع می­ توان گفت ادامه بحران در کشور رژیم را از درون منفجر خواهد ساخت. ما، اکنون شاهد بروز چنین وضعی می ­باشیم.
در حال حاضر مبارزه­ ای حاد در جامعه میان توده­ های مردم با رژیم ارتجاعی در جریان است. مردم میهن ما با تجربۀ شخصی خود به ماهیت ارتجاعی و ضد خلقی رژیم پی برده­ اند و از آن روی­گردان شده­ اند. اخیراً، در ارتباط با تشدید بحران عمومی در کشور جنبش اعتراضی علیه رژیم حاکم اوج گرفت. در این مبارزه اجتماعی خواست­ های توده ­ها و نیز مضمون شعارهای مطرح شده در جامعه، نشان می ­دهد که خواست عمومی توده ­های مردم پایان دادن به حاکمیت اقلیت کوچک روحانیون در راس آن "ولایت فقیه" است. که مقصر اصلی این وضع فلاکت ­بار در کشور می ­باشند.
در شرایط اوج­ گیری جنبش وسیع توده ­ها در کشور از آنجا که جنبش توده ­ها فاقد برنامه­ ریزی و سازمان­دهی و رهبری واحد بود، نتوانست به موج پرقدرتی در براندازی رژیم تبدیل گردد. بنابراین با توجه به ضعف عامل ذهنی جنبش، ضرورت اتحاد و وحدت عمل نیروهای هوادار آزادی و دموکراسی در جبهه ضد دیکتاتوری بمثابه عامل ذهنی در براندازی رژیم اهمیت حیاتی دارد.
بگفتۀ شاعر خلقی میهن ما، سیاوش کسرایی: "وای اگر غول بدست آرد سر"
ضعف عامل ذهنی در سازمان­دهی و بسیج توده­ ها نشان می­ دهد سران رژیم بعلت این ضعف توانسته ­اند به حیات­شان ادامه دهند.
در مقابل با خواست­ های توده­ های ناراضی از رژیم سیاستی را که حاکمیت کنونی برای نجات رژیم در پیش­ گرفته است، تشدید ترور و اختناق در جامعه است. ولی رژیم حاکم قادر به ایستادگی در مقابل ارادۀ مردم بپاخاسته نیست. در کشوری که میلیون­ها انسان بیکارند فقر و گرسنگی و بی­ خانمانی و فساد گسترده جامعه را فرا گرفته و در اثر تحریم ­های مالی و اقتصادی شیرازۀ اقتصادی کشور از هم پاشیده است. رژیم چگونه می­ تواند خواست­ های توده­ های مردم را تحقق بخشد و میلیون­ها انسان را از فقر و فلاکت و بدبختی نجات دهد. برای حل این مسائل حاد و برون­ رفت از آن دو جناح عمده در هرم حاکمیت که به جناح "اصلاح­ طلب- کارگزار" و "اصول­ گرایان" مشهورند هیچ برنامه ­ای ندارند.
اکنون جدایی توده­ ها از رژیم به مرحله ­ای رسیده است که دیگر عناصر اصلاح ­طلب در جناح حاکمیت نمی­ تواند با روش "شریک دزد و رفیق قافله" در اوضاع و احوال سیاسی کنونی به ترفند خود ادامه دهد و در عین حال به رژیم استبدادی "ولایت فقیه" و روحانیون حاکم خدمت کند.
رویدادهای اخیر و مبارزۀ توده ­ها علیه روحانیون حاکم ماهیت اصلاح­ طلبان را بعنوان حامیان رژیم "ولایت فقیه" که به اصل متحجر "ولایت فقیه" دلبسته می ­باشند، در میان اقشار بینابینی شهری و دانشجویان شناساند. اکنون وضع حاکم در کشور نشان می ­دهد که دیگر نمی ­توان با وعدۀ اصلاحات در چارچوب رژیم حاکم سلطه روحانیون حاکم را تداوم بخشید.
عناصر مرتجع که به انقلاب و توده­ های مردم خیانت کردند سرنوشت ­شان با سرنوشت رژیم منحوس و فاسد "ولایت فقیه" آمیخته است.
در شرایط کنونی سیر رویدادها در عرصۀ بین ­المللی به زیان رژیم استبداد مذهبی "ولایت فقیه" است که در عین حال به انزوای رژیم حاکم در جهان منجر گردیده است.
در شرایط کنونی بازتاب تحریم­ های مالی و اقتصادی رژیم را می­ توان در سیاست خارجی آن بویژه در اتخاذ سیاست گرایش بسوی روسیه مشاهده کرد. در حال حاضر سیاست خارجی رژیم "ولایت فقیه" در جهت همکاری با سیاست محافل الیگارشی مالی حاکم روسیه، در جهت سیادت اقتصادی و سیاسی مشتی سرمایه ­­دار بزرگ تازه به دوران رسیده در روسیه است که پس از فروپاشی اتحاد شوروی عملاً مالک موسسات بزرگ صنعتی و مالی شده ­اند.
(الیگارشی مالی، یعنی: سیادت اقتصادی و سیاسی گروه معدودی از سرمایه ­داران بزرگ مالی است که عملاً مالک انحصارات صنعتی و بانکی بوده و در دست­ های خود نظارت بر شاخه­ های اساسی اقتصاد را متمرکز ساخته­ اند - واژه­ نامۀ سیاسی و اجتماعی، امیر نیک­ آئین، انتشارات حزب توده ایران)
اکنون بموازات اتخاذ سیاست گرایش بسوی روسیه، رژیم حاکم در کشور ما روزانه یکصد هزار بشکه نفت خام به روسیه صادر می ­کند و در قبال آن تسلیحات نظامی از روسیه دریافت می ­دارد.
در این شرایط هدف دولت روسیه تامین منافع اقتصادی و سیاسی خود و از جمله دستیابی به بازار عظیم ایران برای فروش فرآورده­ های صنعتی خود و نیز دستیابی به مواد خام کشور ما است.
در این راستا محافل حاکم روسیه با پیروی از روش اسلاف خود در زمان روسیه تزاری که در انقلاب مشروطه ایران علیه آزادی خواهان ایران و به دار آویختن مبارزان راه آزادی و طرد استبداد و استعمار از دربار فاسد و مستبد قاجار و روحانیون قشری هم­دست دربار حمایت می ­کردند و با به توپ بستن مجلس و کودتای ضد انقلابی عملاً در مقابل توده­ های مردم قرار گرفتند. اکنون می ­بینیم دارودسته مافیا حاکم در روسیه زیر پرچم روسیه تزاری در زمره حمایت ­کننده رژیم خودکامه مذهبی قرون وسطایی در کشور ماست و می­ کوشد برای تامین منافع خود سیادت خود را در کشور ما تحکیم نماید.
حزب توده ایران سیاست ارتجاع حاکم در ایران را که در جهت همکاری با سیاست محافل حاکم روسیه است خلاف مصالح مردم ایران ارزیابی می­ کند.
ما در این زمینه به وظیفه میهنی خویش در قبال میهن و مردم­ مان عمل کرده و می­ کنیم. کشور ما نباید به جولان­ گاه رقابت از سوی امپریالیسم و دولت روسیه مبدل شود.
در رابطه با نقش روشنگری علیه رژیم حاکم باید اشاره کنیم. در مبارزۀ اجتماعی که در جامعه جریان دارد. ما باید از کاربرد کامپیوتر از طریق شبکه اینترنت که یک امکان موثر در مبارزه علیه رژیم است و نقش مهمی در افشاء رژیم دارد، استفاده کنیم و با پیروی از گفتۀ و.ای.لنین در اثر مشهور "چه باید کرد" که خاطرنشان ساخت: باید با افشاگری­ های سیاسی رژیم خصم را در بی­ ثباتی دائم نگاه داشت. در این زمینه با بهره­ گیری از امکان موجود اینترنت در افشاء سیاست ضد خلقی رژیم می­ توان خط مشی سیاسی حزب و شعارهای آن را در میان مردم تبلیغ کرد. البته باید گفت این کار شامل مبارزان حزب که در داخل کشور هستند نمی ­شود. در این شرایط باید در پی اشکال و شیوه­ های مبارزه و بکارگیری روش­ هایی بود که بتواند جنبش را به پیش هدایت کند، بویژه اینکه شرایط عینی برای افشاگری در جامعه وجود دارد و می­ توان گروه زیادی را وارد عرصۀ مبارزه سیاسی علیه رژیم کرد.
با توجه به آنچه که گفته شد و نیز با درنظرگرفتن تضادهای آشتی ­ناپذیر اجتماعی و طبقاتی، که نتیجۀ سیاست ضد خلقی رژیم استبدادی قرون وسطایی در جامعه است، باید گفت، "پائینی ­ها" دیگر حاضر به زندگی در شرایط موجود - فقر و فلاکت و بیکاری و بی­ خانمانی – نیستند و "بالایی ­ها" هم نمی­ توانند به خواست آنها پاسخ گویند و زندگی کم و بیش مرفهی برای میلیونها انسان فراهم آورند. در نتیجه جامعه در بحران ساختاری بسر می­ برد و رژیم نخواهد توانست معضلات و مشکلات عظیم اجتماعی- اقتصادی را که در برابر کشور و مردم قرار دارد حل کند. بنابراین راه نجات ایران از بحران و واپس­ ماندگی اجتماعی، اقتصادی سرنگون کردن رژیم "ولایت فقیه" است. برای رسیدن به این هدف مبارزۀ متحد همۀ مبارزان راه آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و صلح اهمیت فوق ­العاده­ ای دارد. در شرایط کنونی که توده­ های مردم از رژیم حاکم ناراضی هستند و سرنگونی آن را خواستارند، اتحاد عمل نیروهای هوادار آزادی و دموکراسی و همۀ میهن ­پرستان در جبهه ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.
چنانکه گفتیم مردم میهن ما در شرایط ادامه تحریم­ های مالی و اقتصادی، شرایط دشواری را از سر می ­گذراند. در آینده با عدم تائید توافق هسته­ ای ژنو معروف به "برجام" از جانب آمریکا وضع دشوارتر می ­شود و کشور و مردم میهن ما وارد مرحله دشوار و حساسی می ­شوند.
حزب توده ایران امیدوار است در شرایط حساس تاریخی میهن ما که ارتجاع زیر فشار توده ­ها واپسین نفس­ هایش را می کشد، سازمان­ ها و نیروهای پیگیر راه آزادی و دموکراسی با تحکیم اتحاد و وحدت عمل جبهه ضد دیکتاتوری را در برابر رژیم ارتجاعی و عمال امپریالیسم بوجود آورند. تنها و تنها اتحاد و وحدت عمل نیروهای هوادار آزادی و دموکراسی راه را برای پیروزی بر ارتجاع حاکم و نیز عقیم ساختن توطئه امپریالیسم آمریکا در کشور ما هموار خواهد کرد.
با امید به آینده برای دستیابی به آزادی و دموکراسی در میهن بلا کشیده ما.
ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.

۱۳۹۶ آبان ۱۵, دوشنبه

شماره 27 ، 14 آبان ماه 1396
بیانیه حزب توده ایران
دربارۀ عدم تائید توافق ژنو مربوط به مسائل هسته­ ای ایران از جانب رئیس­ جمهوری آمریکا و موضع حزب ما در شرایط کنونی

در واقع باید خاطر نشان ساخت که پس از پایان جنگ با عراق سران مرتجع رژیم "ولایت فقیه" برای دستیابی به سلاح هسته­ ای در جهت اهداف توسعه طلبانه خود بیش از 400 میلیارد دلار درآمد نفت ملت ایران و دسترنج توده­ های میلیونی زحمتکشان جامعه ما را به هدر داده است.
پیامدهای زیانبار سیاست ماجراجویانه هسته­ ای رژیم علاوه بر خسارات مالی هنگفت برای مردم و کشور ما اینک ادامه تحریم­ های مالی و اقتصادی توسط آمریکا به بحران اقتصادی-اجتماعی و نیز فروپاشی اقتصادی در کشور منجر گردیده است. در برابر سیاست هسته­ ای رژیم "ولایت فقیه" حزب توده ایران خواهان پایان دادن به سیاست ماجراجویانه هسته­ ای رژیم استبدادی حاکم بود و ادامۀ آن را نه تنها مباین با مصالح ملی مردم ایران بلکه بمثابه عامل تشدید تشنج و گسترش دامنۀ آن در منطقه خاور نزدیک و میانه ارزیابی کرد.
در شرایط کنونی سیاست نظامی­گری رژیم حاکم در جهت ساخت و تولید موشک­ های بالستیک به مثابه حربۀ تهدید علیه کشورهای هم­جوار موجب تشدید تشنج در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس گردیده و زمینه را برای دسائس و مداخلۀ امپریالیست­ ها بسرکردگی امپریالیسم آمریکا در منطقه بوجود آورده است.
اکنون امپریالیسم جهانی ضرورت اجرای قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل دربارۀ منع فعالیت تولید و تهیه موشک بالستیک با توانایی حمل کلاهک هسته­ ای از سوی رژیم جمهوری اسلامی را که خطری برای اسرائیل محسوب می­ شود مطرح می­ سازند تا زمینه را برای نقشه­ های خود آماده سازند.
در ارتباط با سیاست نظامی­گری رژیم حاکم حزب توده ایران برای خنثی ساختن نقشه­ های امپریالیستی که مستقیماً خطر عظیمی برای کشور و مردم ایران بوجود می­ آورد. مخالف تولید موشک­ های بالستیک در ایران و نیز مخالف حضور نیروهای مسلح رژیم جمهوری اسلامی در عراق و سوریه است. با توجه به این مداخلات در جریان تحقق بخشیدن به حل مسئله ملی در کردستان عراق در حالیکه سران رژیم جمهوری اسلامی با حل مسئله ملی سر دشمنی دارند و با شیوه­ های توطئه­ گرانه به مخاصمات در منطقه دامن می­ زند. حزب ما مخالف این­گونه اعمال خصمانه است. حزب ما با شناسایی حق تعیین سرنوشت از جانب خلق­ های هر کشوری موافق بوده و هست. تا زمانی که رژیم "ولایت فقیه" وجود دارد. تامین صلح و امنیت در خاورمیانه و تامین زندگی بهتر برای توده­ های میلیونی کارگران و زحمتکشان و از جمله حل مسئله ملی در کشور ما بخاطر حاکمیت رژیم ضد خلقی "ولایت فقیه" ناممکن است. بنابراین فقط با پایان دادن به رژیم "ولایت فقیه" که شرط نخست نوسازی جامعه است. و با استقرار آزادی و صلح و دموکراسی در جامعه امکان برای حل معضلات کنونی کشور و پایان دادن به واپس­ماندگی اقتصادی و اجتماعی کشور فراهم خواهد آمد.
هم اکنون رژیم "ولایت فقیه" با حمایت مالی و تسلیحاتی از دستجات نظامی "حشدالشعبی" ، "فاطمیون" ، "زینبیون" ، "حیدریون" و لشکر جولان در عراق و سوریه به تشدید تشنج در منطقه خاورمیانه دامن می­ زند و صلح و امنیت در خاورمیانه را در معرض خطر قرار داده است.
رژیم "ولایت فقیه" با دخالت در امور داخلی دیگر کشورها تمامیت ارضی کشور ما را به خطر انداخته است. ما معتقد به خروج فوری همه نیروهای مداخله­ گر از عراق و سوریه هستیم. صلح و امنیت در عراق و سوریه با خروج نیروهای مداخله­ گر می­ تواند تامین گردد. ادامۀ این وضع به ویژه حضور نظامی رژیم حاکم در خارج از مرزهای کشور و مداخله در امور داخلی دیگر کشورها، با وجود وابستگی اقتصاد کشور به درآمد نفت و در درجه اول به انحصارهای امپریالیستی و نیز اعمال تحریم­ های اقتصادی و مالی آمریکا در عین حال با عدم ثبات سیاسی رژیم حاکم ناممکن است. باید به این وضع هرچه زودتر پایان داده شود.
در حال حاضر بحران همه جانبه اقتصادی، مالی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی، نظامی که نتیجۀ سیاست ضدملی رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است. تمامیت ارضی کشور ما را بخطر انداخته است. و این در حالی است که دیدار دبیرکل شورای حکام آژانس بین­ المللی انرژی هسته­ ای در تهران اواخر اکتبر 2017 می­ تواند در زمینۀ آغاز مذاکرات برای حل مسائل تولید موشک بالستیک در ایران گامی مثبت در جهت کاهش تشنج در منطقه بشمار رود. اما محافل حاکمه ارتجاعی و عناصر ماجراجو در سپاه پاسداران در راس آنها روحانیون حاکم در کشور مخالفت با مذاکرات پیرامون توقف موشک­ های بالستیک را موعظه می­ کنند. آنها از یکسو مخالف پایان دادن به تولید و ساخت موشک­ های بالستیک هستند و خامنه­ ای ادامۀ آن را "اقتدار ملی" می­ داند از سوی دیگر موافق دخالت در سوریه و لبنان و عراق و نیز موافق حمایت مالی و نظامی از گروه­ های شیعه در کشورهای مسلمان می­ باشند.
ما با این سیاست ماجراجویانه رژیم "ولایت فقیه" مخالفیم. باید به این سیاست ماجراجویانه بشکل مسالمت­ آمیز خاتمه داده شود.
در این رابطه "شورای آتلانتیک" وابسته به کشورهای امپریالیستی با مشارکت انگلیس و فرانسه و آلمان طرح مقابله با رژیم جمهوری اسلامی ایران را برای درهم شکستن و براندازی رژیم حاکم تهیه و تنظیم کرده و بصورت پیشنهاد به دولت آمریکا ارائه داده است.
در چنین شرایطی که امپریالیسم آمریکا و متحدانش درصدد است تا مانند تهاجم جنایت­ بار به عراق و نیز مانند تهاجم جنایت­ بار امپریالیستی از طریق پیمان تجاوزکار نظامی "ناتو" به یوگسلاوی و کشورهای عربی لیبی و سوریه، با متشنج کردن منطقه خاورمیانه زمینه را برای تجاوز به ایران و سرنگون ساختن رژیم جمهوری اسلامی آماده سازد. سیاست نظامی­گری رژیم "ولایت فقیه" در جهت تشدید تشنج در خاورمیانه عمل می­ کند و در شرایط کنونی با تحمیل هزینه­ های سنگین نظامی به ملت ایران کشور ما را به فاجعۀ اقتصادی و اجتماعی سوق داده است.
حزب توده ایران برای حفظ صلح و امنیت در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس و جلوگیری از بروز خطرناک جنگ که می­ تواند پی­آمد فاجعه­ باری برای کشور و مردم ما همراه داشته باشد.
  • خواهان مذاکرات میان ایران و آمریکا و اتحادیه اروپا برای حل مسائل سیاسی مورد اختلاف است.
  • خواهان پایان دادن به سیاست نظامی­گری رژیم "ولایت فقیه" و کاهش بودجه تسلیحات نظامی در خدمت رشد اقتصادی است.
  • خواهان توقف تولید موشک­ های بالستیک در کشور برای کاهش تشنج در خاورمیانه است.
ما امیدواریم که مردم میهن ما در نبرد عادلانه خود در راه آزادی و دموکراسی و زندگی صلح­ آمیز علیه رژیم خودکامه مذهبی قرون وسطایی حاکم به پیروزی دست یابد و کشور ما را به عامل صلح و ثبات در خاورمیانه و جهان مبدل سازد.  
حزب توده ایران
 12 آبان ماه 1396

ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.



۱۳۹۶ اردیبهشت ۳۱, یکشنبه

31 اردیبهشت ماه 1396
اطلاعیه حزب توده ایران دربارۀ انتخابات ریاست جمهوری در 29 اردیبهشت ماه 1396
          مردم میهن ما که خواهان آزادی و دموکراسی و طرد استبداد مذهبی "ولایت فقیه" می‌باشند، با رد صلاحیت کاندید روحانیون حاکم و نیروهای ارتجاعی بمعنای نفی اصل "ولایت فقیه"، در صحنۀ اجتماعی و سیاسی ایران جامۀ عمل پوشاندن. یکی از مهمترین عوامل موثر در جریان انتخابات که به پیروزی علیه محافل حاکمۀ ارتجاعی منجر شد، کشش توده‌های میلیونی به آزادی و دموکراسی و پایان دادن به دیکتاتوری مذهبی قرون وسطایی زیر پوشش "ولایت فقیه" است.
روشن است که تحقق خواست‌ها و مطالبات بر حق مردم میهن ما بدون الغای اصل "ولایت فقیه" ممکن نخواهد بود.
حزب توده ایران در اسناد برنامه‌ای خود خاطر نشان ساخته است، برای پایان دادن به تضاد عمده جامعه ما یعنی طرد اصل "ولایت فقیه" و جدا کردن دین از حکومت، ایجاد جبهه ضد دیکتاتوری با شرکت سازمان‌های سیاسی دموکراتیک شرط ضرور در راه دستیابی به آزادی و دموکراسی و طرد استبداد مذهبی قرون وسطایی در میهن ما است.

                                       حزب توده ایران
                                                  30 اردیبهشت ماه 1396

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱, جمعه

شماره 26 ، 1 اردیبهشت ماه 1396
تحلیل وضع ایران در شرایط مشخص کنونی
بررسی وضع ایران را با نظری گذرا در سیر حوادث جهان آغاز می‌کنیم. در لحظۀ کنونی کشور ما دچار بحران همه جانبۀ سیاسی، اقتصادی، مالی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی، نظامی است. وابستگی اقتصاد کشور به درآمد نفت، هزینه‌های سنگین ناشی از سیاست نظامی‌گری همراه با ادامۀ تحریم‌های مالی و اقتصادی بویژه تحریم کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای به استثنای کالاهای مصرفی تحت نظارت آمریکا که زائیده سیاست ضد ملی هسته‌ای روحانیت حاکم است. رژیم را دچار ورشکست مالی و اقتصادی کرده است.
بازتاب بحران اقتصادی شرایط ورشکست ده‌ها هزار مؤسسه کوچک و متوسط را فراهم آورد و شاغلین آنها بیکار شده‌اند. تقریباً همۀ واحدهای صنعتی در کشور از نظر تامین مواد اولیه، لوازم یدکی، ماشین‌آلات وابسته به انحصارهای امپریالیستی هستند. به علت خصلت وابسته صنایع مونتاژ و نیز عدم تامین نیاز ارزی کارگاه‌های مونتاژ از جانب دولت برای خرید مواد اولیه از خارج، این موسسات دچار ورشکستگی شدند. با این وجود بحران در اقتصاد کشور موجب گرانی سرسام‌آور و بیکاری میلیون‌ها انسان که حدود 8 میلیون برآورد می‌شود، و نیز گسترش فقر و بی‌خانمانی، ارتشا و فساد در دستگاه اداری رژیم و فحشا و اعتیاد در جامعه گردیده است.
در چنین شرایطی کارگران و زحمتکشان ایران با مشکلات فراوان اقتصادی و اجتماعی و سیاسی روبرو هستند. وضع فلاکت‌بار مسکن و بهداشت عمومی و خدمات درمانی از معضلات اساسی اکثریت مردم ما است. آموزش و پرورش در شرایط رژیم استبداد مذهبی "ولایت فقیه" در وضع اسفباری است.
طبقه کارگر تحت فشار بی‌سابقه اقتصادی و ترور و اختناق رژیم قرار دارد. در حال حاضر "شورای عالی کار" وابسته به رژیم، حداقل دستمزد کارگران مشمول قانون کار را در سال 1396، 930 هزار تومان تعیین کرد. در این رابطه براساس گزارش "مرکز پژوهش‌های مجلس"، خط فقر در ایران 1/8 میلیون تومان تا 2/4 میلیون تومان اعلام شد. تشکل‌های کارگری خواستار 3 میلیون تومان برای تعیین حداقل دستمزد بودند. این حداقل دستمزد شامل میلیون‌ها کارگر شاغل در کارگاه‌های کوچک و نیز شاغلین در بخش‌های خدمات و ساختمان و کشاورزی که مشمول قانون کار نیستند، نمی‌شود.
در حال حاضر از کل شاغلین در کشور 93 درصد آنها در صنایع کوچک و در بخش‌های کشاورزی و خدمات و ساختمان فعالیت دارند و 7 درصد در صنایع بزرگ شاغل می‌باشند.
بدین‌سان تعیین میزان حداقل دستمزد از طرف رژیم به سود سرمایه‌داران بزرگ بوده و بهیچ‌وجه با وضع واقعی زندگی توده‌های زحمتکش انطباق ندارد.
وضع روستائیان نیز روزبه‌روز بدتر می‌شود. سیاست تولید کشاورزی ضدملی رژیم موجب ورشکستگی روستائیان کم زمین و مهاجرت جمعی آنها به شهرهای بزرگ گردیده است. هم اکنون بیش از 12 میلیون آوار‌گان روستایی به صورت حاشیه‌نشینان در اطراف شهرهای بزرگ در فقر و فلاکت و بدبختی بسر می‌برند. رژیم حاکم در زمینۀ کشاورزی بدون آنکه بتواند معضل دهقانی و ارضی را حل کند. روند ترک روستاها با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت. وضع روشنفکران و کارمندان و دانشجویان و قشر میلیونی پیشه‌وران و کسبه با ادامۀ بحران در کشور رو به وخامت می‌رود و این در حالی است که کلان سرمایه‌داران بازار و بزرگ زمینداران و بورژوازی بوروکراتیک (معمم و مکلا) بویژه سپاه پاسداران و ارگان‌های جاسوسی و سرکوبگر رژیم که تکیه‌گاه اصلی رژیم را تشکیل می‌دهند، ثروت ملی و محصول دسترنج توده‌های زحمتکش و تولیدکنندگان جامعه ما را چپاول می‌کنند. در چنین جامعه‌ای عملکرد طبقات حاکم موجب روگردانی توده‌ها نسبت به حاکمیت رژیم گردیده است. واقعیت جامعۀ ما نشانگر آن است که دره عمیقی توده‌های میلیونی مردم – اکثریت محروم را از طبقات حاکمه ارتجاعی – اقلیت مرفه جدا می‌کند و تضاد میان آنها نیز شدت خواهد یافت. در شرایط اوج تضادها رویگردانی مردم از رژیم حاکم روز به روز گسترده‌تر می‌شود و این رویگردانی در آخرین تحلیل به تضعیف رژیم و تلاشی آن از درون منجر خواهد گردید.
با تشدید بحران اقتصادی-اجتماعی و سیاسی در جامعه رژیم "ولایت فقیه" نمی‌تواند بر سر پا بایستد. این روند در سرنوشت نهائی رژیم تاثیر دارد. ادامۀ روند تحریم در عرصه‌های اقتصادی– مالی راه برون رفت از بحران را می‌بندد و رژیم حاکم هر روز به مرگ نزدیکتر می‌شود. بدون تردید با تشدید بحران رژیم شرایط عینی پیروزی بر ارتجاع حاکم نضج می‌یابد. وظیفه ما است که از این شرایط برای بسیج توده‌ها در مبارزات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی استفاده کنیم.
در شرایط کنونی پاسخ رژیم حاکم به بحران اجتماعی– اقتصادی اعمال شیوه‌های سرکوب است. رژیم بدون دستیازی به ترور و اختناق قادر به ادامۀ حکمروایی نیست. از این رو روحانیت حاکم می‌کوشد برای جلوگیری از 160 هزار کانال تلگرامی کامپیوتری در کشور از طریق اعمال زور و با نظارت 18 هزار بسیجی مزدور بر کانال مزبور و فیلتر کردن 16 تا 18 هزار کانال در هفته که در عین حال نشانگر هراس رژیم از نقش روشنگری آن نیز هست. رژیم می‌خواهد با مجبور ساختن انسان‌ها به تبعیت از "ولایت فقیه" با این شیوۀ عمل با سیستم‌های اطلاعات کامپیوتری و رد و بدل اطلاعات در کشور ما مقابله کند. ولی چنین عملی با شکست روبرو خواهد شد.
در تحلیل وضع کشور با درنظرگرفتن تشدید اختلاف در هرم حاکمیت بویژه اگر به هر چه عمیق‌تر شدن اختلاف‌ها توجه کنیم، می‌توان گفت اختلاف‌ها در داخل حاکمیت و پیرامون آن، بازتاب تضاد عمدۀ جامعه یعنی اصل "ولایت فقیه" و بحران عمیق ساختاری رژیم خودکامه فردی استبدادی "ولایت فقیه" است. نمونه روشن در این زمینه موضوع شرکت احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری علیرغم مخالفت خامنه‌ای "ولی فقیه" رژیم است که به یک معنا یعنی نفی اصل "ولایت فقیه" و بی‌اعتباری حاکمیت روحانیت در سطح جامعه می‌باشد. در شرایط کنونی مبارزۀ عینی علیه اصل "ولایت فقیه" دامنۀ گسترده‌تری می‌یابد. بنابراین عوامل عدیده‌ای بی‌ثباتی رژیم را در جامعه تشدید می‌کند که نشانگر آغاز فروپاشی رژیم "ولایت فقیه" محسوب می‌شود. بدون تردید تسریع چنین روندی در اثر فشار توده‌ها تحقق می‌یابد.
باید خاطرنشان ساخت که اختلاف میان دو جناح عمده در حاکمیت در ارتباط با همکاری و نیز پیروی از سیاست آمریکا در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس میان جناح کارگزار– اصلاح‌طلب و روحانیون حاکم و سپاه پاسداران و مذهبیون قشری و گروه‌های مؤتلفه اسلامی و جناح رسالت‌– حجتیه و جبهه پایداری بسرکردگی مصباح یزدی که آنها هم با یکدیگر اختلاف دارند، ادامه دارد. این نیروهای مذهبی در طیف جناح اصول‌گرایان درصددند تا در انتخابات ریاست جمهوری جناح کارگزار– اصلاح‌طلب را از حاکمیت دولتی برکنار سازند. در این ارتباط مجلس سنای آمریکا بنا به پیشنهاد پارلمان اروپا در جهت حمایت از جناح کارگزار– اصلاح‌طلب تصمیم دربارۀ افزایش تحریم علیه رژیم حاکم را به بعد از پایان انتخابات ریاست جمهوری رژیم موکول کرد.
می‌دانیم که سیاست خارجی هر کشور ادامه سیاست داخلی آن کشور است. در ارتباط با سیاست خارجی رژیم "ولایت فقیه" باید یادآور شد که در شرایط جنگ خانمانسوز پس از بیرون راندن ارتش تجاوزکار عراق از خرمشهر در همان وقت حزب توده ایران بر لزوم پایان دادن به جنگ و برقراری صلح عادلانه به نفع خلق‌های هر دو کشور ایران و عراق تاکید کرد. اما، روحانیون حاکم به رهبری خمینی با تدارک یورش به حزب توده ایران با هدف از بین بردن حزب تودۀ ایران و ادامۀ جنگ و کشتار سربازان و جوانان دانش‌آموز و کشاورز در جبهه‌های جنگ زیر لوای "جنگ، جنگ تا پیروزی" و سرانجام پایان جنگ که توام با شکست در جنگ و یا بقول خمینی نوشیدن جام زهر و خسارات عظیم مادی و معنوی برای مردم و کشور ما بود. ما می‌بینیم که ارتجاع حاکم پس از پایان جنگ با ادامه سیاست ماجراجویانه هسته‌ای برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، نتیجۀ این عملکرد ضد ملی از یکسو خسارات مالی حدود بیش‌ از 400 میلیارد دلار به اقتصاد کشور وارد ساخته است از سوی دیگر، مسائلی چون تحریم‌های مالی و اقتصادی رژیم همراه با تشدید بحران اقتصادی را در جامعه موجب گردیده است. اکنون پس از دخالت رژیم "ولایت فقیه" در چچن و یوگسلاوی سابق، بازتاب اهداف توسعه‌طلبانه رژیم در حمایت از گروه‌های شیعه درکشورهای مسلمان ازجمله کمک نظامی وکمک‌ مالی بلاعوض500 میلیون دلاری به "حزب‌الله" لبنان را می‌توان در سیاست خارجی رژیم نیز به صراحت دید. سران رژیم برآنند که با حمایت از گروه‌های شیعه در کشورهای مسلمان موفق خواهند شد بمقاصد توسعه‌طلبانه خود در خاورمیانه و منطقه خلیج‌فارس نیز نائل آیند.
در این زمینه مداخلات نظامی در کشورهای جنگ‌زده عراق و سوریه و مقابله با نیروهای سنی وابسته به عربستان سعودی و قطر و ترکیه برای برقراری ارتباط با "حزب‌الله" لبنان و از جمله ایجاد لشکرهای نظامی "حیدریون" و "فاطمیون" شامل اتباع کشورهای افغانستان و پاکستان و نیز تلاش برای ایجاد "لشگر آزادی جولان" و کوشش برای تولید و ساخت موشک‌های بالستیک نشانگر اقدامات توسعه‌طلبانه رژیم "ولایت‌ فقیه" است.
اکنون امپریالیسم آمریکا با زیر پا گذاردن موازین حقوق بین‌المللی با حمله موشکی به کشور مستقل سوریه صلح جهانی را به خطر انداخته است. در این شرایط می‌بینیم که ارتش آمریکا با پرتاب بمب 11 تنی ویرانگر روی خاک افغانستان بمنظور آزمایش نیروی انفجار آن که قدرت تخریب آن به شعاع 1/6 کیلومتر است اقدام کرده تا با توسل به حربۀ زور در عرصۀ بین‌المللی سیاست نظامی‌گری خود را در عرصۀ سیاسی اعمال کند. باید خاطرنشان ساخت که این بمب نابودکننده بنام "سنگرشکن" برای درهم کوفتن تاسیسات هسته‌ای رژیم حاکم در ایران تدارک و آماده شده بود.
در ارتباط با حفظ حیاتی صلح جهانی و جلوگیری از فاجعۀ جنگ اتمی، سیاست خارجی آمریکا در راه تشدید تشنجات جهانی بوده و در منطقۀ شبه جزیره کره با اقدامات تحریک‌آمیز و اعزام ناوگان هواپیمابر خود به منطقه و با تهدید جنگ اتمی برای درهم‌کوفتن جمهوری دموکراتیک کره شمالی و نابودی دسته‌جمعی مردم این کشور دنیا را با فاجعۀ جنگ اتمی روبرو ساخته است.
حزب توده ایران نظر خود را دربارۀ مداخلات تجاوزکارانه نظامی امپریالیستی و ارتجاع وابسته به آن در سوریه اعلام داشته است. ما طرفدار صلح و امنیت در جهان و مخالف هرگونه تجاوز و جنگ بوده و هستیم. در حال حاضر تحمیل جنگ توسط امپریالیسم آمریکا و متحدانش در ناتو و دخالت آنها و ارتجاع منطقه در سوریه، میدان اعمال سیاست‌های جنگ‌افروزانه امپریالیستی در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس است.
در این میان رژیم "ولایت فقیه" در سوریه نیز علیه رژیم‌های عربستان سعودی و قطر می‌جنگد. بدینسان ادامه مناقشات در شرایط حساس خاورمیانه و خلیج‌فارس می‌تواند به جنگ وسیع تبدیل گردد و تمامیت ارضی کشور ما را در مخاطره جدی قرار دهد.
ما معتقد به خروج فوری همه نیروهای مداخله‌گر از عراق و سوریه هستیم. در شرایط کنونی سیاست خارجی رژیم در جهت تشدید تشنج در خاورمیانه و منطقه خلیج‌فارس عمل می‌کند. سران رژیم برای تامین سلاح و مهمات مورد نیاز ارتش و سپاه پاسداران و تجهیز لشکرهای "حیدریون" و "فاطمیون" در عراق و سوریه می‌کوشند روزانه با صدور 100 هزار بشکه نفت خام به روسیه در قبال دریافت سلاح‌های نظامی، تامین سلاح و مهمات خود را از خارج فراهم آورند که نمونه‌هایی از تجلی سیاست نظامی‌گری رژیم حاکم می‌باشد.
چنین است تصویر کلی از وضع بغرنج حاکم در جامعه ما

نتیجۀ سیاست ضدخلقی رژیم "ولایت فقیه"  در ایران
اکنون اقتصاد کشور ما دچار بحران است. تنزل سطح زندگی مردم و تشدید فقر و فلاکت و بیکاری میلیون‌ها انسان و نارضائی فراگیر توده‌های میلیونی در جامعه، بازتاب بحران اقتصادی در جامعه است.
همۀ صنایع کشور ازلحاظ موادواسطه‌ای وابسته به انحصارهای فراملی و کشورهای رشد یافته صنعتی می‌باشند. وضع تولید کشاورزی نیز اسفناک است. مهاجرت از روستاها ادامه دارد. تعداد حاشیه‌نشینان رو به افزایش است. در کشور فقرا فقیرتر و ثروتمندان ثروتمندتر شده‌اند.
مقصر اصلی چنین وضعی رژیم استبداد مذهبی "ولایت فقیه" است که با تکیه بر شیوۀ سرکوب و تشدید ترور و اختناق مصالح مردم و میهن را زیر پا گذاشته و با هدر دادن و غارت ثروت ملی ما کشور ما را به فاجعه اقتصادی و اجتماعی سوق داده است. طبیعی است که رژیم "ولایت فقیه" نخواهد توانست معضلات و مشکلات فراوانی را که در برابر کشور و مردم ما قرار دارد حل کند. برای رسیدن به این هدف چنانکه در برنامه حزب توده ایران گفته شده، طرد رژیم "ولایت فقیه" و ایجاد تحولات بنیادی در کشور ضرور است.

ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.