۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

توضیحی دربارهٔ فعالیت ترویجی – سیاسی ما در شرایط کنونی

همانطور که در مطلب "هشدار به مبارزان توده ای" بیان شده است، مبارزان توده ای ، پیروان سوسیالیسم علمی‌ در ادامهٔ مبارزات تاریخ بیش از ۶۰ سالهٔ حزب تودهٔ ایران و تاریخ ۹۰ سالهٔ مبارزات حزب کمونیست ایران. وظایف خویش میشمرند که در مقابله با انحرافهای چپ و راست در حزب و جنبش انقلابی ایران و افشای جریانات انحرافی، با آغاز فعالیت ترویجیسیاسی از طریق رسانهٔ اینترنتی " راه حزب "و پیگیری در خط اصلی‌ سیاسی حزب تودهٔ ایران و ایستادگی در مواضع اصولی در چارچوب امکانات خود این راه را ادامه دهند.

در مورد نفوذ عوارض نامطلوب و هموار شدن راه برای تبلیغ و رسوخ انحراف در حزب تودهٔ ایران ، باید اشاره کنیم واقعیت این است که این تلاش مخرب از سوی عناصرنا آگاه خرده بورژوا در شرایط غیر عادی به حزب تحمیل شده است و مربوط به عواملی میشود که از جمله می‌توان گفت پیامد فروپاشی کشورهای سوسیالیستی بویژه اتحاد شوروی زمینهٔ رشد انحراف را نسبت به احکام و تئوری انقلابی‌ مارکسیسملنینیسم در عناصر وازده و متزلزل تقویت کرد و از سوی دیگر پیامد یورش رژیم ارتجاعی ولایت فقیه به حزب ما، اعدام افراد و کادرها و رهبران برجسته سیاسی حزب در زندانهای رژیم در ناتوان ساختن حزب از نظر کیفیت انقلابی تاثیر مهلکی داشت و درشرایط عینی مهاجرت نه تنها به غرقه شدن حزب در خیل برآمدگان از میان قشرهای خرده بورژوایی و چیره شدن افراد نا آگاه و نیمه آگاه شد، بلکه علاوه بر آن راه نفوذ نظریات انحرافی را از طریق آنها به حزب هموار کرد .

سمت گیری و اقدامات این عناصردر رهبری فعالیت سیاسی حزب در جهت سازش با یک جناح از نمایندگان بزرگ سرمایه‌ دارن و مالکان در حاکمیت رژیم وهفت بار شرکت در انتخابات فرمایشی رژیم با هدف اعتلاف با این نیروها برای اینکه زمینه را برای تشکیل جبهه با اصلاح طلبان حکومتی میسر سازد. در این سمتگیری رفرمیستی تفاوت ماهوی طرد حاکمیت رژیم "ولایت فقیه "با تغییرات مسالمت آمیز در چارچوب رژیم "ولایت فقیه" به طرز برجسته ای نمایان شد . دنبال کردن یک چنین سیاست رفرمیستی نسبت به نیروهای طبقات حاکمه ارتجاعی, بزرگ مالک و کلان سرمایه‌دار درحاکمیت کنونی کشور ما در این شرایط استثنایی‌ و دشوار خود را نشان داد و امروز ما شاهد آن هستیم که از سوی عناصر راست نظریات میان تهی و موضع گیریهای انحرافی بنام حزب تودهٔ ایران سرهم بندی و قلب میشود که این نظریات مغلوط وموضع گیریهای سازشکارانه مانند شرکت در انتخابات فرمایشی رژیم بمنظور تشکیل جبهه با اصلاح طلبان نه تنها کمترین رابطه ای با سمت گیری سیاسی حزب تودهٔ ایران در جهت اهداف برنامه های حزب که بازتاب خواست ده ها میلیونی‌ زحمتکشان میهن ماست، ندارد، بلکه درست در نقطهٔ مقابل اصول ومبانی حزب تودهٔ ایران ، حزب طبقه کارگر ایران است.

اکنون که پایه های رژیم ارتجاعی مذهبی‌ "ولایت فقیه "در جامعه سست و لرزان شده و جنبش ضد استبدادی مردم ایران برای آزادی میهن ما و استقلال ملی‌ و پیشرفت اجتماعی در کشور پدید آمده و جان می‌گیرد ، کوشش برای منحرف کردن جنبش دمکراتیک و ضد استبدادی در کشور ما که امپریالیستها نسبت به آن حساسیت ویژه دارند در مرکز توجه محافل امپریالیستی قرار گرفته است.

در این رابطه ما اکنون با تلاش نیروهای سازشکار و تسلیم طلب که یکدست نیستند و از طیف رنگارنگی تشکیل میشوند در چهرهٔ سرمایه داری لیبرال و اصلاح طلبان وابسته به سرمایه داری بزرگ، احزاب و تشکل های سیاسی بورژوایی وابسته به آنها مانند نهضت آزادی و جبههٔ ملی‌ ، حزب مشارکت و سایر گروه های وابسته به اصلاح طلبان، حزب کارگزاران و مجمع روحانیت مبارز و نمایندگان سیاسی این نیروها در درون کشور که یکطرف آن امثال رفسنجانی‌ و سبزوار رضائی و برخی‌ دیگر از خائنین به انقلاب میباشند و در طرف دیگر آن شخصیت های لیبرال و اصلاح طلب مانند ابراهیم یزدی، خاتمی، میرحسین موسوی قرار گرفته‌اند ، برای منحرف کردن جنبش دمکراتیک و ضد استبدادی تودهٔ مردم زحمتکش ایران، تحت عنوان دمکراسی در چارچوب تامین منافع برای این اقشار سرمایه داری از جانب این نیروهای دوگانه مانند اصلاح طلبان از درون حاکمیت و لیبرالها از خارج ازحاکمیت ، روبرو هستیم .

این نیروهای وابسته به اقشار سرمایه داری یعنی‌ لیبرالها و اصلاح طلبان خائن به انقلاب که اصلا اعتقادی به تودهٔ مردم و انقلاب اجتماعی برای تحول بنیادی جامعه ندارند در عمل با هم در یک جبهه قرار گرفته ا‌ند.

عملکرد نیروهای اصلاح طلب که در زیر پرچم "سبز" اصلاح طلبی گرد آمده اند در دوران سیاه اختناق و سرکوب و ترور حاکم در کشورما در جهت نگهداری نظام سرمایه‌ داری وابسته رژیم شاه و ادامهٔ وابستگی کشور ما به انحصارات امپریالیستی بویژه سازش ننگین با طبقات حاکمه ٔ ارتجاعی یعنی‌ غارتگران بزرگ مالک و کلان سرمایه‌ دار ضد انقلاب رژیم " آریا مهری " و مخالف منافع محرومان جامعه یعنی‌ زحمتکشان شهرو روستا ، سرکوب احزاب و سازمانهای مترقی ونیروهای آزادیخواه و دگراندیش، نمونه های عملکرد این نیروها در کشور ما می‌باشد.

البته باید اشاره کنیم لیبرالها و اصلاح طلبان در عین حال که از یکسو در چارچوب معینی در مخالفت با روش دیکتاتوری و انحصار طلبی نیروهای راست افراطی و قشری در حاکمیت رژیم ، در مبارزه اعتراضی علیه گروه های انحصار طلب شرکت دارند. از سوی دیگر عملا میکوشند در جهت حفظ و برقراری مناسبات منحط سرمایه داری و بزرگ مالکی در ایران با ادامهٔ راه سازش و تسلیم کشور ما را همچنان درزندان وابستگی به انحصارات امپریالیستی نگاه دارند و از تحوّل بنیادی انقلابی‌ جامعه ما به نفع توده های محروم جلوگیری کنند.

تجربه تاریخی نشان داده که بورژوازی ایران، سازمانها و شخصیت های وابسته به آن از لحاظ خصوصیات طبقاتی در دورانهای جنبش انقلاب مشروطه و جنبش ملی‌ کردن صنعت نفت و دوران اخیر انقلاب بهمن ۵۷ میهن ما قادر به انجام کاری جز سازش با فئودالیسم و امپریالیسم و تسلیم به استبداد و ارتجاع نبوده و نیست.

در این شرایط حساس با وجود تلاش توطئه گرانه و حساب شده بر سر راه روند گسترش جنبش دمکراتیک و ضد استبدادی مردم میهن ما، ما معتقدیم برای خنثی کردن توطئه های ارتجاع و نیروهای محافظه کار و سازشکار ، پیروان راه سوسیالیسم علمی‌ در کشور ما همراه همهٔ نیروهای راستین آزادیخواه و دمکراتیک که به آزادی ، استقلال و عدالت اجتماعی باورمندند برای تامین امر جامعه و رهایی خلق از دیکتاتوری، باید جبهه واحد ضد دیکتاتوری را به وجود آورد.