ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه

هشدار به مبارزان توده ای!

همانطور که انتظار می رفت برای هفتمین بار شرکت حزب توده ایران در انتخابات دورۀ دهم ریاست جمهوری رژیم "ولایت فقیه" علیرغم مخالفت اعضای حزب اعلام گردید. در ارتباط با شرکت در انتخابات رژیم ما با موضع گیری کاملا سازشکارانه روبرو هستیم. این موضع گیری با شعار طرد باد رژیم "ولایت فقیه" حزب ما که در این مرحله از مبارزه به شعار مبرم وسیع ترین طیف نیروهای انقلابی و ضد استبدادی مبدل شده متضاد است.

هدف از شرکت در انتخابات فرمایشی رژیم روشن است و در این خلاصه می شود که اتحاد عمل و همکاری در یک جبهه با نیروهای اصلاح طلبان حکومتی میسر شود. در پشت این هدف، سمت گیری در جهت تشکیل یک ائتلاف طبقاتی با بخشی از بورژوازی مطرح است که در عمل شعار استراتژیک حزب ما یعنی استقرار حکومت ملی و دموکراتیک را به موضوعی منتفی شده تبدیل می کند. براساس این سمت گیری کوشش هیئت اجرایی در زمینه شرکت در انتخابات رژیم در این جهت است که با نیروهای اصلاح طلب درون حکومتی وحدت و تفاهم بوجود آورد. هیئت اجرایی در گزارش به پلنوم مرداد ماه 1386 درباره ایجاد جبهه با اصلاح طلبان حکومتی چنین ارزیابی می کند:

" حزب ما در جریان برگزاری انتخابات خرداد ماه 1384 (انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری)، ایجاد یک جبهه واحد ضد استبدادی را با اصلاح طلبان حکومتی مطرح کرده است. ولی این جبهه به دلیل کارشکنی های طیف راست اصلاح طلبان با وجود فعالیت ها نتوانست به نتیجه برسد."

با این همه در گزارش با آرزوی اتحاد با این نیروها توصیه و تاکید می شود: " باید به تلاش ها برای تشکیل جبهه واحد ضد دیکتاتوری با وجود همه کارشکنی های نیروهای راست و با وجود همۀ دشواری ها ادامه داد." (نامه مردم شماره 771-27 مرداد ماه 1386)

این است ارزیابی هیئت اجرایی دربارۀ اتحاد با این نیروها. در برابر این ارزیابی کافی است به برنامۀ پیشنهادی حزب ما برای تشکیل جبهۀ واحد ضد دیکتاتوری نگاه کنیم. به آسانی درخواهیم یافت نیروهایی که وابسته به طبقات حاکمۀ غارتگر می باشند و به پیروی از اصل "ولایت فقیه" اعتقاد دارند، نمی توان این نیروها را به جای نیروهایی دربرگیرنده جبهۀ ضد دیکتاتوری قلمداد کرده و از آنها پشتیبانی نمود. (نگاه کنید به مجموع اسناد پنجمین کنگره حزب توده ایران ص 92-91)

اگر این سمت گیری مورد تجزیه و تحلیل طبقاتی قرار گیرد، این نکته روشن خواهد شد که چگونه هیئت اجرایی با موضع گیری سازشکارانه می کوشد در شرایط سلطۀ استبداد و اختناق حاکم بر کشورمان از طریق شرکت در انتخابات فرمایشی رژیم که در آن آزادی انتخابات از طرف شورای نگهبان رژیم به طور کامل پایمال می شود، بنا به حسابهای ویژه خویش از یک جناح در انتخابات رژیم حمایت کند تا همکاری و اتحاد عمل با این جناح را تامین نماید. هیئت اجرایی ماهیت طبقاتی این قشر از بورژوازی بزرگ موسوم به اصلاح طلبان حکومتی را انکار کرده و چنین وانمود می کند که گویا این قشر بورژوازی و سازمان ها و جریان های سیاسی وابسته به آن، نماینده اقشار میانی جامعه یعنی خرده بورژوازی می باشد. از لحاظ سیاسی تحلیلی که هیئت اجرایی برای موضع گیری خود ارائه می دهد بر این پایه است که گویا سد راه عمده برای تامین آزادی در کشور نیروهای راست افراطی می باشند و نه نیروهای اصلاح طلبان حکومتی. هیئت اجرایی اینگونه تحلیل می کند که گویا با کنارزدن نیروهای راست افراطی از حاکمیت دولتی مهمترین سدی که در سر راه اصلاحات و تغییر و تحول مسالمت آمیز در ساختار حاکمیت و کشور وجود دارد شکسته خواهد شد و در نتیجه حاکمیت دولتی به دست نیروهای اصلاح طلب، آزادی خواه و تحول طلب خواهد افتاد و خواست های به حق مردم تامین می شود و در این رهگذر کارگران و زحمتکشان هم بی نصیب نمی مانند. و دشواری در ایجاد سازمان های مستقل صنفی و فعالیت سندیکایی کارگران و زحمتکشان مرتفع می شود. (فراموش نباید کرد که اکثریت مجلس ششم و نیز دولت خاتمی از اصلاح طلبان بودند.) هیئت اجرایی بر مبنای توجیه بی پشتوانه از اصلاحات از یک طرف در حرف سیاست خود را در چارچوب مواضع و مشی حزب وانمود می کند و از طرف دیگر در عمل به نفع کاندیداهای اصلاح طلبان در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی در انتخابات رژیم شرکت کرده و با جبهۀ نیروهای اصلاح طلب موسوم به ائتلاف جبهۀ دوم خرداد که همگی آنها مدافع اصل "ولایت فقیه" می باشند همگامی عملی می کند. هیئت اجرایی که می بایستی مجری تصمیمات کنگره حزب باشد و حق ندارد این تصمیمات را تغییر دهد و یا لغو نماید، عملا از برنامه و مشی تدوین شده حزب که حاصل مصوبات کنگره است عدول کرده و با زیر پا گذاشتن برنامه و مشی حزب و اتخاذ سیاست سازش با سرمایه داران از ششمین دوره مجلس رژیم از بهمن 1378 تا به حال به این یا آن بهانه در انتخابات نمایشی رژیم شرکت کرده و جانب یک جناح از نیروهای بورژوازی را گرفته و کارگران و زحمتکشان ایران را ترغیب می کند تا به خاطر منافع سرمایه به نمایندگان این جناح از بورژوازی بزرگ و ابقاء نمایندگان آنها بر سر قدرت دولتی به نامزدهای این جناح رای دهند. در این سمت گیری تفاوت ماهوی میان متحدین طبقه کارگر و زحمتکشان کشور ما با بورژوازی بزرگ غارتگر و نمایندگان خائن آن به انقلاب و مردم که در برنامه حزب ما فرمول بندی شده است به خوبی نمایان می شود. (نگاه کنید به مجموعه اسناد پنجمین کنگره حزب توده ایران ص 92-91)

برای اینکه ریشه و منشا انحراف از برنامه و مشی سیاسی حزب ما در این زمینه بهتر نموده شود، باید این نکته را ذکر کنیم که برنامه حزب ما برچیدن بساط استبدادی و طرد رژیم "ولایت فقیه" را توصیه می کند نه سیاست سازش با جناحی از بورژوازی حاکم و شرکت در انتخابات و رای دادن و حمایت در عمل از آنها برای جلوگیری از یک دست شدن قدرت در حاکمیت دولتی، (نگاه کنید به اعلامیه های کمیته مرکزی در رابطه با انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری نامه مردم 715-31 خردادماه 1384)

واضح است که این سمت گیری سازشکارانه که هدف آن انجام رفرم در چارچوب نظام حاکم است نمی تواند منطبق با اهداف استراتژیک و تاکتیک برنامه ای حزب باشد. حزب ما هرگز رفرم (اصلاحات) در چارچوب رژیم "ولایت فقیه" را هدف قرار نداده و از تحول بنیادی جامعه دفاع می کند. برنامه حزب ما در شرایط ترور و اختناق حاکم بر کشور وظایف جنبش دموکراتیک و ضد استبدادی عموم خلق برای خاتمه دادن و طرد رژیم "ولایت فقیه" و تحقق هدف های دموکراتیک و مبارزه در راه شعارهای دموکراتیک را بیان کرده و در مرحله کنونی، مبارزه برای به دست آوردن آزادی های عام دموکراتیک و تلاش برای تشکیل جبهه واحد ضد دیکتاتوری با نیروهای دموکراتیک، شعار عمده تاکتیکی حزب ما طرد رژیم "ولایت فقیه" است و شعار عمده استراتژیک برقراری حکومت ملی و دموکراتیک و شکل حکومت جمهوری فدرال تعیین شده که نقطه مقابل با این گرایش لیبرالی می باشد. شاید این پرسش مطرح شود که حاملین این نظرات بیگانه و ضد حزبی با چه دستاویزی و از چه راهی این سمت گیری را در حزب ما اعمال می کنند؟

درباره این شیوه عمل باید اشاره کنیم: هیئت اجرایی به خود مقام تام الاختیار و ماورا بر عالی ترین مقام رهبری حزب یعنی کنگره حزب می دهد و این ادعا را مطرح می کند که گویا اکثریت کمیته مرکزی می تواند تصمیمات کنگره را تغییر داده و مشی و سیاست دلخواه و من درآوردی خود را جایگزین مشی سیاسی حزب و برنامه تدوین شده در کنگره حزب نماید. حاملین این گرایش سپس به شیوه گمراه کننده ای و با سوءاستفاده از اساسنامه حزب تبعیت اقلیت از اکثریت و اجرای تصمیمات ارگان های بالاتر را برای پیشبرد نظرات خود لازم الاجرا می دانند. چنین ادعایی در هیچ جای اساسنامه حزب وجود ندارد و لذا تصمیمات و مصوبات کنگره برای همۀ اعضا و ارگان های حزبی لازم الاجرا می باشد. کمیته مرکزی نمی تواند تصمیماتی در جهت تغییر مصوبات کنگره اتخاذ کند. در حزب توده ایران اطاعت کورکورانه از سیاست و مشی خاصی هرگز وجود نداشته و هر کس به حزب ما آمده با پذیرش برنامه و مشی حزب در راه تحقق بخشیدن به آن مبارزه می کند. همانطور که می دانیم پس از یورش رژیم به حزب ما و شکست و ناکامی انقلاب بهمن 57 و سپس در پی آن فروپاشی کشورهای سوسیالیستی به شکلی نشان داد که اینگونه پدیدۀ مخرب در مرحلۀ دشواری از فعالیت و مبارزه در حزب ما بروز کرده است. بدون تردید این گرایش در کوتاه مدت بی حاصل خواهد شد و از حزب طرد می شود. البته باید اضافه کنیم که مسئولیت پیدایش این پدیده مخرب در شرایط کنونی به طور عمده به عهدۀ کمیته مرکزی و در درجه اول به عهدۀ هیئت اجرایی است که مجموع آنها در این سمت گیری مضر اشتراک نظر و عمل دارند. این گرایش تراوشی است از عقاید لیبرالیسم که به اعتبار حزب ما لطمه زده تا جایی که حتی برنامه ارضی مصوب کنگره حزب مانند پایان بخشیدن به تسلط غارتگرانه فئودالی و نیمه فئودالی در ایران خودسرانه در مجله اینترنتی "دنیا" به سادگی "کان لم یکن" اعلام می شود و خط سیاسی حفظ کامل نظام سرمایه داری و بزرگ مالکی در ایران تبلیغ می شود. (نگاه کنید به مقاله تحت عنوان حزب توده ایران و "جهانی شدن" سرمایه داری در مجله اینترنتی "دنیا"، سایت حزب توده ایران) آنچه نگرانی اعضا و دوستان حزب را در مورد زیان های ناشی از این گرایش به جنبش انقلابی و کارگری کشور ما برمی انگیزد نیات سازشکارانه حاملین این مشی است که می کوشند حزب ما را در چارچوب تامین منافع سودجویانه کلان سرمایه داران و بزرگ مالکان از موضع رفرمیستی با بورژوازی آشتی دهد. تا هنگامی که برنامه حزب ما بیانگر مرحلۀ معینی از تکامل جامعه است و ضرورت خود را برای تحول بنیادی جامعه همچنان حفظ کرده و خواست های توده های میلیونی کارگران و زحمتکشان را در بر دارد و با واقعیت های اجتماعی میهن ما منطبق است، مبارزه و تلاش ما در جهت تحقق این برنامه خواهد بود.

ما مبارزان توده ای به برنامه حزب توده ایران برای تحول بنیادی جامعه که بر اثر خیانت سران رژیم و بویژه شخص خمینی به انقلاب توده های زحمتکش و یورش به حزب ما اهدافش تحقق نیافت معتقدیم و در عین حال معتقدیم که برنامه حزب ارادۀ مشترک اکثریت حزب است. احدی حق ندارد بر اساس نیات مضر به منافع و خواست های بر حق توده های محروم جامعه به این امر مشترک زیان رساند. چنانکه گفتیم مضمون این سمت گیری لیبرالی با روح و محتویات برنامه حزب ما تناقض دارد و چنین سمت گیری با هدف و خصلت مسالمت آمیز آن اصولا نمی تواند با شعار طرد رژیم "ولایت فقیه" منطبق باشد. باید افزود در جریان فعالیت های انتخاباتی جناح های حاکم در کشور، تمام استدلال های هیئت اجرایی برای توجیه شرکت در انتخابات به نفع جناح نیروهای اصلاح طلب، بر روی مسئله سازمان دهی و بسیج توده ها برای مقابله و شکست ارتجاع در پای صندوق های رای معطوف می شود و این اقدام را به مثابه وظایف ضروری نیروهای اصلاح طلب برای شکستن قدرت انحصاری ولی فقیه ارزیابی می کند. روشن است که اصلاح طلبان حکومتی هرگز فکر ارتباط با توده محروم جامعه را در مخیله نداشته و ندارند. آنها خود بارها اعلام داشته اند که پیشبرد مسئله اصلاحات نه از طریق آمدن مردم به خیابان ها بلکه با گفتگو و چانه زدن در بالا قابل حل است. مبلغین این گرایش برای پیشبرد نظرات خود و در توجیه خدمت به بورژوازی برای شرکت در انتخابات این عبارات را تکرار می کنند که درواقع یک جمله پردازی کلیشه وار است. بحث از سازمان دهی و متشکل کردن تودۀ مردم و بسیج توده ها کار این نوشته کوتاه نیست. واقعیت این است که شکل سازمان دهی باید منطبق با شرایط ویژه کشور ما به کار گرفته شود. اگر سازمان دهی انقلابی و تجهیز توده ها در شرایط خفقان و ترور حاکم بر کشور ما بدون انجام کار سازمان دهی و فعالیت پنهانی درون کشور باشد، سخن گفتن از آن خیال بافی است. اتفاقا جریان حوادث بخصوص ثابت نمود که کار سازمان دهی و تشکل توده ها تنها با شعار دادن ممکن نیست بلکه امکان واقعی تحقق این امر فقط با کار طولانی و مداوم در میان توده ها حاصل می شود. یکی دیگر از جنبه های این سمت گیری سازشکارانه در پیش گرفتن راه انجام رفرم و بهره گیری از هرگونه روزنه ای هر چند کوچک به اعتقاد حاملین این گرایش برای تخفیف فشارهای داخلی است. درباره عدم امکان رفرم (اصلاحات) در چارچوب رژیم "ولایت فقیه" بایستی به این نکته اساسی نیز اشاره کنیم و آن اینکه شورای نگهبان قانون اساسی رژیم تمام مسائل کشور اعم از اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را با تکیه به احکام فقهی تائید و یا نفی می کند. از آن جمله است صلاحیت نمایندگان مجلس و رئیس جمهور و نیز نظارت بر اجرای انتخابات از آغاز تا اعلام نتایج آن. برای نمونه می توان به حکم حکومتی ولی فقیه آن هم تنها در مورد بحث آزادی مطبوعات در دستور جلسه مجلس اصلاحات اشاره کرد که به طور روشن عدم انجام آن عیان گردید. بنابراین اکنون که تجربه هشت ساله دولت خاتمی روبروی ما است می توان گفت نه مجلس می تواند چیزی را تغییر دهد و نه دولت مدعی اصلاحات. پس ملاک حمایت از انجام رفرم در چارچوب رژیم بر مبنای چیست؟ از جانب دیگر اگر این ادعا بر فرض محال صحیح باشد که انجام رفرم در چارچوب رژیم امکان پذیر است، بنابراین دیگر هرگونه سخنی درباره قبول برنامه و مبارزه در راه تحقق بخشیدن به شعار عمده تاکتیکی طرد رژیم "ولایت فقیه" و ضرورت استقرار حکومت ملی و دموکراتیک منتفی و بی فایده می شود. با توجه به این نکته ناقلین این فکر که در پس شعار طرد رژیم "ولایت فقیه" ماهیت خود را پنهان کرده اند و با سوءاستفاده از نام حزب توده ایران به توجیه گرایش لیبرالی سازش با جناحی از بورژوازی حاکم و شرکت در انتخابات رژیم داد سخن می دهند، چرا به جمع همفکران خود نظیر اصلاح طلبان حکومتی و لیبرال های وطنی در درون کشور نمی پیوندند؟ اما درباره روش های زیان بار عناصر راست، وازده و متزلزل در حزب ما نبایستی انکار کرد که آنها طی ده سال گذشته در جهت گرایش سازشکارانه و کشاندن اعضا و هواداران حزب به سفارتخانه های رژیم برای رای دادن به نامزد منتخب شورای نگهبان شدیدا به اعتبار حزب ما لطمه زده اند. ولی با وجود همه خرابکاری ها می توان گفت اعضای حزب با تحلیل ماهیت اصلاحات در کشورمان به عمق نظرات انحرافی حاملین این گرایش پی برده و زیان ناشی از آن را برای حزب ما و جنبش انقلابی کشورمان به درستی درک می کنند و به خود حق می دهند که در مبارزه علیه رژیم "ولایت فقیه" عملکرد جریان انحرافی در حزب که در جهت مخالف برنامه و مشی حزب ما است و نیز انواع گروه های منحرف و خرابکار نظیر "راه توده"، "پیک نت" و غیره که با همدستی با دشمنان انقلاب مردم ایران و با تظاهر به حزبی و توده ای بودن به اعتبار حزب توده ایران لطمه فراوانی زده اند را افشا کنند.

رفقا و دوستان گرامی!

سمت گیری و عملکرد رهبری حزب در چرخش به راست علیه برنامه و مشی حزب توده ایران هشدار دهنده است. مبارزان توده ای با احساس مسئولیت از وضع به وجود آمده باید از دستاوردهای تاریخی حزبشان پاسداری کنند. در این ارتباط امر دفاع از اصول و اساس مبارزه در راه اندیشه حزب و حزبیت برای استواری و سربلندی هرچه بیشتر حزب طبقه کارگر، حزب توده ایران، از همه رفقا، هواداران و دوستان حزب هوشیاری و پایداری و سرسختی در ادامه راه را می طلبد.

توفیق در پیشبرد هدف های حزب را آرزومندیم!

18 خرداد ماه 1388

مدافعین مشی مردمی و برنامه انقلابی حزب توده ایران