ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه

نظرات انحرافی زیر پوشش "نامه مردم" ارگان مرکزی حزب تودهٔ ایران

میان "نامه مردم" سابق و "نامه مردم" کنونی در خط مشی سیاسی تفاوت فاحشی وجود دارد. برای اینکه بدانید‌ نادرستی خط مشی درونی "نامه مردم" کنونی که مستقل از اراده و شعور اشخاص، ناگزیر به سالوسی سیاسی منجر میشود، به موضع گیریهای "نامه مردم" فعلی‌ در زمینهٔ برنامهٔ اتمی‌ رژیم که نیز حاوی سردرگمی و آشفته فکری نویسندگان آن است، اشاره می‌کنیم.

همه میدانیم که در سال ۱۳۸۴ پس از انتخابات هفتمین دورهٔ مجلس ارتجاع و نهمین دورهٔ ریاست جمهوری رژیم "ولایت فقیه" و قبضه شدن حاکمیت دولتی توسط نیروهای افراطی قشری در حاکمیت رژیم ، تعلیق فعالیت غنی سازی اورانیم که در دورهٔ پایانی ریاست جمهوری خاتمی اجرا شده بود در دستور کار دولت احمدی نژاد قرار گرفت و شروع مجدد فعالیت غنی سازی اورانیم علی‌رغم تعهد رژیم به اجرای خواست آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌ مبنی بر تعلیق آن از سر گرفته شد.

در آن موقع این اقدام ماجرا جویانه رژیم و امتنأع از تعلیق غنی سازی مورد تایید سازمانها و جریانهای سیاسی داخل و خارج از کشور قرار نگرفت و اکثر سازمانهای سیاسی و حتئ سازمانهای سیاسی اصلاح طلبان و لیبرالها ، مانند جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، نهضت آزادی، جبهه‌ ملی‌ و شخصیتهای ملی‌ و مذهبی‌، از جمله آیت‌الله منتظری و نیروهای سیاسی دانشجویی و نیز راه کارگر و فدائیان اکثریت، در مواضع مخالف با ادامهٔ فعالیت غنی سازی در یک خط قرار گرفتند.

در اینجا باید این واقعیت را یاد آور شد که در آن موقع نشریه "نامه مردم" عملا در سمت گیری نادرست خود نسبت به ضرورت تعلیق غنی سازی و لزوم اجرای خواست آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌، در موضع همسو و منطبق با جناح نیروهای قشری افراطی و محافل ارتجاعی حاکم که هدف آنها دست یازی رژیم به سلاح اتمی‌ و تقویت قدرت نظامی رژیم در منطقه است، قرار می‌گیرد و با پیش کشیدن "حق مسلم ایران در استفاده از فناوری هسته‌ای"، که مضمون آن با مسائل مشخص جامعه و خواست توده‌های زحمتکش ارتباط ندارد از این موضع، سمت گیری مخالف با تعلیق غنی‌سازی و نیز انتقاد مطبوعاتی از عملکرد دست اندرکاران برنامهٔ اتمی‌ رژیم، بصورت حمایت از پروژه اتمی‌ رژیم در نشریه "نامه مردم" تبلیغ میشود.

در همین موقع تکیه روی حق استفاده از فناوری هسته‌ای و تبلیغات گستردهٔ آن درون کشور از طریق دستگاه تبلیغاتی رژیم با شعار "انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست" و زیر پوشش آن غنی کردن مواد خام اورانیم برای چاشنی‌ و ساخت جنگ افزار اتمی‌ هدف دست اندر کاران برنامهٔ اتمی‌ رژیم بود که می‌توان تشابه و یکسانی آن را با نظراتی که در نشریه "نامه مردم" منتشر شده مشاهده کرد.

دربارهٔ اجرای تعلیق غنی سازی اورانیم باید ذکر کرد، مرجع بین‌المللی انرژی اتمی‌، بنا بر وظیفه ای که به عهده دارد با آگاهی‌ از هدف نهایی رژیم "ولایت فقیه" برای دستیابی به جنگ افزار اتمی‌، توقف غنی‌سازی اورانیم را در شرایط فعالیت پنهانی غنی‌سازی بر پایهٔ رأی‌ و تصمیم شورای حکام آژانس تعیین کرد و خواستار پایان دادن فوری آن شد. باید ذکر کرد برای حل مسالهٔ برنامهٔ هسته‌ای رژیم. پس از موافقت شورای حکام آژانس با سه کشور اروپا برای مذاکره با رژیم .ج.ا.، در مذاکره وزرای خارجه فرانسه، آلمان و انگلیس با نمایندگان رژیم، توافق حاصل شد که رژیم ج.ا. تمام فعالیتهای غنی سازی خود را به حالت تعلیق در آورد.

در این زمینه نیز اجرای تعلیق غنی سازی به هیچ وجه به معنی منع و یا نفی استفاده از انرژی هسته‌ای در راه صلح آمیز نبوده بلکه اجرای این تعلیق به قصد روشن کردن ماهیت برنامهٔ اتمی‌ رژیم و مسائلی‌ دور میزند که دربارهٔ ابعاد نظامی برنامهٔ اتمی‌ رژیم مطرح است.

و اما باید دید در شرایط ادامهٔ فعالیت غنی سازی مبلغان حمایت از ادامهٔ غنی سازی رژیم در نشریه "نامه مردم" در مورد برنامهٔ اتمی‌ رژیم چگونه قضاوت میکردند؟


برای دریافت پاسخ به مندرجات نشریه "نامه مردم" در رابطه با برنامه اتمی‌ رژیم مراجعه می‌کنیم:

در سرمقالهٔ "نامه مردم" شماره ۷۲۳ تحت عنوان "بازی خطرناک امپریالیسم و ارتجاع با منافع ملی‌ میهن ما" نقطه نظراتی مطرح میشود که در شرایط پس از تصویب قطعنامه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌، و در حالی‌ که سران رژیم عنودانه با پذیرش قطعنامه ، سیاست ماجراجویانه‌ای را دنبال میکنند، این نظرات با شرایط موجود کشور ما و اوضاع بین‌المللی مطابقت ندارد.

در این مقاله پس از ذکر نکاتی‌ پیرامون کارزار تبلیغاتی در رابطهٔ با "صنایع هسته‌ای ایران از سوی ایالت متحده و متحدان اروپایی آن" از جمله میخوانیم:

" عدم اتخاذ یک سیاست هوشمندانه از سوی دولت برای جلب اعتماد افکار عمومی‌ در مورد ماهیت و جهت توسعه و بهره برداری فناوری هسته‌ای کشور، امکان وحدت نظر ایالت متحده و اتحادیه اروپا را فراهم کرده و شرایطی را به وجود آورده که شورای حکام سازمان انرژی هسته‌ای آنچنان قطعنامه شدیدلهنی را بر ضد ایران اتخاذ کند."

در این اظهار نظر با پند و اندرز به دولتمردان رژیم به قول معروف، سرود یاد مستان میدهد. دقت کنید، از اتخاذ سیاست هوشمندانه آنهم از سوی دولت احمدی‌نژاد سخن به میان میاورد و برای جلب اعتماد افکار عمومی‌ جهان برای حمایت از برنامهٔ اتمی‌ رژیم که عدم وجود آن، البته بزعم نویسنده مقاله، امکان وحدت نظر میان آمریکا و اتحادیه اروپا را فراهم کرد. از سران رژیم می‌خواهد با هم در بحران آفرینی مسابقه نگذارند و میافزاید:

"سران رژیم و مهره‌های برجسته حاکمیت به عوض کوشش در درک ابعاد تهدید که متوجه استقلال سیاسی کشور و تمامیت ارضی میهن ماست، گویا با هم در عمیق تر کردن ابعاد بحران سیاسی مسابقه گذشته‌اند."

در رابطه با جلب افکار عمومی‌ در سطح جهان و نیز همسویی مواضع اتحادیه اروپا با آمریکا در هر دو مورد عوامل تحت تاثیر آن در مخالفت با برنامه اتمی‌ رژیم در آن شرایط وجود داشت و این موضوع بر کسی‌ پوشیده نیست.دربارهٔ وحدت نظر آمریکا و اتحادیه اروپا حقیقت این است که اتخاذ موضع از سرگیری غنی سازی از جانب دولت احمدی‌نژاد منجر به مواضع مشترک میان آمریکا و اتحادیه اروپا در قبال رژیم گردید و سرانجام پرونده اتمی‌ رژیم به شورای امنیت ارجاع شدو اما در زمینه جلب افکار عمومی‌ برای حمایت از برنامهٔ اتمی‌ رژیم که این مدعیان مبلّغ آن بودند و با چنین سخنانی در عمل ماهییت فعالیت برنامهٔ اتمی‌ رژیم را توجیه میکردند، چه باید گفت؟

دربارهٔ تن در دادن به این گونه تبلیغات که متاثر از ناسیونالیسم بورژوایی مبلغان آن است. هر کمونیستی میتواند از خود بپرسد. تز حمایت از برنامهٔ اتمی‌ رژیم که دشمنان خونین کمونیستهای واقعی‌ از آن حمایت میکنند، چه مقوله ایست؟

در ادامه مقاله سپس چنین گفت میشود:

"ما بر این باوریم که باید با بسیج افکار عمومی‌ کشور رژیم را واداشت که گروهی کارشناس آگاه و متخصص را مسول مذاکره در رابطه با حل اختلاف با سازمان انرژی هسته‌ای کرد که قابلیت این را دارند که با درایت و هوشمندی از منافع ملی‌ و تحول صلح آمیز کشور دفاع کند."

ما عین نوشته‌های نشریه "نامه مردم" را نقل کردیم تا رفقا و دوستان حزب به محتوای نظرات انحرافی نویسندگان آن در زمینه‌های سیاسی - ایدئولوژیک پی‌ ببرند.

با اندک دقت در متن این نظرات معلوم میشود، این تصور وجود دارد که برنامهٔ اتمی‌ رژیم ارتجاعی "ولایت فقیه" در راستای منافع ملی‌ میهن ماست. وقتی‌ نشریه "نامه مردم" در زمینهٔ حمایت از برنامهٔ اتمی‌ رژیم، از گروه کارشناس آگاه و متخصص برای حل اختلاف با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌ مینویسد، این نشانهٔ بی‌ اعتنائی و عدم آگاهی‌ نسبت به مسائل سیاسی کشورنیست؟ مگر نه این است که همهٔ مسائل عمدهٔ کشور باید با نظر موافق "ولایت فقیه" توام باشد! آیا این گروه کارشناس متخصص با درایت هوشمند و آگاه میتواند بطور مجرد تعیین کننده باشد؟

ما میگوئیم نه خیر.


به دیگر شماره نشریه "نامه مردم" مراجعه می‌کنیم:

در سرمقاله "نامه مردم"، شماره ۷۳۰ دربارهٔ برنامهٔ اتمی‌ رژیم ارزیابی غیر منطقی‌ مطرح شده که این ارزیابی جدا از واقعیت موجود در اوضاع بین‌المللی است و در آن ارزیابی زهنیگرایانه چنین نوشته شده است:

"در شرایط کنونی جهان مساله ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل با دشواری مشخص روبروست و حتی در صورت ارجاع مساله اعمال تحریم بر ضد ایران موضوعی نیست که اعضای شورای امنیت بتواند و یا حاضر باشند به راحتی‌ دربارهٔ آن به توافق برساند."

در زمینهٔ این پیش بینی‌ داهیانه ، کافیست به نشریهٔ "نامه مردم" شماره ۷۶۱، ۱۱ فروردین ۱۳۸۶ مراجعه کنیم تا به تصورات واهی و نظرات غلط کسانی‌ که بنام حزب ما ده‌ها مقاله و اعلامیهٔ منتشر ساختند پی‌ ببریم.

در این شماره "نامه مردم" از ارجاع پرونده اتمی‌ رژیم به شورای امنیت و تصویب قطعنامه ۱۷۴۷ دربارهٔ تحریم نظامی رژیم سخن میرود، تحریم را سبب تضعیف بنیهٔ دفاعی کشور و برای منافع ملی‌ ایران زیان بخش می‌داند و در این رابطه چنین مطرح می‌کند:

"تقویت ارتش ملی‌ و افزایش نقش آن در استراتژی نظامی کشور به همراه حذف سپاه در این زمینه، و در نهایت انحلال کامل آن و واگذاری امکانات و تجهیزات این ارگان به ارتش و نیروهای مسلح قانونی‌ کشور، از زمره‌ اقداماتی است که میتواند در راستی‌ ممانعت از تضعیف هر چه بیشتر بنیهٔ نظامی و دفاعیه ایران موثر و کارا باشد."

در این جملات ارتش ج.ا. و نیروهای مسلح اعم از ارتش، پلیس و ژاندارمری که به عنوان بخشی از دستگاه اعمال قدرت رژیم در جهت خدمت به منافع طبقات حاکمه ارتجاعی می‌باشد، ارتش ملی‌ محسوب میشود!!

در اینجا باید گفت اعتقاد به اینکه ارتش زیر فرمان و پرچم "ولایت فقیه"، ارتش ملی‌ مردم ایران است. این نظر عمیقا نادرست است. در طرح اجمالی حزب توده ایران برای نوسازی ارتش که پس از پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ در روزنامه "مردم" شماره ۶۷، ۲۴ مهر ماه ۱۳۵۸ انتشار یافت است، موضوع بسیار مهم نوسازی ارتش، تبدیل ارتش کنونی به ارتش ملی‌ و خلقی و معانی درست و واقعی‌ ارتش ملی‌ طرح و بیان شده است.

از نظر حزب ما مهمترین نکته در شناخت ماهیت ارتش ملی‌ و نیروهای مسلح دموکراتیک و خلقی در این است که اولا - این ارتش از منافع کدام طبقه حمایت می‌کند. ثانیا - در سطح سیاست داخلی به آزادی‌ها و حقوق دموکراتیک خلق بویژه زحمتکشان وفادار می‌باشد و از خصلت ضد خلقی مبرا است. ثالثاً - تعلیمات و نحوه انضباط ارتش و نیروهای مسلح بر مبنای انضباط کورکورانه و بر پایهٔ اطاعت تعبدی است یا نه.

بر این مبنا است که ارتش ج.ا. که در جهت تامین منافع طبقات حاکمه ارتجاعی مانند کلان سرمایه دارن و بزرگ زمینداران می‌باشد و اطاعت تعبدی از "ولایت فقیه" در آن اجرا میشود، ارتش ملی‌ و خلقی نمی‌تواند باشد.

تشابه این نظر نادرست برای حمایت از برنامهٔ اتمی‌ رژیم در نشریه "نامه مردم" همینطور بی‌ خیال چپ و راست تکرار میشود. برای اینکه سردرگمی و آشفته فکری در حمایت از برنامه اتمی‌ رژیم بنام حزب توده ایران را مشاهده کنید به اظهارات و طرز تفکر به اصطلاح نماینده حزب در جلسه پرسش و پاسخ حزب کمونیست اتریش در رابطه با برنامه اتمی‌ رژیم که در نشریه "نامه مردم" شماره ۷۳۴، ۲۵ اسفند ماه ۱۳۸۴، منتشر شده و مضمون و محتوای آن دفاع از برنامه اتمی‌ رژیم ارتجاعی "ولایت فقیه" است اشاره می‌کنیم:

در این جلسه پرسش و پاسخ مطلبی را که وی از روی نا آگاهی‌ برای درستی‌ موضع نادرست ضد توده‌ای خود مطرح می‌کند ، استناد به نظرات "سامول هانتینگوتن" است که توجیه گر‌ مواضع حزب توده ایران در رابطه با برنامهٔ اتمی‌ رژیم است. این مطلب که حاوی انحراف در ایدئولوژیک و یک عبارت پردازی پوچ و بی‌ محتوی‌ است، فشردهٔ آن چنین است:

"فرهنگ غربی حاضر به کنار آمدن با فرهنگ‌های دیگر نیست. زیرا فرهنگ غربی با فرهنگ‌های گوناگون مخالف است. به این جهت فرهنگ‌های غربی و بیش از همه فرهنگ آمریکایی‌ در جهت زدودن فرهنگ‌های دیگر عمل می‌کند و برای رسیدن به این هدف این نظرات پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ توسط دولت جرج بوش به ویژه نسبت به تمدن اسلامی و چین در عمل اجرا میگردد."

در این جملات از تقابل فرهنگ غربی با دیگر فرهنگ‌ها بویژه نسبت به تمدن اسلامی و چین سخن میرود و میافزاید:


"تمدن غربی، حتی اگر شده با توسل به شیوهٔ نظامی، نباید اجازه دهد تا تمدنهای غیر غربی همانند اسلامی و چینی‌، برای آن مبادا حتی به صورت رقیب امکان عرض اندام داشته باشند. نتیجه آنکه غرب می‌باید مانند گذشته به خرج شرق برتری بلامنازع خود را تثبیت کند. در این راستا حتی جنگهای پیشگیرانه توصیه میگردد. نظرات اخیر‌ ژاک شیراک در زمینه استفاده از سلاح اتمی‌ برای مبارزه با تروریسم نیز می‌باید در همین چارچوب مورد دقت قرار گیرد."

ملاحظه می‌کنید، اینجا دیگر فینال آشفته فکری مدعیانی است که نظر یک فرد عامی گرا را معیار قرار داده و بوسیلهٔ آن برای توجیه برنامهٔ اتمی‌ رژیم، موضعگیری کشورهای مختلف در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌ از جمله روس و خود چین را در مخالفت با برنامهٔ اتمی‌ رژیم "ولایت فقیه" به عنوان مخالفت با تمدنهای غیر غربی مانند تمدن اسلامی و چینی‌ مطرح می‌کند. چنین موضعگیری و رفتاری نمی‌تواند برنامهٔ اتمی‌ رژیم "ولایت فقیه" را توجیه کند.

اینجاست که چنین خط مشی‌ مستقل از اراده و شعور اشخاص ناگزیر به سالوسی سیاسی مبلغان آن منجر میشود. چگونه می‌توان بدون توجه به عملکرد ماهیت طبقاتی هیات حاکمه ادامهٔ غنی سازی را توسط حاکمیت کنونی تائید و توجیه کرد و در حمایت از برنامهٔ اتمی‌ رژیم با قشریون مرتجع هم صدا شد و در کنار اشخاصی‌ مانند خامنه‌ای، جنتی و احمدی‌نژاد قرار گرفت.

شگفت آور نیست که احمدی نژاد در دیدار با اعضای ستاد سرداران شهید استان تهران، در سخنرانی‌ خود چنین می‌گوید:

"در ماجرای هسته‌ای در داخل و خارج خیلی‌ها آزمایش پس دادند... خیلی‌ از افراد که اطراف ما هستند و ادعای مسلمانی میکنند نه تنها در دفاع از حق ما کاری نکردند، بلکه بعضا با دشمنان همکاری و همراهی کردند. ولی‌ بودند کسانی‌ که مسلمان نبودند و نزدیک ما نبودند ولی‌ از حق مردم ایران دفاع کردند." (نقل از سایت بازتاب مورخ ۱۳۸۶،۵،۸)

نمونهٔ گویای آن موضع گیریهای نویسندگان حمایت از برنامهٔ اتمی‌ رژیم در نشریهٔ "نامه مردم" فعلی‌ است که در زمرهٔ این گونه افراد هستند که با نظرات مبتذل خود موجب تضعیف نفوذ و وجهه حزب ما میشوند.

چنانکه می‌بینید ابهام و هوسبازی تا به آنجاست که برای توجیه برنامهٔ اتمی‌ رژیم تئوری ساخته میشود و به تقلید از فردی عامی‌ گرا از تمدن اسلامی سخن میگویند و تکرار هذیان‌های او را به نام حزب توده ایران تبلیغ میکنند و با اینگونه سفسطه‌ها که جز ضربه زدن به وجهه‌ حزب ما چیزی دیگر نیست. در عمل برای نفی ایدئولوژی و تجدید نظر در برنامه‌های حزب ما میکوشند تا خط مشی‌ لیبرالی، سازشکاری و ناسیونالیستی را به جای مشی‌ مردمی و انقلابی حزب تودهٔ ایران غالب کنند.

چنانکه در آغاز گفت شد، "نامه مردم" کنونی با موضع گیریهای انحرافی خود در این راه غلط پیش میرود. راهی‌ که از راه "نامه مردم" سابق جداست.

باید خاطر نشان ساخت، این نظرات انحرافی زیر عنوان "نامه مردم" ارگان مرکزی حزب توده ایران مربوط به عناصر رفرمیسم بوده که برای منحرف کردن حزب ما تلاش ورزیده اند تا با روش خراب کارانهٔ خود و پنهان شدن در پشت تئوری انقلابی مارکسیسم - لنینیسم و برنامه های‌ حزب ما. مشی‌ درست و انقلابی مقابله با حاکمیت ضد خلقی و طرد رژیم"ولایت فقیه" برای تحول بنیادی جامعه ما را مسخ کرده و به خیال خام خود مشی‌ رفرمیستی آشتی‌ طبقاتی با سرمایه دارن غارتگر و زمینداران بزرگ و تحول مسالمت آمیز جامعه در چارچوب نظام سرمایه داری وابسته را پایهٔ سیاست و مشی‌ حزب قرار دهند.

این جریان انحرافی با این هدف در عین حال با نفی برنامه و مشی‌ سیاسی حزب ما برای نمونه در مورد مساله زمین و حل مساله ارضی برای اینکه ائتلاف طبقاتی با بخشی از بورژوازی بزرگ برقرار شود، در راه تجدید نظر طلبی در ایدئولوژی و جهانبینی حزب ما مرموزانه عمل کرده است.

کوتاه سخن، روند حمایت از ادامه فعالیت غنی سازی رژیم در نشریه "نامه مردم" در تمام مدت دورهٔ چهار سالهٔ اول دولت احمدی نژاد و بعد از آن ادامه داشت. تا اینکه در شرایط کنونی با یک چرخش ناگهانی و گرایش از یک موضع انحرافی به موضع دیگر که نشانهٔ عامی‌ گری و سطحی نگری کسانی‌ است که تا دیروز زیر پوشش حق استفاده از فناوری هسته‌ای طی‌ مدت چهار سال گذشته از ادامهٔ غنی‌سازی رژیم حمایت میکردند. در این شرایط ابتکار جدیدی از خود نشان میدهند و به مثابه نان به نرخ روز خوردن، دست از حمایت برنامهٔ اتمی‌ رژیم بر میدارند و دربارهٔ برنامهٔ اتمی‌ رژیم در نشریهٔ "نامه مردم"، شماره ۸۴۰، ۲۳ فروردین ماه ۱۳۸۹ مینویسند که:

"آن امری که در رابطه با این موضوع از دید منافع ملی‌ باید بدان اذعان داشت این است که زیر پایهٔ سیاست خارجی‌ هر کشور بر اساس حفظ منافع ملی‌ باید استوار باشد. استفاده از انرژی هسته‌ای حق مسلّم تمام کشورهاست. اما ما معتقد نیستیم رژیم ولایت فقیه این برنامه را از دید منافع ملی‌ دنبال می‌کند. برنامهٔ هسته‌ای جمهوری اسلامی در اساس با هدف حفظ ادامهٔ رژیم در قدرت به پیش برده میشود و منافع ملی‌ و خواستهای مردم در آن نقشی‌ ایفا نمیکند."


می‌بینید موضوع حمایت از برنامهٔ اتمی‌ رژیم و عدم پذیرش تعلیق غنی سازی به عنوان حق استفاده از فن آوری هسته‌ای که دیروز مجموعه آن را منافع ملی‌ میخواندند. امروز نویسنده نشریه "نامه مردم" مینویسد:

"منافع ملی‌ و خواستهای مردم در برنامهٔ اتمی‌ رژیم نقشی ایفا نمیکند."

بارک الله بچهٔ خوب و عاقل و هشیار!

در آن شرایط که مساله ادامه فعالیت غنی سازی از جانب جناح نیروهای قشری و محافل حاکمه ارتجاعی مطرح گردید، با ارسال نامه‌های متعدد به هیأت اجرائی از آنها خواستیم تا با اعلام موضع تعلیق غنی سازی از حمایت برنامهٔ اتمی‌ رژیم خودداری کنند. در آن نامه‌ها به آنها گوشزد کردیم که برنامهٔ اتمی‌ رژیم و فعالیتهای پنهانی مربوط به غنی سازی اورانیوم با موازین و اصول مورد پذیرش کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌ مغایرت آشکار دارد. اما همهٔ این تذکرات که حتی در ملاقات خصوصی مطرح گردید، بیفایده بود. آنها راهی‌ را که در پیش گرفته بودند، همان حمایت از برنامهٔ اتمی‌ رژیم بود. چنین است عملکرد کسانی‌ که دیروز در نشریه "نامه مردم" در حمایت از برنامهٔ اتمی‌ رژیم مینوشتند و آن را توجیه میکردند و امروز چنین مینویسند.

واقعا جز این هم نباید از آنها انتظار داشت.

۲۵ خرداد ماه ۱۳۸۹