ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۷, سه‌شنبه

 
شماره 12 ، 1 آبان ماه 1391
احمد قره باغی
دربارۀ سیاست ماجراجویانه اتمی رژیم و پیامد تحریم ها در میهن ما

بحران عمیق اجتماعی-اقتصادی مانند زلزله رژیم استبداد مذهبی "ولایت فقیه" را از ریشه می لرزاند. این بحران پیش از آنکه نشانۀ فروپاشی نظام کهنه مذهبی قرون وسطایی و فرآیند رو به زوال آن باشد، محصول سیاست و عملکرد سران رژیم و روحانیون حاکم و گروه ها و دارودسته های مذهبی در جناح بندیهای حاکمیت است که با حفظ نظام منحط سرمایه داری وابسته رژیم شاه و ساختار اقتصاد تک محصولی وابسته به درآمد نفت و سوق دادن کشوربه راه سرمایه داری وابسته و تشدید هر چه بیشتر وابستگی کشور ما به انحصارهای امپریالیستی زیر پوشش "اقتصاد اسلامی" به یکی از هدف های عمده انقلاب بهمن 57 ، یعنی رهایی ملی و تامین استقلال واقعی کشور ما از سلطۀ سیاست نواستعماری امپریالیسم خیانت کرده اند و کشور ما را دچار بحران عمیق ساختاری و فاجعۀ وابستگی کنونی کردند.

دراینجا باید این نکته را یادآور شد که درآمد حاصل از فروش نفت نقش درجه اول در اقتصاد کشور ایفا می کند. در حال حاضر صدور نفت ایران از دو میلیون و صد هزار بشکه در روز به علت تحریم های شورای امنیت سازمان ملل به زیر یک میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.

بدینسان کاهش درآمد از محل فروش نفت، رژیم را با مشکلات عظیم اقتصادی و مالی روبرو کرده است. این کاهش درحالی است که صنایع کشور از لحاظ مواد خام اولیه، قطعات، ابزار یدکی، ماشین آلات و تکنولوژی وابسته به انحصارهای فراملیتی است و با تشدید تحریم ها دولت نمی تواند سهمیۀ ارزی صنایع کشور را برای خرید مواد اولیه از خارج فراهم کند و کاهش صدور نفت و تقلیل درآمد رژیم از فروش نفت، تاثیر مخربی در وضع صنایع و ساختار اقتصادی کشور بوجود آورده است که در شرایط کنونی ما شاهد ورشکستگی اقتصادی و صنایع موجود کشور هستیم.

هم اکنون تعمیق و تشدید بحران عمیق اجتماعی-اقتصادی رژیم موجب ورشکستگی اقتصادی،کاهش تولیدات صنعتی وکشاورزی، تعطیل شدن واحدهای صنعتی کشور، بیکاری، تورم فزاینده، گرانی و سیر صعودی قیمت ها و فقر و فلاکت میلیون ها ایرانی در جامعه گردیده است.

با در نظر گرفتن عوامل داخلی ذکر شده، اگر اوضاع بغرنج کنونی ایران را در ارتباط با اوضاع جهان در شرایط بحران سرمایه داری جهانی در نظر گیریم که دولت های امپریالیستی و انحصارهای فراملی برای سیادت خود بر منابع مواد خام و بر بازار فروش کالاهای صنعتی هر روز بر دامنۀ توطئه ها و مداخلات نظامی خود می افزایند و جنگ های محلی و منطقه ای را به سود کمپانی های انحصاری به کشورهای در حال رشد تحمیل می کنند. در این زمینه تجاوز آشکار پیمان نظامی ناتو به یوگسلاوی و سپس لیبی و اقدام آشکار به مسلح کردن باندهای جنایتکار برای تجاوز به سوریه و راه انداختن جنگ داخلی درآن کشور و کشتن مردم بی گناه به وسیله بمب گذاری های وحشیانه از راه دور در دمشق و دیگر شهرهای بزرگ، برای ایجاد یک حکومت "امارات اسلامی" در سوریه، و نیز اقدامات امپریالیسم آمریکا در خاورمیانه و مانور ناوگان جنگی 30 کشور با ناوگان آمریکا در آبهای خلیج فارس در شهریور ماه امسال و از آن جمله برافروختن آتش جنگ خانمانسوز ایران و عراق، نمونه توطئه ها و مداخلات نظامی دولتهای امپریالیستی و ارتجاع جهانی را نشان می دهد. حال در چنین شرایط و زمینه ای و با وابستگی شدید اقتصادی وصنعتی کشور ما به کشورهای امپریالیستی و انحصارهای فراملیتی و نیز دشواری های ناشی از تحریم های اقتصادی و کاهش صدورنفت و ورشکست مالی رژیم و به ویژه بحران عمیق ساختاری که این بحران کلیه عرصه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، فرهنگی و نظامی را دربرمی گیرد و چنانکه گفتیم در شرایط کنونی سهم نفت در درآمد ملی در مقایسه با مجموعۀ رشته های عمده اقتصاد شامل صنایع، کشاورزی، خدمات نقش درجه اول در اقتصاد کشور دارد و این در حالی است که از یکسو صدور نفت رو به کاهش است و از سوی دیگر تقریباً کلیه رشته های صنعتی موجود کشور وابسته به مواد خام وارداتی و قطعات یدکی از کشورهای خارج هستند. افزون بر این وقتی رژیم فاقد برنامۀ مدون برای رشد تولید کشاورزی است و با افزایش مستمر واردات محصولات کشاورزی از خارج ضربۀ مهلکی به اقتصاد کشاورزی کشور ما وارد آورده است. کشور ما که محصولاتی از قبیل گندم و جو، علوفه، برنج، روغن نباتی، شکر و چای، گوشت سفید و قرمز و حبوبات و غیره را از کشورهای خارج وارد می کند و رژیم سالیانه مبالغ هنگفتی از فروش نفت صرف واردات محصولات کشاورزی می کند. چگونه می تواند با ادامۀ تحریم ها، محصولات کشاورزی و غذایی مورد نیاز کشور را تامین کند؟

در شرایط رژیم ترور و اختناق حاکم که کشور ما دچار بحران عمیق ساختاری است و با قطع صدور نفت و گاز و فرآورده های پتروشیمی، کشورما با چنان فاجعه ای روبرو می شود که ابعاد مخاطرات آن برای استقلال و تمامیت ارضی کشور قابل پیش بینی نیست. درست به همین علت لازم است به فعالیت های اتمی رژیم پایان داده شود تا بهانه امپریالیسم و ارتجاع منطقه را عقیم ساخت.

سیاست اتمی رژیم و موضع روحانیون حاکم

در شرایط کنونی رژیم "ولایت فقیه" با در پیش گرفتن سیاست ماجراجویانه غنی سازی اتمی و عدم اجرای قطعنامه های آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل، زمینه را برای توطئه های روزافزون امپریالیسم آماده تر خواهد ساخت. آیا در چنین شرایطی غنی سازی اتمی برای کشور ما لازم است؟      به نظر ما نه.

این ثمرۀ سیاست ماجراجویانه سران و محافل حاکمه ارتجاعی رژیم است و اصرار در ادامۀ آن نه تنها تحریم ها را قدم به قدم عمیق تر و مصائب مردم میهن ما را بیشتر خواهد کرد بلکه کشور ما را به فاجعه هولناکی خواهد کشید. زیرا پیامدهای تحریم ها موجب تورم و سیر صعودی قیمت ها و کاهش سریع زندگی مردم و تشدید فقر محرومان جامعه می شود. سران رژیم و محافل حاکمه ارتجاعی که به گمان خود می خواستند برای حفظ منافع طبقات حاکم و بقای نظام غارتگر و جنایت بار خویش به سلاح اتمی دست یابند، عملاً در راهی افتادند که بهیچ وجه صحنۀ دلخواه آنها نبود و به حکم راه و روش قشری خود در عمل به مصداق معروف "به دست خود به ریش خود آتش زد" مبتلا شدن. در چنین اوضاع و احوالی سران رژیم از استفاده انرژی اتمی برای تهیه سوخت نیروگاه اتمی سخن می گویند. ولی رژیم برای تهیه اورانیوم غنی شده نخست پنهانی مبادرت به اقدام آن کرد که این اقدام رژیم نقض آشکار مقررات آژانس بین المللی اتمی سازمان ملل بود. سران رژیم با وجود اینکه منکر ساخت سلاح اتمی هستند، ولی با عدم قبول قطعنامه های شورای امنیت، ادعای خود را زیر علامت سوال می برند. رژیم برای توجیح اقدام خود با شیوۀ سفسطه بافی به عنوان فتوای مذهبی "ولی فقیه" تهیه بمب اتمی را حرام اعلام کرد. حال گردانندگان دستگاه دولتی رژیم انتظار دارند، نمایندگان کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل به فتوای "ولی فقیه" رژیم باور کنند.

از جانب دیگر روحانیون و محافل حاکمۀ رژیم در جهت نزدیکی به امپریالیسم آمریکا مسئله تضمین رژیم و حفظ حاکمیت خود را مطرح می کنند. به نظر ما چنین موضع گیری در سیاست جهانی در مورد توقف غنی سازی اتمی به انزوای هر چه بیشتر رژیم می انجامد و تاثیر دیگری نمی تواند داشته باشد. اکنون که سران مرتجع رژیم و روحانیون حاکم نتوانستند به هدف های اتمی خود برسند باید شمشیر چوبی خود را به کنار بگذارند و قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل را اجرا کنند.

با این وضعی که اکنون بر جامعه حاکم است روحانیون حاکم با طرح ضرورت دفاع از اسلام مسئله عدم تسلیم را پیش می کشند. به عقیده آنها ادامه مقاومت می تواند از اقدام های آمریکا و کشورهای اروپایی ممانعت بعمل آورد. اما این تلاش با در نظر گرفتن وابستگی شدید کشور ما به کشورهای امپریالیستی و نیز معضلات اجتماعی-اقتصادی موجود کشور، نمی تواند مانع استفاده امپریالیسم جهانی از اهرم های سیاسی-اقتصادی گردد و این در حالی است که نه تنها کشورهای امپریالیستی بلکه دولت های روس و چین با دستیابی رژیم به سلاح اتمی موافق نیستند.

آنچه در شرایط کنونی باید بدان توجه کرد، طرز برخورد روحانیون حاکم به این موضوع است. حمله نظامی آمریکا به عراق همچنین اقدامات تهاجمی کشورهای امپریالیستی عضو پیمان نظامی ناتو به لیبی موجب وحشت روحانیون در برخورد با حاکمیت آنها در کشور ما شده است. از این رو عدم تمکین به قطعنامه های آژانس بین المللی اتمی و شورای امنیت را باید از این زاویه مورد بررسی قرار داد.

اقدامات مداخله گرانه از جانب کشورهای امپریالیستی و هجوم پیمان نظامی ناتو به لیبی خطری که حاکمیت آنان را تهدید می کند را تشدید کرد و بویژه خامنه ای بعداز این اقدام کشورهای امپریالیستی علیه لیبی در مشهد گفت: "قذافی با تعطیل برنامه هسته ای و برچیدن تاسیسات هسته ای و انتقال آن با کشتی به خارج لیبی اشتباه کرد." به نظر می رسد این سخنان رسمی "ولی فقیه" رژیم مسایل اتمی رژیم را آنچنان که باید روشن می کند. در پس این سخنان مواضع "ولی فقیه" نهفته است. در این زمینه صحبت از عملکرد و اشتباه قذافی برای پایان دادن به فعالیت اتمی خود و انطباق آن با برنامه اتمی رژیم در درون هیات حاکمه نیز از این دید ناشی می گردد. به نظر قشریون حاکم سیاست "استکبار جهانی" برای پایان دادن به برنامه غنی سازی اتمی به دخالت در کشور و لزوم اجرای مفاد جهانی حقوق بشر و سپس به برکناری روحانیون از حاکمیت می گردد.

خلاصه کلام، روحانیون مخالف اجرای قطعنامه های آژانس بین المللی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل هستند. اما این وضع نمی تواند در درازمدت ادامه داشته باشد. آنچه مورد نظر روحانیون حاکم بوده و هست و خامنه ای آن را مطرح کرده است که "ذات استکبار با اسلام جور درنمی آید. آنها در مخالفت با اسلام دست بردار نخواهند بود. فردا موضوع حقوق بشر را مطرح می کنند و سپس خارج کردن روحانیون از صحنه سیاسی و بازگرداندن به مساجد را مطرح می سازند. تازه اگر در مساجد هم راحت بگذارند" و از این نتیجه می گیرند، پس نباید تسلیم شد. به همین دلیل وحشت روحانیون از گرفتار شدن به سرنوشت صدام و قذافی می تواند در مخالفت آنها تاثیر داشته باشد. در حالیکه راه علاج فراروی رژیم قرارندارد و جلوگیری از روند فروپاشی رژیم در دراز مدت ممکن نیست. با این حال روحانیون حاکم بی مهابا به تشدید چنین روندی دامن می زنند.

شعار پایان دادن به فعالیت های اتمی رژیم در میهن ما

حزب ما سیاست خود را درهمۀ زمینه ها با درنظرگرفتن منافع خلق ها و زحمتکشان ایران تعیین می کند. چنانکه مشاهده می شود، شعار پایان دادن به فعالیت های اتمی رژیم "ولایت فقیه" که برای تامین صلح و امنیت جامعه در شرایط کشور ما، در "مردم" ارگان تبلیغی و ترویجی حزب تودۀ ایران انتشار یافته است با منافع و خواست اکثریت خلق یعنی کارگران و زحمتکشان مطابقت دارد.

فعالیت های اتمی رژیم "ولایت فقیه" افکار را نه تنها در داخل کشور بلکه خارج از آن نیز بخود مشغول داشته است. اگر تلاش رژیم برای دستیابی به جنگ افزار اتمی را علت عمده این توجه بدانیم، می توان گفت آنچه که در زمینۀ فعالیت های اتمی و آزمایش موشکی رژیم در کشور ما روی دهد، بلافاصله تاثیر معینی در عرصه جهانی خواهد داشت. بنابراین درشرایط اوضاع سیاسی کشوروجهان، شعارمرحله ای حزب ما نیز اهمیت زیادی دارد. محتوی این شعار ماهیت و عملکرد رژیم "ولایت فقیه" را مدنظر دارد. آنچه امروز در معرض قضاوت توده های زحمتکش قرار دارد سیاست و عملکرد رژیم "ولایت فقیه" است. فعالیت های غنی سازی اتمی رژیم که سران رژیم مدتها در خفا مبادرت به انجام آن کردند، چه هدفی را تعقیب می کرد؟
شواهد گوناگون حاکی از آن می باشند که هدف عبارت بود تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی. علیرغم تبلیغات سوئی که از طرف دست اندرکاران برنامه اتمی رژیم جریان داشت. امروزماهیت عملکرد رژیم حاکم که برای حفظ موجودیت خود و منافع پلید طبقات حاکم ارتجاعی می کوشد تا دستیابی به سلاح اتمی را در دستورکار قرار دهد، بیش از پیش عیان گردیده است. بویژه اینکه اکنون دیگر ادعای رژیم مبنی بر استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای اعتبار خود را درعمل از دست داده است. حتی کسانی که تحت تاثیر بینش ناسیونالیستی خرده بورژوازی خود با ساده لوحی فریب تبلیغات رژیم را خورده بودند و با اظهارات خود سعی در توجیه افکار داشتند که برنامه غنی سازی رژیم همسان ملی شدن نفت ایران است!! این گفته ناشی از بی اطلاعی این عناصر از جنبش ملی شدن نفت بوده و برای توجیه برنامه های اتمی رژیم متوسل به آن شده اند.
موضع حزب تودۀ ایران دربارۀ برنامه های اتمی رژیم "ولایت فقیه"
حزب تودۀ ایران در اسناد پلنوم شانزدهم موضع اصولی خود را دربارۀ الغای کلیه قراردادهای ایجاد نیروگاه های هسته ای در کشور اعلام داشته است. از جمله با توجه به این واقعیت حزب ما خواهان پایان دادن به فعالیت های اتمی رژیم "ولایت فقیه" است و ادامۀ آن را نه تنها مباین با مصالح ملی مردم ایران بلکه بمثابۀ عامل تشدید تشنج در منطقه خاورمیانه ارزیابی می کند.
همچنانکه در برنامه حزب ما آمده مبارزه در زمینۀ منع گسترش سلاح های اتمی و محدود ساختن تسلیحات اتمی، پیکار در راه صلح برای تامین امنیت کارگران و زحمتکشان و زندگی بدون جنگ و صلح آمیز از وظایف حزب تودۀ ایران بوده و هست و حزب ما همیشه در راه صلح مبارزه کرده و خواهد کرد. باید خاطرنشان ساخت در برخورد به مسائل اتمی رژیم ماهیت رژیم مورد توجه ماست. با در نظر گرفتن ماهیت و عملکرد رژیم که با توسل به سرکوب و اختناق به موجودیت خود ادامه می دهد و سیاست و عملکرد رژیم با منافع و خواست های اکثریت خلق یعنی کارگران و زحمتکشان در تضاد است و از سوی دیگر هیئت حاکمه رژیم مخالف پایان دادن به برنامه های اتمی خود هستند. طبیعی است که با در نظر گرفتن تجربۀ گذشته و واقعیات موجود دربارۀ ماهیت برنامه های اتمی رژیم، حزب ما با اقدام های محافل حاکم ارتجاعی در تهیه جنگ افزار اتمی مخالف است.
از این دیدگاه هدف از ترویج و تبلیغ این شعار در شرایط ویژه کنونی نجات کشوراز نابودی براثرجنگ افزارهای نابودکننده موشکی- لیزری و کامپیوتری است. این شعار روی متوقف ساختن فعالیت های اتمی رژیم و حل مسئله اتمی از طریق آژانس بین المللی اتمی سازمان ملل برای کاهش تشنج در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس و تامین امنیت و صلح جهانی تکیه می کند. درچنین اوضاع و احوالی که سران رژیم در زمینۀ برنامه اتمی خود سیاست عدم اجرای قطعنامه های آژانس بین المللی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل را در پیش گرفته اند. این تلاش زیانبار سران رژیم زمینه را برای تهاجم نظامی امپریالیسم در عصر سلاح های نابود کنندۀ هسته ای-لیزری کامپیوتری و نیز انواع مداخلات خارجی به کشور ما فراهم می کند.
امپریالیسم جهانی و در پیشاپیش آنها امپریالیسم آمریکا باتفاق متحدانش دولت اسرائیل و حکومت های ارتجاعی منطقه می کوشد با سوءاستفاده از روش های قشری گری محافل ارتجاعی حاکم، کشور ما را ازطریق تحریم های اقتصادی و بازرگانی ومالی در چارچوب سیاست جهانی خود محصور کند و در این میان از نیروهای سازشکار و برخی افراد و گروه ها در داخل و خارج کشور بهره گیری کند و یا از طریق تهاجم نظامی، فاجعه ای بسی شوم تر از فاجعۀ جنگ با عراق را در ایران تجدید کند و منابع و تاسیسات صنعتی و اقتصادی کشور ما را نابود سازد. در زمینۀ غنی سازی اکنون که اختلاف میان حامیان ادامه غنی سازی و توقف آن حتی در حاکمیت در جریان است. این سیاست رژیم به تشدید تضادهای اجتماعی و سیاسی در جامعه می انجامد.
در چنین وضعی طیف وسیع از نیروهای خواهان توقف فعالیت های اتمی رژیم می توانند جبهۀ میهنی در راه پایان دادن به فعالیت های اتمی رژیم علیه ماجراجویی سران رژیم و جنگ افروزی امپریالیسم را تشکیل دهند. اگر این جبهه نتواند از تمامی نیروهای خود بهره گیری کند، نیروهای مذهبی قشری در راس آنها روحانیون حاکم زیان های جبران ناپذیری را به میهن ما وارد می کنند.      24/7/1391

ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.

با حاشا کردن واقعیت راه بجائی نمی توان برد        
نشریه "راه توده" (شماره 375، 27 شهریورماه 91) تحت عنوان نظر "عموئی" نوشته ای را منتشر ساخته است. سوال در اینجا است که نویسنده در پس این تناقض گویی و ابهام چه چیزی را پنهان می کند. نویسنده این نوشته با سردرگمی برای اقامه دلیل با نقل قول از محمدعلی عموئی شاهد می آورد تا با طرح ادعای خود وانمود کند، گفتۀ خانم آذر جوانشیر درباره مواجه دادن علیرضا خدایی با همسرش (رفیق جوانشیر) در زندان رژیم توسط مامورین اطلاعاتی رژیم غیرواقعی است. ولی این تلاش جز رسوایی بیشتر نتیجه ای ببارنخواهد آورد. درمورد روبرو نمودن نامبرده با رفیق جوانشیر در زندان رژیم، همچنانکه اظهارات تلویحی نامبرده در سایت "پیک نت" نشان می دهد. وی در جریان یورش رژیم به حزب از دستگیری خود سخن نمی گوید و از ایران به افغانستان می رود و درتمام مدت اقامت خود درافعانستان و شوروی سابق دراین باره سکوت مطلق می کند. تا اینکه این واقعیت عیان می شود. بعد از این رسوایی و تابلو شدن وی، نامبرده برای گریز از واقعیت به انکار قضیه و فریبکاری متوسل می شود تا آنچه را که دیگر همه می دانند دروغ جلوه گر سازد.    چرا؟    برای اینکه هواداری دروغین خود با حزب تودۀ ایران را زیر لفافه حمایت از حزب، علیه برنامه و خط مشی سیاسی ومواضع اساسی آن، ادامه دهد. اینک نامبرده و شرکاء در این بازار آشفته سیاسی کنونی، یک دکان و دستگاه تبلیغاتی باز کرده اند و متاع جعلی برای سردرگمی در نیروهای ضد رژیم عرضه می کنند.
آنها پس از یورش وحشیانه رژیم به حزب تودۀ ایران و خیانت سران رژیم و روحانیون حاکم به آماج های انقلاب مردم ایران به دنباله روی جناحی از حاکمیت رژیم "ولایت فقیه" به سرکردگی "رفسنجانی" افتاده اند تا وظیفه خود را که جدا از خواست تودۀ مردم و در تضاد با واقعیت های عینی جامعه ماست، اجرا کنند.
این چند سطر برای نشان دادن سیمای واقعی نویسندگان "پیک نت" و شیوه عمل این نشریه که برای اثبات ادعاهایش دلیل قابل اتکایی پیدا نمی کند و نیز درعین حال پاسخی است به آنانی که با حزب تودۀ ایران صادق نبودند و تصور می کنند با سفسطه می توان حقایق را وارونه جلوه گر ساخت.
مبارزان توده ای!
كشور ما در شرايط حساس و وضع فوق العاده ای قرار دارد. در اين اوضاع متلاطم برای پيشبرد امر تودهٔ مردم در هسته های مخفی حزبی متشكل شويد.

از ایران چه خبر

در پاسخ به پیشنهاد خانم کلینتون وزیر خارجه آمریکا مبنی بر توقف برنامه اتمی و برداشتن فوری تحریم ها، خامنه ای در استان خراسان شمالی نظر خود دربارۀ اجرای قطعنامه های آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت را تکرار کرد و گفت:
"آنها به دروغ می گویند که اگر ملت ایران از انرژی هسته ای صرفنظر کند، تحریم ها برداشته می شود.... آنها با اسلام دشمنی دارند."    (جمهوری اسلامی 20/7/1391)
بدین سان خامنه ای موضع خود را عیان می سازد. این موضع گیری به تشدید تحریم ها منجر خواهد شد و با تشدید تحریم ها اختلاف و نارضایی مردم از رژیم شدت می گیرد. در کشور ما نمایندگان طبقات ارتجاعی کلان سرمایه داران و بزرگ مالکان و در راس آنها "ولی فقیه" و روحانیون حاکم نقش تعیین کننده را در سیاست گذاری دارند. بنابراین منافع خلق در تضاد با روبنای قرون وسطایی استبداد مذهبی قرار دارد و حل این تضاد با خاتمه دادن به رژیم "ولایت فقیه" قابل حل است.
·   کمبود گندم در کشور
"به گفته وزیر سابق کشاورزی، اکنون سازمان غله 5/6 میلیون تن گندم وارد کشور می کند که این خود دلیل کاهش تولید است و یکی از دلیل اصلی آن هم کمبود کود شیمیایی است و 60 الی 70 درصد عامل کاهش تولید را شامل می شود." (جمهوری اسلامی 19/7/91)
·   "دومین مرحله اجرای هدفمندی یارانه ها با تصویت یک فوریت در مجلس متوقف شد."    (جمهوری اسلامی 23/7/91)
دولت ازطریق افزایش قیمت سوخت (شامل گاز،بنزین،گازوئیل و آب و برق) و فروش ارز، پرداخت یارانه های نقدی را تامین می کرده است. به گفتۀ فرزین سخنگوی اقتصادی "دولت ملی" احمدی نژاد "رئیس جمهور منتخب ملت" کل مبلغ پرداختی سال گذشته 76 هزار میلیارد تومان بوده است که 45 هزار میلیارد تومان از محل افزایش قیمت سوخت و 21 هزارمیلیاردتومان حاصل ازفروش ارز می باشد.
·   غارت کشور به اسم صادرات
به گزارش خبرنگار بازتاب:  "در هفته های اخیر با افزایش قیمت دلار، تعداد زیادی از شرکت های خصوصی و به ظاهر خصوصی اقدام به خرید انبوه کالاهای مختلف از شکر، روغن، برنج، گندم، جو، تا مواد خوراکی و سایر محصولات کرده اند تا آن را به سایر کشورها، به ویژه عراق صادر کنند."   (سایت بازتاب 23/7/91)
ملاحظه می کنید چه هرج و مرجی بر کشور حاکم است که حتی سایت سرکار استوار سبزوار رضایی دبیر شورای مصلحت نظام هم آن را مطرح می کند. آقای سرکار استوار فراموش کرده است که این غارت در واقع اجرای "لایحه تعیین شیوه و حدود فعالیت بخش خصوصی" با استناد به "اسلام فقاهتی" و فقه سنتی از مشخصه های اقتصاد اسلامی است که در مجلس تصویب شده است و تا دیروز آقای سرکار استوار با تمسک به دین و شرع برای اجرایش دندان تیز  گرازی خود را نشان می داد.

رفقا و دوستان گرامی!
"مردم" ارگان تبلیغی و ترویجی حزب تودۀ ایران را در کشور پخش نمائید. پخش و تکثیر "مردم" در ایران یک وظیفه انقلابی است.

 

ه‍.ش. ۱۳۹۱ شهریور ۷, سه‌شنبه

شماره 11 ، 14 مرداد ماه 1391
احمد قره باغی
از ادعا تا واقعیت
علی خامنه ای "ولی فقیه" رژیم دربارۀ تحریم اقتصادی کشور ما به علت در پیش گرفتن سیاست ماجراجویانه در جهت فعالیت های اتمی می گوید: "ایران به واسطۀ تحریم های اخیر واکسینه شده است." (خبرگزاری مهر 12/4/91)
البته چنین برخوردی برای منحرف ساختن افکار عمومی دربارۀ تاثیر تحریم های اقتصادی بر اقتصاد کشور ما، یا از عدم درک مضمون استقلال اقتصادی است و یا از عدم شناخت امپریالیسم و ماهیت عملکرد و سیاست نواستعماری آن نشات می گیرد. این برخورد، وابستگی های اقتصادی و صنعتی و کشاورزی کشور ما به انحصارهای فراملیتی را نادیده گرفته و این طور وانمود می سازد که تحریم های اقتصادی، صنعتی، بازرگانی، پولی و مالی علیه ایران اثری بر وضع اقتصادی و اجتماعی کشور ندارد و حتی این تحریم ها رژیم را قوی تر می کند. ولی واقعیات موجود جامعه عکس این ادعا را شهادت می دهد.
واقعیت این است که کشورما درزمینه واردات کالای مصرفی وپایه ای و قطعات و مصالح مورداستفاده صنایع مونتاژ کشور مثل خودروسازی و یخچال و تلویزیون و غیره وابستگی های اقتصادی و صنعتی فراوانی به امپریالیسم دارد و عوامل این وابستگی در کشور ما سرمایه تجاری است که بخش تعیین کننده تجارت خارجی کشور ما با کشورهای امپریالیستی را در انحصار دارد و تمام عرصه اقتصادی کشور ما را قبضه کرده و خون ملت ایران را مانند زالو می مکند و ثروتهای ملی ما را چپاول می کنند. این یکی از عمده ترین پایگاه های غارت امپریالیستی در میهن ما است که به علت خیانت سران رژیم و روحانیون حاکم به سرکردگی خمینی به اهداف انقلاب مردمی و ضدامپریالیستی مردم ایران و سازش با تجار بزرگ غارتگر و بزرگ مالکان این پایگاه غارت بازماندگان طبقات ارتجاعی رژیم وابسته شاه در ایران که پس از انقلاب به جا ماند و کشور ما را از زیر سلطۀ وابستگی امپریالیست ها خارج نساخت.
درباره وابستگی اقتصادی کشور ما به امپریالیسم باید بگوئیم که در دوران رژیم ضد ملی شاه، ساواک وابستگی اقتصادی کشور ما به امپریالیسم فراگیر بود. واحدهای صنعتی کشور ما از بزرگ و کوچک یا کاملاً در اختیار امپریالیسم قرار داشت، مثل صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، مس وآلومینیوم ویا این که بصورت صنایع مونتاژ زایده ای از اقتصاد امپریالیستی در تجدید تولید انحصارهای فراملیتی بود. در این رابطه بخش مهمی از اقتصاد کشاورزی کشور ما بصورت موسسات بزرگ کشت و صنعت در دست شرکت های خارجی بود. مقاطعه های بزرگ ساختمان های راه و سد سازی و تولید انرژی و مخابرات در اختیار شرکت های خارجی بود. همچنین قطعات و لوازم وسائط حمل و نقل هوایی و دریایی در وابستگی تام و تمام انحصارات خارجی قرار داشت. افزون بر این ارتش و تسلیحات ارتش هم دربست دراختیار انحصارهای امپریالیستی بود.
لازم به یادآوری است که پس از پیروزی انقلاب بهمن 57 مبارزه بر سر مسائل اقتصادی میان دو گرایش در جامعۀ ایران پدیدار گردید. مبارزۀ حزب تودۀ ایران از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب، برای ایجاد یک دگرگونی همه جانبه در جامعه و مبارزه برای پایان دادن به سلطۀ امپریالیسم و ریشه کن ساختن وابستگی اقتصادی میهن ما به امپریالیسم در جهت تامین استقلال اقتصادی بود.
در زمینۀ مبارزه میان دو گرایش باید یادآور شد، در آن مرحله از انقلاب، دولت موقت نمایندگان سیاسی بورژوازی لیبرال که می خواست در زمینۀ اقتصادی همان راه فلاکت بار سرمایه داری وابسته رژیم شاه را ادامه دهد. در نتیجۀ افشاگری ها و مبارزۀ پیگیر حزب تودۀ ایران و نیروهای مردمی انقلاب برای پایان دادن به وابستگی و تسلط امپریالیسم بر میهن ما و بویژه اسناد افشاگرانه ای که دانشجویان مسلمان پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران دربارۀ توطئه و نقش سرمایه داری لیبرال در زمینۀ هموار ساختن راه بازگشت وابستگی کشور ما به امپریالیسم منتشر کردند. دولت لیبرال ها از حاکمیت دولتی برکنار شد. بعد از آن نیروهای مذهبی راست گرا و ارتجاعی و هواداران غارتگری بی بندوبار سرمایه داری و طرفداران سلطۀ بخش خصوصی بر بخش دولتی و تعاونی در حاکمیت مانند گروه ها و دارودسته های مذهبی موتلفه، رسالت، حجتیه، تحت حمایت خمینی با بهره گیری از فتوای روحانیون مدافع نظام سرمایه داری، بدون هیچ گونه پابندی به قانون اساسی رژیم، با آزادی مطلق برای درهم شکستن تلاش های نیروهایی که خواستار تامین استقلال اقتصادی و اجرای قانون ملی کردن تجارت خارجی برای پایان بخشیدن به تسلط غارتگرانۀ بزرگ مالکان و کوتاه کردن دست تجار بزرگ غارتگر از راه ملی کردن تجارت خارجی و برقراری کنترل دولت بر توزیع داخلی بودند. با توسل به شیوه های تهمت و افترا و برچسب زدن به هر کس که مواضعشان را قبول نداشت، با زور در جهت پایمال کردن قانون ملی کردن تجارت خارجی تضمین شده در قانون اساسی رژیم عمل کردند. این اقدامات سرکوبگرانه نیروهای مذهبی راست گرا و قشری که مستقیماً زیر رهبری محافل حاکمه ارتجاعی انجام می شد. روند گسترش انقلاب میهن ما را سد کرد و در عمل میدان برای غارتگری و احتکار کلان سرمایه داران تجاری به طرز چشمگیر مساعد گردید.
پس از جریان طرد بنی صدر و لیبرال ها از حاکمیت که موجب تغییر تناسب نیروها به سود نیروهای ارتجاعی راست گرا درحاکمیت گردید. نیروهای ارتجاعی و روحانیون طرفدار سرمایه داری تجاری-صنعتی و بزرگ مالکان به سرکردگی خمینی با بدست گرفتن قدرت دولتی و قبضه کردن انحصاری حاکمیت، رژیم استبدادمذهبی قرون وسطایی را بر کشور حکمفرما ساختند و بدینسان رژیم استبدادمذهبی "ولایت فقیه"، با ادامه جنگ مخرب وسازش با کلان سرمایه داران وبزرگ مالکان و همدستی با دشمنان انقلاب و عمال امپریالیسم و عوامل سیا و ساواک به حزب تودۀ ایران که خواهان خاتمه دادن به جنگ میان ایران و عراق و پایان دادن به وابستگی های اقتصادی به انحصارهای امپریالیستی در جهت تحکیم استقلال همه جانبه و انجام دگرگونی های اجتماعی بنیادی به سود محرومان و زحمتکشان جامعه ما بود، یورش کرد.
در این میان دو جناح عمده در حاکمیت، یکی جناح محافظه کار خرده بورژوازی مانند گروه های خط امام و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دیگری جناح بورژوازی تجاری و بورژوازی بوروکراتیک، و گروه های پشت سر آنها مانند انحصارطلبان راست گرا و قشری و سازمان های سیاسی این جناح ضدانقلابی، هر دو با یورش به حزب تودۀ ایران موافق بودند.
یورش به حزب تودۀ ایران ستاد انقلابیون ایران هم با خواست و تمایل امپریالیست ها ارتباط داشت و هم به نبرد بر سر مسائل اقتصادی در جامعه ایران مربوط می شد. در واقع هدف خمینی و سران رژیم و محافل حاکمۀ ارتجاعی این بود که حزب تودۀ ایران را از عرصۀ سیاست جامعه ایران برکنار کنند و با حفظ و نگهداری نظام سرمایه داری وابسته به انحصارهای امپریالیستی در ایران و ادامۀ وابستگی ایران به کشورهای غرب و اتخاذ یک سیاست آشکار کمونیست ستیزی و شوروی ستیزی در ایران با آمریکا و غرب کنار آیند تا مناسبات گذشته برقرار شود.
درمورد برخورد فاشیستی ارگان های سرکوبگر رژیم با حزب ما به گفتۀ موسوی تبریزی، دادستان انقلاب اسلامی رژیم، ده هزار توده ای در شهرها و روستاهای ایران توقیف شدند. توده ای ها که خواست آنها آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی بود روانۀ زندان های رژیم شدند. گروهی را زیر شکنجه های قرون وسطایی کشتند و نظامیان توده ای را که در جنگ عادلانه علیه رژیم متجاوز صدام با فداکاری و از جان گذشتگی در راه دفاع از میهن می رزمیدن با زدن برچسب تهمت و افترا به جوخه های اعدام سپردند که خاطرۀ جاودان آنها در نزد مردم میهن ما تا به ابد زنده خواهد ماند.
پس از یورش وحشیانه رژیم به حزب تودۀ ایران و نیروهای مترقی و انقلابی، میدان برای جولاندهی نیروهای ارتجاعی و قشری طرفدار نظام سرمایه داری زیرپوشش اسلامی و ادامۀ غارتگری بزرگ مالکان و کلان سرمایه داران وتحکیم سلطۀ امپریالیسم برمیهن ما هموارگردید.
روحانیون حاکم با درپیش گرفتن سیاست ترور و اختناق و ادامۀ جنگ خانمانسوز عملاً در سمت گیری مخرب نسبت به ضروریات انقلاب و دگرگونی بنیادی اجتماعی قرارگرفتند و با این سمت گیری و نگاهداری نظام سرمایه داری و بزرگ مالکی همۀ وابستگی های اقتصادی کشور ما به امپریالیسم به صورت سابق باقی ماند و روند گسترش انقلاب میهن ما در جهت استقلال همه جانبه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و نظامی با شکست روبرو گردید.
این عملکرد خائنانه سران رژیم و روحانیون حاکم در واپس ماندگی اقتصادی-اجتماعی کشور ما نقش مهلکی داشت و وضع دشوار و بغرنج کنونی ناشی از موضع گیری نیروهای ارتجاعی و قشری در حاکمیت رژیم است.
بنابراین آنچه که امروز در کشور ما می گذرد بیانگر ژرفای وابستگی رژیم به انحصارهای امپریالیستی است و تعمیق این وابستگی پس از انقلاب محصول خیانت سران رژیم و روحانیون حاکم و در راس آنها خمینی، به مصالح عالی کشور ما و خلق ماست.
در لحظۀ کنونی رژیم "ولایت فقیه" به موازات یک رشته تحریم های اقتصادی، صنعتی، بازرگانی، پولی و مالی، از جمله قطع صدور کالاهای مورد نیاز به ایران که بالغ بر 6 هزار قلم کالا می شود و مسدود شدن سپرده های ارزی کشور و امتناع از خرید نفت ایران به علت اجرای قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل از طرف کشورهای اروپایی و ژاپن و دیگر کشورها، از یک سو با دشواری بسیار دست به گریبان است، از سوی دیگر با فشارهای روزافزون اقتصادی روبروست. در این زمینه مسئله نفت حساس ترین مسئله رژیم است که این مسئله موجب دغدغه خاطر روحانیون حاکم شده است. زیرا عمده ترین درآمد ایران از صدور نفت تامین می شود و فروش نفت نسبت به کل درآمد ایران 70 درصد درآمد ایران را تامین می کند که با ورود کالاهای خارجی به کشور ده ها میلیارد دلار، درآمد نفت به گاوصندوق های انحصارهای فراملیتی منتقل می گردد. به نوشتۀ روزنامه آلمانی "کلن اشتات انسایگر" 4/7/2012، در حال حاضر تقلیل صدور نفت ایران در وهلۀ نخست به کاهش درآمد ارزی رژیم بمیزان حدود 20 درصد از محل فروش نفت منجر شده است.
در شرایطی که رژیم "ولایت فقیه" با بحران اقتصادی و مالی روبروست، تولید صنعتی و کشاورزی کشور ما در ابتدایی ترین سطح قرار دارد. میلیونها انسان در ایران بیکارند و گرانی و فقر و بی خانمانی جامعه را فرا گرفته است و ادامۀ فشارهای اقتصادی آمریکا و متحدانش بر ایران، وضع اقتصادی ایران را مانند خوره از درون ضعیف و ناتوان خواهد ساخت و زمینه برای اقدامات و توطئه های امپریالیسم آماده تر خواهد شد. در چنین اوضاع و احوالی "ولی فقیه" رژیم از مصونیت رژیم در برابر تحریم های اقتصادی سخن می گوید. وقتی کشور ما دچار وابستگی شدید اقتصادی به انحصارهای امپریالیستی است و تشدید بحران ژرف اجتماعی-اقتصادی و تضادهای طبقاتی در جامعه در نتیجۀ وابسته بودن اقتصاد کشور به اقتصاد بازار سرمایه داری و انحصارهای فراملیتی است و درآمد کشور تا حدود 70 درصد به درآمد نفت اتکا دارد. درحالی که کشورما از علوفه دام و دانۀ طیور تا کالاهای مصرفی و نیمه ساخته و ماشین آلات مورد نیاز را از کشورهای رشد یافته صنعتی و خارج تامین می کند، حال با این وابستگی شدید اقتصادی کشور به انحصارهای فراملیتی و کشورهای امپریالیستی، چگونه می توان از مصونیت سخن بمیان آورد؟
اکنون تشدید فشار آمریکا و متحدانش بویژه در جهت تحریم نفت ایران است. آنها تمام کوشش خود را برای عملی کردن قطع صدور نفت بکار خواهند بست و شرایط را برای توطئه و تحمیل نظام سیاه خود به ملت ایران که جوابگوی خواست های آمریکا وهمدستانش در ایران و منطقه خلیج فارس باشد آماده می سازند.
حزب تودۀ ایران پس از انقلاب بهمن 57 برای شکوفایی اقتصاد کشور و تامین عدالت اجتماعی دربارۀ خطر وابستگی اقتصاد کشور ما به کشورهای امپریالیستی و تسلط نظام غارتگر سرمایه داری وابسته که در واقع متوجه استقلال ملی میهن ما بود، به همۀ نیروهای انقلابی در میهن ما هشدار داد. این هشدار حزب ما در شهریور 1361 با انتشار کتاب "سرنوشت انقلاب در گرو نظام اجتماعی-اقتصادی جمهوری اسلامی است" در شرایط دشوار مبارزه در معرض قضاوت عموم مردم قرار گرفت. خادمین سرمایه داری ایران در حاکمیت که مناسبات گذشته را پذیرفته بودند، به اعلام خطر حزب تودۀ ایران در زمینه پایان دادن به وابستگی اقتصادی با زندان، شکنجه و اعدام توده ای ها پاسخ دادند. با چنین روش سبعانه و غیرانسانی بود که نقشۀ احیای نظام سرمایه داری وابسته و بزرگ مالکی گذشته در ایران امکان پذیر شد و ساختار اقتصاد تک محصولی وابسته به درآمد نفت حفظ شد.
اینک به دنبال مسئله تحریم نفت، آنهایی که راه رشد سرمایه داری وابسته را به جامعه ما تحمیل کردند، سخت به وحشت و تزلزل افتاده اند و تحریم نفت خواب راحت را از این دشمنان توده های محروم جامعه ما سلب کرده است. عناصر مذهبی قشری، محافل حاکمه ارتجاعی درراس آنها روحانیون حاکم که مدعی پیاده کردن نظام نمونه اسلامی در کشور بودند، با شکست روبرو گشتند. آنها با وجود راه خیانتی که پیمودند زیانهای جبران ناپذیری به کشور کهنسال ما و مردم میهن ما به تاریخ و فرهنگ ایران و جنبش انقلابی کشور ما زده اند.
و اما دربارۀ تحریم نفت در مرحله ای که اکنون در آن قرار داریم، این تحریم در حالی است که رژیم هنوز دارای نیروی اقتصادی و نظامی است. ولی سرنوشت رژیم به این مسئله بستگی دارد. حزب تودۀ ایران در مرحله کنونی به مسئله تحریم نفت و نیز کاهش درآمد رژیم از فروش نفت بمثابه شیشه عمر رژیم که به وخامت فزایندۀ وضع در کشور ما منجر خواهد شد توجه داشته به همین سبب برای تامین عامل ذهنی در شرایط دشوار مبارزه و در این گذرگاه طوفان ضرورت سازماندهی انقلابی را در قبال تحول آتی جامعه ایران که نقش تجهیز کننده و پیش برنده مبارزات سیاسی و اجتماعی مردم را داشته باشد، مطرح می کند.
در زمینۀ جلوگیری از صدور نفت ایران، عمال امپریالیسم و نیروهای ارتجاعی یک چنین توهمی را دامن می زنند که گویا این امپریالیسم آمریکاست که سرنوشت ایران را تعیین خواهد کرد. حزب تودۀ ایران با این نظر مخالف است و معتقد است سرنوشت ایران را مردم ایران تعیین خواهند کرد. اگر چه عامل خارجی مانند عملکرد سیاست نواستعماری امپریالیسم با درنظرگرفتن وابستگی کشورما به انحصارهای فراملیتی، تاثیر آن در اثر فشار تحریم ها در ایجاد و تسریع روند فروپاشی رژیم دخالت دارد. ولی می توان گفت که چه بسا این تاثیر زمینه ای برای بوجود آوردن یک جریان ضدانقلاب بیانجامد که در این صورت شرایط مساعدی را برای انواع مداخلات خارجی که بالقوه می تواند سرچشمۀ به مخاطره افتادن تمامیت ارضی کشور ما و صلح و امنیت منطقه باشد، فراهم گردد.
حزب تودۀ ایران در این شرایط بحرانی کشور ما از همۀ نیروهایی که به استقلال و آزادی و ترقی ایران علاقمندند می طلبد در راه ایجاد جبهۀ مشترک نیروهای مردمی برای براندازی رژیم "ولایت فقیه" و مبارزه علیه مداخله و تهاجم امپریالیسم آمریکا به میهن ما گام برداشته و این امر ضرور را تحقق بخشند.        23/4/1391
مبارزان توده ای!
كشور ما در شرايط حساس و وضع فوق العاده ای قرار دارد. در اين اوضاع متلاطم برای پيشبرد امر تودهٔ مردم در هسته های مخفی حزبی متشكل شويد.

ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.

از ایران چه خبر
چوب واقعیت بر سر روحانیون حاکم فرود آمد
هنوز چهار هفته از تحریم صدور نفت و کاهش درآمدهای ارزی رژیم نگذشته که مقامات رسمی رژیم و روحانیون حاکم از جمله خامنه ای "ولی فقیه" رژیم با مصاحبه های خود و نعل وارونه زدن به دست و پا افتاده اند. سران رژیم و روحانیون حاکم و خود خامنه ای که تا دیروز مدافع تسلط نظام غارتگر سرمایه داری وابسته و محدود کردن بخش های دولتی وتعاونی دراقتصاد کشور بودند و به اعلام خطر حزب تودۀ ایران پس ازانقلاب درزمینۀ پایان دادن به وابستگی اقتصادی با زندان، شکنجه واعدام توده ایها پاسخ دادند. اینک به علت تعمیق این وابستگی آن هم، سی سال پس از انقلاب بهمن با مسائلی چون تحریم اقتصادی و فروپاشی ناشی از کاهش درآمد از فروش نفت روبرو شده اند.
در زمینۀ وابستگی رژیم به درآمد نفت، خامنه ای طبق اعتراف خود: تولید ثروت از طریق منابع تمام شدنی همچون نفت را خودفریبی می خواند ومی گوید:"خام فروشی دامی است که میراث سالهای متمادی قبل از انقلاب است ومتاسفانه کشور گرفتار آن شده است. و باید تلاش شود که ملت ایران از این (تله) نجات پیدا کند." (سایت خامنه ای 8/5/91)
به قول معروف، خرما را خورد و گفت شیرین است. آری نفت بمثابه عامل تشدید وابستگی که رژیم با آن روبروست مورد اعتراف "ولی فقیه" رژیم است. حال سوال اینجاست که آیا سران رژیم از پیامدهای وابستگی نظام "نمونه اسلامی" بردرآمد نفت بی خبر بودند؟ مگر سران رژیم نبودند که وعدۀ خودکفایی را در سایه اقتصاد اسلامی به مردم می دادند؟ آنچه که "ولی فقیه" رژیم، گرفتار شدن کشور و ملت ایران در تله می نامد، تشدید و تعمیق وابستگی اقتصادی و صنعتی کشور به انحصارهای فراملیتی وکشورهای امپریالیستی است. درواقع ادامه و تعمیق این وابستگی پس از انقلاب بهمن 57 محصول خیانت سران مرتجع رژیم و روحانیون حاکم به کشور و ملت ایران است. وقتی اقتصاد کشورما هم از لحاظ صدورنفت و هم از لحاظ خرید محصولات کشاورزی و مواد اولیه صنایع مونتاژ داخلی و ماشین آلات وابسته به انحصارهای فراملیتی است. حال با توجه به وابستگی شدید اقتصادی کشور ما به انحصارات امپریالیستی سران رژیم و روحانیون حاکم چگونه می خواهند کشور را از دام وابستگی نجات دهند؟ پس از گذشت چهار هفته از تحریم ها، اثرات فاجعه بار آن را می توان بر اقتصاد ورشکسته کشور ملاحظه کرد. کاهش 20 درصدی درآمد ارزی طی همین یک ماه گذشته، تاثیرات عمیق خود را در همۀ عرصه های اقتصادی بجا گذاشته است. اتخاذ تصمیماتی درزمینۀ قطع ارزمسافرتی، اختصاص عمده درآمد ارزی در جهت ذخیره کردن کالاهای اساسی برای سه ماه آینده، تعطیل شدن مراکز تولیدی باقیمانده در کشور که در پیوند با تجدید تولید مراکز صنعتی غرب هستند، همگی نشان از درماندگی و استیصال سران رژیم و روحانیون حاکم در قبال تحریم هاست. علیرغم دلگرمی و اظهارنظر "ولی فقیه" رژیم در جمع مسئولان و دست اندرکاران رژیم مبنی بر عبور از "گردنه یخبندان تحریم ها"، واقعیت های سرسخت اقتصادی خلاف این موعظه را نشان می دهد. "روزنامه جمهوری اسلامی، 10/5/91"، می نویسد: " 20 هزار تن پیاز به دلیل سوء مدیریت در دزفول از بین رفته است. به گزارش خبرگزاری مهر هم اکنون قیمت پیاز از کیلویی 200 تومان به 1400 تومان رسیده است. قیمت تمام شده پیاز 127 تومان است که از کشاورز به قیمت 90 تومان خریداری می شود. و یا به عنوان مشت نمونه خروار، می توان به مرغ 7000 تومانی اشاره کرد. تهرانی دبیرکل جبهۀ پایداری می گوید: "یک هفته مرغ نخوریم، آسمان به زمین نمی آید." (آفتاب 10/5/91)
احمدی نژاد دربارۀ گرانی مرغ می گوید: "مسئله گرانی مرغ یک مسئله زودگذر و قابل حل است." (آفتاب 9/5/91)
در این رابطه تعرفه واردات مرغ از خارج 10 تومان و گوشت قرمز 25 تومان اعلام شد. درواقع از "دولت ملی" و "رئیس جمهور منتخب" جز این هم برنمی آید. چون سیاست رژیم و دولت وابسته آن نیز در راستای سپردن تجارت خارجی به بخش خصوصی و پرداخت ارز به آنها برای تامین کالاهای صنعتی و کشاورزی اتخاذ می شود.
و یا در مراسم نماز جمعه مشهد، امام جمعه در توجیه سیاست رژیم در رابطه با بحران و گرانی می گوید: "مشهدی ها مگر اشکنه پیاز داغ را یادتان رفته و آن زندگی را فراموش کرده اید، مگر قرار است برنامه همان باشد که قبلا بوده است. وی گفت امکانات غذایی زندگی خودتان را تهیه کنید. بنا نیست که زندگی شما هر جور که قبلا می گذشته الان هم همان طور باشد." (آفتاب 6/5/91)
با این حرف های میان تهی نمی توان از پیامدهای ناشی از بحران اقتصادی-اجتماعی رژیم که نتیجۀ تضادهای نظام غارتگر سرمایه داری در جامعه است و ناگزیر به از هم پاشیدن روند تجدید تولید در سطح اقتصاد کشور منجر خواهد شد جلوگیری کرد.
از محسنات "ولایت فقیه"     
اصلاح طلبان در مقابل سد "ولایت فقیه" با طرح "شورای فقه" به اصطلاح شورایی کردن "ولی فقیه" را پیش کشیده اند. در این زمینه رئیسی یکی از جنایتکاران رژیم که در کشتار آزادیخواهان ایران شرکت داشته، به عنوان هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری رژیم، پاسخی صریح به طرح کنندگان "شورای فقه" می دهد که در این پاسخ می توان ماهیت واقعی استبداد "ولایت فقیه" و واهی بودن ادعای اصلاح طلبان را مبنی بر تفکیک قوا و حاکمیت قانون در رژیم دیکتاتوری "ولایت فقیه" را مشاهده کرد.
وی می گوید: "در کشوری که در راس آن ولی فقیه جامع الشرایط وجود دارد، بن بستی نداریم و در همۀ مسائلی که نیاز به اظهارنظر است ولی فقیه وجود دارد. حتی اگر روسای قوا نیز برداشتی از قانون داشته باشند ولی فقیه جامع الشرایط پاسخگوی همه مسائل خواهد بود." (خبرگزاری مهر 21/4/91)
نه بر مرده بر زنده باید گریست
سعیدی نماینده "ولی فقیه" در سپاه پاسداران در نماز جمعه تهران با اشاره به اهمیت سپاه و بسیج تصریح کرد: "ظهور امام زمان نیاز به 100 میلیون پاسدار و بسیجی آماده به خدمت دارد و این مسئولیت به عهدۀ فرمانده سپاه و نماینده ولی فقیه در سپاه است." (آفتاب 6/5/91)
چنین است گوشه ای از فهم و درک روحانیون حاکم در نظام کهنه مذهبی "ولایت فقیه".
رفقا و دوستان گرامی!
"مردم" ارگان تبلیغی و ترویجی حزب تودۀ ایران را در کشور پخش نمائید. پخش و تکثیر "مردم" در ایران یک وظیفه انقلابی است.


ه‍.ش. ۱۳۹۱ خرداد ۲۵, پنجشنبه

 شماره 10 ، 25 خرداد ماه 1391

برنامه حزب را بیاموزیم
توضیحی دربارۀ سازماندهی حزبی
در سرمقاله نشریه "نامه مردم" شماره 894 ، 18 اردیبهشت 91 مطلبی تحت عنوان، "سازماندهی اعتراض های پراکنده کارگری وظیفه بی درنگ مرحله کنونی است" منتشر شده است. در این مقاله عدم ارائه راه حل برای معضلات موجود در سازمان نیافتگی طبقه کارگر و نیز عدم آگاهی از تجربۀ غنی حزب ما و جنبش کارگری و کمونیستی برای چگونگی حل معضلات پیش رو، سبب استیصال و کژاندیشی این آقایان مدعی حزب تودۀ ایران شده و در شرایط ترور و اختناق رژیم "ولایت فقیه" در حالی که سازمان های صنفی-سندیکایی در محاصره دشمن و تحت نظر ارگان های سرکوبگر رژیم قرار دارند. در چنین شرایطی ضرورت ایجاد سازمان های صنفی مستقل و نیز سازماندهی اعتراض های پراکنده کارگری را پیش می کشند.
با توجه به اینکه چنین تصوری بدون توجه به آنچه درکشور می گذرد، می تواند پیامدهای زیانبار و ناخوشایند در پی داشته باشد. لذا از این نظر بررسی موضوع حائز اهمیت است.
برای پاسخگویی به معضل عدم سازماندهی و تشکل طبقه کارگر در مسائل کارگری و سندیکایی کشورمان، ما در اینجا از موضع حزب تودۀ ایران نکاتی را دربارۀ تشکل تودۀ مردم بویژه طبقه کارگر در انطباق با برنامه حزب ما در شرایط مخفی فعالیت بیان می کنیم.
در این زمینه راه حل مورد نظر ما ایجاد سازمان های غیرمتمرکز درون کشور است که بتواند کار سازمانی پنهانی را با کار علنی صنفی- سندیکایی بهم بیامیزد. موضوع مهم دیگر در ارتباط با امر تشکل و سازماندهی است. دراین باره توضیح می دهیم. کارسازماندهی و تشکل توده ها در شرایط مخفی شعار نیست و این اقدامی است که اصولا با خط مشی لیبرالی، نمی توان از سازماندهی و تشکل توده ها سخن بمیان آورد. مشی انقلابی روی سازماندهی و تشکل و پیوند با توده ها تکیه می کند. به همین منظور می توان گفت فراهم ساختن زمینۀ تشکل توده ها روندی طولانی است و نیاز مبرم به مراعات موازین پنهان کاری دارد. با توجه به این واقعیت حزب ما بمنظور پیشبرد امر سازماندهی و تشکل توده ها در راه پایان دادن به رژیم "ولایت فقیه" از اصل عدم تمرکز تشکیلاتی پیروی می کند. در این راه باید کوشید اصول سازمانگری علمی را که جزئی از آموزش مارکسیسم-لنینیسم است بر شرایط کشورمان تطبیق داد و موافق شرایط اشکال ویژه کار سازمانی پنهانی و علنی را بوجود آورد.
دربارۀ اهمیت تشکل و سازماندهی توده ها، ما به عنوان حزب تودۀ ایران معتقدیم بدون دو عنصر تشکل و سازماندهی بمثابه عامل ذهنی جنبش دموکراتیک نمی توان به هدف عمده و اصلی جنبش یعنی آزادی و دموکراسی دست یافت و تناقضات و تضادهای موجود در جامعه را حل کرد.
در حال حاضر مهمترین وظیفه مبارزان توده ای در ایران متشکل شدن در هسته های مخفی حزبی است. زیرا فقط در این صورت می توان امر سازماندهی و تجهیز و تشکل نیروها را در جامعه امکان پذیر ساخت و در شرایط کنونی اشکال سازماندهی و شیوه های کار حزبی را بتدریج فراهم ساخت.
بنابراین ضرورت سازماندهی جنبش کارگری و سندیکایی در شرایط کنونی میهن ما، در ارتباط نزدیک با پایه گذاری، "سازمان استوار انقلابیون" قرار دارد. ایجاد سندیکاهای مستقل کارگری در شرایط تسلط رژیم استبدادی، کاری است غلط. حزب ما مخالف این نظر است. این نظر به هیچ وجه در پیوند با برنامه ومشی سیاسی حزب ما در مرحله کنونی نبوده و نیست.
و.ای.لنین. فردی را که در شرایط استبدادی دچار این تصور شده که گویا می توان تشکل مستقل کارگری ایجاد نمود، "پندارگرای درمان ناپذیر" توصیف می کند.
لنین می آموزد: "فقط حد اعلای ناتوانی در درک مارکسیسم و یا درک آن با روح "استرویسم" 1 می توانست چنین پنداری پدید آورد که گویا پیدایش جنبش گسترده خودانگیخته، ما را از وظیفۀ پی ریزی یک سازمان انقلابی، به همان خوبی سازمان گروه "زملیا ای ولیا" 2 و از آنهم، به مراتب بهتر، معاف میدارد. برعکس، چنین جنبشی درست ما را به ایجاد چنین سازمانی موظف می دارد، زیرا مبارزۀ خودانگیخته تا زمانی که سازمان استوار و پایدار انقلابیون آن را رهبری نکند، اصولاً مبارزه طبقاتی، واقعی پرولتاریا نخواهد شد."
(لنین. چه باید کرد. منتخب آثار در یک جلد به زبان فارسی، صفحه 81)
در سالهای قبل رفیق نورالدین کیانوری در آموزش تدوین شده ای تصریح کرده است: "کوشش در جهت تدارک همه جانبۀ عامل ذهنی یعنی احیاء آن چنان سازمان سیاسی و انقلابی که بتواند در جریان تحولات آتی میهن ما نقش تجهیز کننده و سازمان دهندۀ مبارزات روزمرۀ مردم را ایفا کند. به این معنا در مرحله کنونی مبارزات مردم ایران علیه استبداد، حلقۀ اساسی حرکت به جلو، احیاء سازمان حزبی در داخل کشور است."
(نکاتی دربارۀ وظایف عملی مبارزان انقلابی در ایران- اسناد و دیدگاه ها)
و.ای.لنین. می گفت: "اگر ما کار را از پایه گذاری سازمان استوار انقلابیون آغاز کنیم، خواهیم توانست استواری مجموع جنبش را تأمین کنیم و در عین حال، هم به هدف های سوسیال دموکراتیک و هم ، به هدف های صرفاً "تریدیونیونیستی" 3 تحقق بخشیم. ولی اگر کار را از سازمان کارگری گسترده ای آغاز کنیم که برای توده، حداکثر به اصطلاح "دسترس پذیری" را داشته باشد که (عملاً برای ژاندارم ها به حداکثر دسترس پذیر خواهد بود و انقلابیون را به حداکثر در دسترس پلیس قرار خواهد داد)، آن وقت نه به این هدف ها خواهیم رسید و نه به آن هدف ها، از خرده کاری خلاص نخواهیم شد و در نتیجۀ پراکندگی و سرکوب و تارومار دائمی، فقط تریدیونیون های نوع زوباتفی4 و اوزه روفی5 را به حداکثر برای توده ها دسترس پذیر خواهیم ساخت."
(چه باید کرد. صفحه 75)
در شرایط کنونی میهن ما در عرصه های گوناگون جامعه مبارزه با شدت و حدت روزافزونی جریان دارد.رژیم استبدادی حاکم با اعتراض رو به گسترش کارگران و زحمتکشان روبرو است. این مبارزات طی سالهای اخیر از گستردگی وسیعی برخوردار بوده است بطوریکه درج خبرهای اعتراض و اعتصاب در مطبوعات تحت کنترل رژیم به امری عادی تبدیل شده است. بنابراین آنچه را که در شرایط کنونی باید بدان اهمیت داد، طرزبرخورد به این مبارزات است و ضرورت سازماندهی هم درست با این شرایط پیوند دارد.
و.ای.لنین. اشاره کرده است: "از اینکه توده اکنون خودانگیخته به جنبش روی می آورد، ضرورت سازماندهی این مبارزه کمتر نشده است. برعکس در نتیجۀ این امر ضرورت سازماندهی بیشتر می شود، زیرا ما سوسیالیستها اگر نتوانیم تلاش پلیس را برای پنهان نگه داشتن هرگونه اعتصاب و هرگونه تظاهرات عقیم گذاریم (گاه خودمان نیز اعتصاب ها و تظاهرات را پنهانی تدارک نبینیم) وظایف مستقیم خود را در برابر توده ها انجام نداده ایم. ولی ما توانایی انجام این کار را داریم، زیرا توده هایی که خودانگیخته بپا می خیزند، از میان خود نیز، تعدادی روزافزون "انقلابیون حرفه ای" بیرون خواهند داد. بشرط آنکه ما با سازکردن نغمه های گوناگون، کارگران را به درجا زدن دعوت نکنیم."
(چه باید کرد. صفحه 72)
با سازمانگری انقلابی، با شرکت فعال در مبارزات مردم و با مجهز ساختن پیشاهنگ طبقه کارگر به تئوری انقلابی و استوار ساختن پیوندش با توده ها، طبقه کارگر با کسب آگاهی طبقاتی با تشکل در حزب مستقل انقلابی خود می تواند در رهبری مبارزات توده ها برای ویران کردن نظام کهنه مذهبی "ولایت فقیه" تحول بنیادی در جامعه را به انجام برساند.
در مرحله کنونی باید از ایجاد سازمان وسیع و بهم پیوسته در داخل کشور خودداری کرد و به ایجاد هسته های مخفی حزبی، گروه های مستقل کوچک و جداگانه پرداخت.
توضیحات:
1-  استرووه و دیگران مارکسیستهای علنی بودن که تنها تئوری ناگزیری تعویض فرماسیون اجتماعی-اقتصادی فئودالی با فرماسیون سرمایه داری را گرفته و گذار به سوسیالیسم را بکلی دور انداخته بودند.
2-  اعضای سازمان "زملیا ای ولیا" سازمان غیرعلنی نارودنیکهای انقلابی بود که دهقانان را نیروی اصلی انقلاب در روسیه شمرده، می کوشیدند آنها را به قیام علیه تزاریسم برانگیزند. در نتیجۀ عدم موفقیت کار انقلابی میان دهقانان و تشدید فشارها و تضیقات دولت به دو گروه تقسیم شدند، بعداً بخشی از آنها به موضع مارکسیسم گرویدند و در سال 1883 در خارج روسیه نخستین سازمان مارکسیستی روس "گروه آزادی کار"  را تشکیل دادند.
3-    سیاست تریدیونیستی منظور مبارزه "صرفاً سندیکایی" است.
4-  زوباتف سرهنگ ژاندارمری و سازنده سوسیالیسم پلیسی (زوباتفی) بود. کارزوباتف موفقیتی نداشت و سازمان های ساخته و پرداخته وی با اعتلای جنبش انقلابی از بین رفت.
5-    اوزه روف - اقتصاددان و استاد دانشگاه های مسکو و پتربورگ بود در سالهای 1901-1902 از تاکتیک مفسده جویانه زوباتف در جنبش کارگری پشتیبانی می کرد.
مبارزان توده ای!
كشور ما در شرايط حساس و وضع فوق العاده ای قرار دارد. در اين اوضاع متلاطم برای پيشبرد امر تودهٔ مردم در هسته های مخفی حزبی متشكل شويد.

احمد قره باغی
وظایف ما در مرحله کنونی
در شرایط کنونی مشی لیبرالی اصلاح از درون رژیم که ناقل سیاست بورژوایی به درون جنبش دموکراتیک کشور ما بود. با شکست و ناکامی روبرو شده است و جنبش دموکراتیک مردم میهن ما مرحله نوینی را آغاز می کند.
در این مرحله لزوم دستیابی به آزادی و طرد نظام کهنه استبداد مذهبی قرون وسطایی از کشور ما، این ضرورت را ایجاب می کند که امر سازماندهی انقلابی را بمنظور تجهیز و تشکل تودۀ مردم و بویژه طبقه کارگر در راه براندازی رژیم "ولایت فقیه" که در حقیقت چیزی جز تبلور حاکمیت کلان سرمایه داران و بزرگ مالکان بسرکردگی روحانیون حاکم بر میهن ما نیست، بکار بندیم.
اهمیت تشکل و سازماندهی برای پیشبرد جنبش دموکراتیک
 در شرایط کنونی که توده های ناراضی از رژیم در جستجوی راه برون رفت از وضع ناهنجار کنونی هستند. این شرایط مشخص وظایفی را دربرابر حزب ما و همۀ مبارزان انقلابی میهن ما قرار می دهد و آن عبارت است، کوشش برای تدارک عامل ذهنی جنبش یعنی احیای سازمان های سیاسی غیرمتمرکز درون کشور که بتواند با کار سازمانی پنهانی در جریان تحول آتی جامعه ایران، نقش افشاگری و نقش تجهیرکننده، و گسترش دهندۀ مبارزات سیاسی و اجتماعی مردم را ایفاء نماید.
هدف از تشکل و سازماندهی در شرایط کنونی، علیرغم تبلیغات گمراه کنندۀ کارگزاران امپریالیسم و کوشش محافل لیبرال و سازشکاران که در جهت حفظ و تداوم بخشیدن به تسلط غارتگرانۀ سرمایه داری وابسته بر کشور ما عمل می کنند، بهره گیری از نیروی تودۀ مردم زحمتکش بمنظور طرد حاکمیت رژیم "ولایت فقیه" و پایان دادن به سلطۀ روحانیون حاکم برای پیشرفت جامعه ایران است.
حزب ما رسیدن به هدف طرد حاکمیت رژیم "ولایت فقیه" را در گرو تدارک عامل ذهنی می داند و ضرورت ایجاد جبهه ضد دیکتاتوری را شرط اساسی براندازی رژیم استبدادی "ولایت فقیه"، مطرح می کند و اتخاذ تدابیر عملی در راستای تدارک عامل ذهنی را بمثابه وظیفه مبرم در راه اجرای خط مشی سیاسی خود ضرور می داند.
در اینجا باید به این نکته مهم اشاره کنیم که مشی امروز سازمانی ما نمی تواند و نباید جدا از مشی سیاسی حزب ما باشد. این دو در پیوند با یکدیگر هستند. همچنین مشی انقلابی حزب ما در قبال جنبش ضد رژیم نه تنها از نظر سیاسی- ایدئولوژیک بلکه از نظر مشی سازمانی با خط مشی لیبرالی محافل سازشکار رفرمیست مدعی حزب تودۀ ایران که عملاً با تبلیغ و شرکت در انتخابات فرمایشی رژیم و دنباله روی از نمایندگان بخشی از سرمایه داری بزرگ وابسته از نظر تئوریک و سیاسی به منجلاب اپورتونیسم سقوط کردند، تفاوت ماهوی وجود دارد.
اینک که مشی لیبرالی اصلاح از درون و شرکت در خیمه شب بازی انتخابات رژیم با شکست مواجه شده، مدافعان سرمایه داری وابسته، محافل و گروه های سازشکار و رفرمیست هنوز هم دست از روش شرکت در انتخابات فرمایشی رژیم برنداشته اند و چگونگی شرکت در انتخابات را مطرح می کنند. آنها مخالف براندازی رژیم و پایان دادن به حاکمیت کلان سرمایه داران و بزرگ مالکان هستند و اینطور تبلیغ می کنند که گویا امکان دسترسی به آزادی و دموکراسی از طریق مسالمت آمیز و استحاله رژیم در شرایط رژیم قرون وسطایی و استبداد فردی "ولی فقیه" موجود است!!
آنها تصورات خود را بجای واقعیات موجود جامعه قرار می دهند. ولی واقعیات ملموس زندگی درکشورما مهرباطل برچنین تصوری می زند.
ما معتقدیم بدون آزادی قلم و بیان و اندیشه و ابتکار، بدون آزادی احزاب و سازمان های سیاسی و صنفی مستقل در کشور، بدون انتخابات آزاد و دموکراتیک و بدون شرکت توده های وسیع مردم در مسائل مربوط به سرنوشت خلق، سخن گفتن از آزادی در کشور ممکن نیست. در شرایط رژیم استبداد مذهبی قرون وسطایی از آزادی نمی توان سخن بمیان آورد، نمونه واضح آن اعمال سیاست ترور و اختناق رژیم است.
رژیم "ولایت فقیه" با ساختار روبنای مذهبی قرون وسطایی مانع اصلی رشد نیروهای مولده در جامعه ماست. با درنظر گرفتن این تضاد که مانع رشد نیروهای مولده و سد عمده راه پیشرفت و منبع گسترش نارضایی توده های میلیونی است، بنابراین برای پایان دادن به رژیم "ولایت فقیه" باید از همۀ امکانات و بسیج همۀ نیروها استفاده کرد. در شرایط ویژه کنونی کشور مهم ترین وظیفه برای حل تضاد پیش گفته، تجهیز و تشکل نیروها است.
سازماندهی و اجرای اصل عدم تمرکز تشکیلاتی در لحظۀ کنونی
در رابطه با سازماندهی در لحظه کنونی باید یادآور شد که امر سازماندهی برای حزب تودۀ ایران که در شرایط مخفی فعالیت می کند، تازگی ندارد. آنچه در شرایط کنونی باید بدان اهمیت داد هموار کردن راه دستیابی به این هدف با درنظرگرفتن شرایط مشخص کشور و آرایش نیروها در عرصه سیاسی است.
حزب تودۀ ایران از تجربیات گذشته در این زمینه استفاده خواهد کرد. این وظیفه عاجل ماست. به همین دلیل مسئله کار سازمانی در شرایط مخفی برای حزب ما بیگانه نیست و نمی تواند باشد. مسلماً ما خط مشی سیاسی مرحله ای خود را با درنظرگرفتن شرایط مشخص کشورمان به اجرا در می آوریم. بنابراین در رابطه با امر سازماندهی می توان گفت اجرای مشی سازمانی عدم تمرکز تشکیلاتی منطبق با شرایط خفقان ارتجاعی کشور به قصد تشکل و سازماندهی حزبی، اشکال سازمانی و شیوه های مبارزه، انجام کار مخفی و تلفیق آن با کار علنی و رعایت موازین پنهانکاری برای تجهیز مبارزات سیاسی و اجتماعی در مرحله کنونی مبارزه ضرورت حاد دارد.
آنچه را که در اینجا به ویژه باید تاکید کرد، امر مهم سازماندهی در جهت پیشبرد تشکل توده های مردم زحمتکش ایران است که رژیم خودکامه سلطنتی پهلوی، اگر مبدا را از 1308 سرکوب اعتصاب کارگران نفت در آبادان بگیریم، پنجاه سال سازمان های سیاسی و اتحادیه ای- صنفی کارگران و زحمتکشان را سرکوب کرد و اعتصاب ها و تظاهرات کارگری و دهقانی و دانشجویی را به گلوله می بست.
پس از پیروزی انقلاب و در جریان شکست توطئه باند بنی صدر و همکارانش در رویدادهای تیرماه 1360 ، نیروهای ارتجاعی و روحانیون به سرکردگی خمینی با بدست گرفتن قدرت و سازش با کلان سرمایه داران بازاری و بزرگ مالکان و ادامه دادن به جنگ به حزب تودۀ ایران به سبب نبرد آشتی ناپذیرش با امپریالیسم و حمایت از حقوق زحمتکشان و تلاش پیگیرش برای اجرای عدالت اجتماعی و انجام تحول بنیادی در جامعه ایران به سود زحمتکشان و محرومان جامعه و تکیه بر پایان دادن به جنگ میان ایران و عراق و برقراری صلح عادلانه، یورش کرد و با سرکوب نهضت مردمی و ایجاد جو خفقان و ترور بر جامعه برای حفظ مالکیت های بزرگ غاصبانه و ادامه غارتگری سرمایه داری وابسته در نظام اقتصادی کشور همان رویۀ مذموم رژیم وابسته و ضد ملی شاه – ساواک را دنبال کرد و همۀ احزاب و سازمان های مترقی و دموکراتیک را با توسل به شیوه های فاشیستی سرکوب کرد.
رژیم استبداد مذهبی "ولایت فقیه" در راس آن روحانیون حاکم با خیانت به آرمان انقلاب و سه شعار اصلی استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی و سمت گیری در ادامۀ مسیر سرمایه داری وابسته رژیم شاه با پوشش اسلامی جلو تحول بنیادی اقتصادی یعنی استقلال اقتصادی و اجرای قانون ملی کردن تجارت خارجی که قانون اساسی رژیم آن را تثبیت کرده بود و نیز برقراری کنترل بر توزیع داخلی، اجرای قانون اصلاحات ارضی و اجرای قانون اراضی شهری را گرفت و سرنوشت کشور را تابع منافع اقلیت کوچکی از طبقات غارتگر از سرمایه داران بزرگ تجاری و بزرگ مالکان و عوامل نفوذی امپریالیسم و سیا و ساواک و عناصر جاهل و قشری کرد و در مقابل در وضع رقت بار توده های محروم جامعه تغییری حاصل نشد. بطوریکه در سال های پس از انقلاب ثروتمندان ثروتمندتر و فقرا فقیرتر شدند.
یک نظر گذرا به عدم سازماندهی و تشکل توده ها و نیز معضلات عمده مطرح در جامعه می توان به اهمیت تشکل و سازماندهی مردم میهن ما پی برد. در اینجا باید اشاره کنیم، در جریان رویدادهای سیاسی جامعه، یک بار در خرداد سال 1376 و بار دیگر خرداد سال 1388، در شرایط عینی جامعه چنان وضعیتی پدید آمد که هر دو بار توده های مردم با اتکاء به تجربۀ شخصی خود به بهانۀ شرکت در انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری رژیم، برای تامین خواستها و مطالبات خود که زمینۀ عینی داشت به عرصۀ مبارزات سیاسی و اجتماعی وارد شدند.
اما این دو جنبش خودپو به علل سیاست رفرمیستی و مصلحت گرایی و مماشات اصلاح طلبان که از لحاظ طبقاتی بخشی از نمایندگان سرمایه داری بزرگ وابسته در رژیم حاکم بودند و نقش رهبری آن را بعهده داشتند، تغییری در وضع محرومان جامعه بوجود نیاورد و نمی توانست بیاورد.
در اینجا تکیه ما روی این دو رویداد از آن روست که با وجود شرایط عینی در جامعه و مسائلی چون بحران اجتماعی- اقتصادی و تشدید نارضایی مردم از رژیم حاکم و تضادهایی که بطور عینی و بدون ارادۀ احزاب و طبقات در جامعه پدیدار می گردد و به مثابه عوامل موثر در براندازی رژیم بشمار می روند. اما با این وجود ضعف عامل ذهنی موجب آن گردیده که جنبش ضد رژیم از نظر اشکال مبارزه در وضع نامطلوبی قرار گیرد.
کوتاه سخن، در این مرحله مبارزان توده ای باید در هسته های مخفی حزبی متشکل شوند و با انجام کار مخفی و تلفیق آن با کار علنی، کار سازمانی را به پیش ببرند و برای تحقق امر سازماندهی با اشکال و شیوه های مبارزۀ پنهانی و علنی در میدان های فعالیت صنفی و سندیکایی و هم در میدان مبارزات برای حقوق زنان و جوانان و دانشجویان در راه تشکل این اقشار زحمتکش تلاش کنند.
در شرایطی که با ضعف عامل ذهنی روبرو هستیم، وحدت عمل نیروهای مترقی و انقلابی در جبهه واحد با برنامه مشترک برای سازماندهی مبارزه توده های زحمتکش به مثابه عامل عمده و موثر برای براندازی رژیم "ولایت فقیه" و استقرار حاکمیت ملی، عمده ترین وظیفه نیروهای مترقی و مبارزان انقلابی در مرحله کنونی است.
حزب تودۀ ایران به این ضعف عامل ذهنی جنبش توجه داشته و به همین علت می کوشد با نیروهای سیاسی دموکراتیک جبهه ای متشکل از همۀ نیروهای مردمی پدید آورد و تفرقه میان خلق را از میان بردارد.      10/3/1391
رفقا و دوستان گرامی!
"مردم" ارگان تبلیغی و ترویجی حزب تودۀ ایران را در کشور پخش نمائید. پخش و تکثیر "مردم" در ایران یک وظیفه انقلابی است.

از ایران چه خبر
درباره ورشکست اقتصادی و مالی رژیم بویژه وضع بانکهای کشور می توان از گفتۀ "رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران" به آن پی برد. دربارۀ مطالبات معوقه بانکی وی می گوید:
"حجم مطالبات معوقه بانکی به 54 هزار میلیارد تومان رسیده در حالی که نسبت تسهیلات به منابع بانکی 109 درصد، میزان تسهیلات پرداختی 9 برابر سرمایه بانکها و حداکثر کفایت سرمایه 10 شده است. وی تصریع کرد: ضرر فزاینده نقدینگی هم اکنون8,4  بوده و نسبت منابع به مصارف بانکها وضعیت نگران کننده ای را نشان می دهد، بنابراین می توان نتیجه گرفت که مجموعه نظام بانکی در وضعیت نگران کننده ای به سر می برد. به گفته آل اسحاق روابط بین بانکها و بانک مرکزی وضعیت مناسبی ندارد و بانکها در برابر پرداخت تسهیلات قفل شده اند، بنابراین باید برای این وضعیت چاره اندیشی کرد."  (رسالت 91/03/10)
دربارۀ چک های برگشتی بانکی، این خود یکی دیگر از علائم وخیم ورشکست اقتصادی رژیم بشمار می رود. روزنامه جمهوری اسلامی می نویسد:
"باتوجه به روزهای کاری سال 90 (حدود 290 روز) در هر روز کاری به طور متوسط 21950 فقره چک برگشتی در کشور ثبت و ضبط شده که این آمار به صورت مبلغی حدود بیش از 123 میلیارد تومان برای هر روز کاری است. (جمهوری اسلامی 91/3/18)
روزنامه "ابرار اقتصادی" ضمن تشریح عملکرد شرکت های اقماری وابسته به دولت به موازات کلان سرمایه داران بازار از واردات گوشت و مرغ توسط این شرکتها می نویسد:
"شرکتهای اقماری وابسته به جهاد کشاورزی عمده واردات را در زمینه گوشت و مرغ در دست دارند و در حال حاضر شرکت پشتیبانی امور دام، عملاً به یک واسطه بزرگ جهت خرید گوشت و مرغ در مقیاس کلان و از بازارهای جهانی برای تجار ایرانی تبدیل شده است. (ابرار اقتصادی 91/3/18)
کشور ما که در تولید کشاورزی در وضع اسفناکی است این مسئله محصولات کشاورزی از جمله گندم را برای تهیه نان مردم به معضل عظیمی تبدیل کرده است. جام جم آنلاین خبر می دهد:
"با تصویب دولت، قیمت فروش هر کیلوگرم گندم توسط شرکت بازرگانی دولتی به کارخانجات آرد و سایرمتقاضیان 440 تومان تعیین شده که بیش از 80 تومان نسبت به قیمت قبلی افزایش نشان می دهد. با توجه به این مصوبه، احتمال افزایش قیمت نان در آینده ای نزدیک وجود دارد." (جام جم آنلاین 91/2/15)
رفسنجانی دربارۀ اختلاف در میان گروه ها و جناح های رژیم گفت:
"تضاد بسیار عجیبی است، چگونه می شود در سالروزی که اقشار مختلف مردم عاشق امام از سراسر کشور به امید وحدت و همدلی در آستان مطهر امام گرد هم می آیند، گروهی اندک ولی متشکل و البته نامشخص در مقابل چشم میلیون انسان و شبکه های تلویزیونی اجازه اهانت به بیت امام و مسئولان را به خود بدهند؟ آیا می توان تصور کرد آنها گروهی خودسر هستند؟" (اعتماد 91/3/18)
هاشمی رفسنجانی اشاره ای به هویت این گروه های ضربت رژیم ولی متشکل و البته مشخص، نمی کند. فریادهایی مثل: "این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده، مرگ بر ضد ولایت فقیه" در حین سخنرانی احمدی نژاد در مراسم سالگرد خمینی، بیش از همه شخص رفسنجانی و متحدین  دیروزی و امروزی او را مورد خطاب قرار می دهد. باید گفت این گروه های ضربت رژیم خودسر عمل نمی کنند، سازمانده اصلی این گروه ها  وزارت اطلاعات به همراهی ارگان های سرکوبگر بسیج و سپاه می باشند که رانده شدگان و مغضوبین درگاه "ولایت" را مورد لعن و طعن خود قرار می دهند. به قول معروف:
چو خود کنی اختر خویش را بد      مدار از فلک چشم نیک اختری را
باید خاطر نشان ساخت که در گذشته ای نه چندان دور، در دوران صعود و عروج سردار سازندگی بر اریکه قدرت، همین گروه های چماقدار فریاد: "دشمن هاشمی، دشمن پیغمبر است" سر می دادند. دوران ماه عسل رفسنجانی با ضد انقلاب متشکل در جناح رسالت، حجتیه، مؤتلفه، مهدویه پایان می یابد و دوران کاسه زهر خوردن وی فرا می رسد.
این اظهارنظر رفسنجانی نشانگر ژرفای اختلاف میان گروه ها و جناح های عمده حاکمیت رژیم است که بر بی ثباتی رژیم "ولایت فقیه" دلالت دارد. تضاد عمیق حاکمیت روحانیت با واقعیت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه به شکل روشنی خود را در همه عرصه های جامعه نشان می دهد. از مزاحمت های روزانه گشتی های ارشاد علیه زنان و دختران تا تشکیل کلاس مداحی برای کودکان دبستانی بهمراه آشفتگی بی سابقه در اقتصاد کشور و مسئله مهم مذاکرات هسته ای، در همه این عرصه ها، از طرفی درماندگی و استیصال رژیم و از طرف دیگر خشم و آشفتگی و انزجار همگانی اقشار و طبقات اجتماع را می توان دید. تضادی که فقط با برانداختن رژیم استبداد مذهبی "ولایت فقیه" و استقرار حکومتی متکی بر آرای مردم قابل حل است.

ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.