۱۳۹۱ شهریور ۷, سه‌شنبه

شماره 11 ، 14 مرداد ماه 1391
احمد قره باغی
از ادعا تا واقعیت
علی خامنه ای "ولی فقیه" رژیم دربارۀ تحریم اقتصادی کشور ما به علت در پیش گرفتن سیاست ماجراجویانه در جهت فعالیت های اتمی می گوید: "ایران به واسطۀ تحریم های اخیر واکسینه شده است." (خبرگزاری مهر 12/4/91)
البته چنین برخوردی برای منحرف ساختن افکار عمومی دربارۀ تاثیر تحریم های اقتصادی بر اقتصاد کشور ما، یا از عدم درک مضمون استقلال اقتصادی است و یا از عدم شناخت امپریالیسم و ماهیت عملکرد و سیاست نواستعماری آن نشات می گیرد. این برخورد، وابستگی های اقتصادی و صنعتی و کشاورزی کشور ما به انحصارهای فراملیتی را نادیده گرفته و این طور وانمود می سازد که تحریم های اقتصادی، صنعتی، بازرگانی، پولی و مالی علیه ایران اثری بر وضع اقتصادی و اجتماعی کشور ندارد و حتی این تحریم ها رژیم را قوی تر می کند. ولی واقعیات موجود جامعه عکس این ادعا را شهادت می دهد.
واقعیت این است که کشورما درزمینه واردات کالای مصرفی وپایه ای و قطعات و مصالح مورداستفاده صنایع مونتاژ کشور مثل خودروسازی و یخچال و تلویزیون و غیره وابستگی های اقتصادی و صنعتی فراوانی به امپریالیسم دارد و عوامل این وابستگی در کشور ما سرمایه تجاری است که بخش تعیین کننده تجارت خارجی کشور ما با کشورهای امپریالیستی را در انحصار دارد و تمام عرصه اقتصادی کشور ما را قبضه کرده و خون ملت ایران را مانند زالو می مکند و ثروتهای ملی ما را چپاول می کنند. این یکی از عمده ترین پایگاه های غارت امپریالیستی در میهن ما است که به علت خیانت سران رژیم و روحانیون حاکم به سرکردگی خمینی به اهداف انقلاب مردمی و ضدامپریالیستی مردم ایران و سازش با تجار بزرگ غارتگر و بزرگ مالکان این پایگاه غارت بازماندگان طبقات ارتجاعی رژیم وابسته شاه در ایران که پس از انقلاب به جا ماند و کشور ما را از زیر سلطۀ وابستگی امپریالیست ها خارج نساخت.
درباره وابستگی اقتصادی کشور ما به امپریالیسم باید بگوئیم که در دوران رژیم ضد ملی شاه، ساواک وابستگی اقتصادی کشور ما به امپریالیسم فراگیر بود. واحدهای صنعتی کشور ما از بزرگ و کوچک یا کاملاً در اختیار امپریالیسم قرار داشت، مثل صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، مس وآلومینیوم ویا این که بصورت صنایع مونتاژ زایده ای از اقتصاد امپریالیستی در تجدید تولید انحصارهای فراملیتی بود. در این رابطه بخش مهمی از اقتصاد کشاورزی کشور ما بصورت موسسات بزرگ کشت و صنعت در دست شرکت های خارجی بود. مقاطعه های بزرگ ساختمان های راه و سد سازی و تولید انرژی و مخابرات در اختیار شرکت های خارجی بود. همچنین قطعات و لوازم وسائط حمل و نقل هوایی و دریایی در وابستگی تام و تمام انحصارات خارجی قرار داشت. افزون بر این ارتش و تسلیحات ارتش هم دربست دراختیار انحصارهای امپریالیستی بود.
لازم به یادآوری است که پس از پیروزی انقلاب بهمن 57 مبارزه بر سر مسائل اقتصادی میان دو گرایش در جامعۀ ایران پدیدار گردید. مبارزۀ حزب تودۀ ایران از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب، برای ایجاد یک دگرگونی همه جانبه در جامعه و مبارزه برای پایان دادن به سلطۀ امپریالیسم و ریشه کن ساختن وابستگی اقتصادی میهن ما به امپریالیسم در جهت تامین استقلال اقتصادی بود.
در زمینۀ مبارزه میان دو گرایش باید یادآور شد، در آن مرحله از انقلاب، دولت موقت نمایندگان سیاسی بورژوازی لیبرال که می خواست در زمینۀ اقتصادی همان راه فلاکت بار سرمایه داری وابسته رژیم شاه را ادامه دهد. در نتیجۀ افشاگری ها و مبارزۀ پیگیر حزب تودۀ ایران و نیروهای مردمی انقلاب برای پایان دادن به وابستگی و تسلط امپریالیسم بر میهن ما و بویژه اسناد افشاگرانه ای که دانشجویان مسلمان پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران دربارۀ توطئه و نقش سرمایه داری لیبرال در زمینۀ هموار ساختن راه بازگشت وابستگی کشور ما به امپریالیسم منتشر کردند. دولت لیبرال ها از حاکمیت دولتی برکنار شد. بعد از آن نیروهای مذهبی راست گرا و ارتجاعی و هواداران غارتگری بی بندوبار سرمایه داری و طرفداران سلطۀ بخش خصوصی بر بخش دولتی و تعاونی در حاکمیت مانند گروه ها و دارودسته های مذهبی موتلفه، رسالت، حجتیه، تحت حمایت خمینی با بهره گیری از فتوای روحانیون مدافع نظام سرمایه داری، بدون هیچ گونه پابندی به قانون اساسی رژیم، با آزادی مطلق برای درهم شکستن تلاش های نیروهایی که خواستار تامین استقلال اقتصادی و اجرای قانون ملی کردن تجارت خارجی برای پایان بخشیدن به تسلط غارتگرانۀ بزرگ مالکان و کوتاه کردن دست تجار بزرگ غارتگر از راه ملی کردن تجارت خارجی و برقراری کنترل دولت بر توزیع داخلی بودند. با توسل به شیوه های تهمت و افترا و برچسب زدن به هر کس که مواضعشان را قبول نداشت، با زور در جهت پایمال کردن قانون ملی کردن تجارت خارجی تضمین شده در قانون اساسی رژیم عمل کردند. این اقدامات سرکوبگرانه نیروهای مذهبی راست گرا و قشری که مستقیماً زیر رهبری محافل حاکمه ارتجاعی انجام می شد. روند گسترش انقلاب میهن ما را سد کرد و در عمل میدان برای غارتگری و احتکار کلان سرمایه داران تجاری به طرز چشمگیر مساعد گردید.
پس از جریان طرد بنی صدر و لیبرال ها از حاکمیت که موجب تغییر تناسب نیروها به سود نیروهای ارتجاعی راست گرا درحاکمیت گردید. نیروهای ارتجاعی و روحانیون طرفدار سرمایه داری تجاری-صنعتی و بزرگ مالکان به سرکردگی خمینی با بدست گرفتن قدرت دولتی و قبضه کردن انحصاری حاکمیت، رژیم استبدادمذهبی قرون وسطایی را بر کشور حکمفرما ساختند و بدینسان رژیم استبدادمذهبی "ولایت فقیه"، با ادامه جنگ مخرب وسازش با کلان سرمایه داران وبزرگ مالکان و همدستی با دشمنان انقلاب و عمال امپریالیسم و عوامل سیا و ساواک به حزب تودۀ ایران که خواهان خاتمه دادن به جنگ میان ایران و عراق و پایان دادن به وابستگی های اقتصادی به انحصارهای امپریالیستی در جهت تحکیم استقلال همه جانبه و انجام دگرگونی های اجتماعی بنیادی به سود محرومان و زحمتکشان جامعه ما بود، یورش کرد.
در این میان دو جناح عمده در حاکمیت، یکی جناح محافظه کار خرده بورژوازی مانند گروه های خط امام و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دیگری جناح بورژوازی تجاری و بورژوازی بوروکراتیک، و گروه های پشت سر آنها مانند انحصارطلبان راست گرا و قشری و سازمان های سیاسی این جناح ضدانقلابی، هر دو با یورش به حزب تودۀ ایران موافق بودند.
یورش به حزب تودۀ ایران ستاد انقلابیون ایران هم با خواست و تمایل امپریالیست ها ارتباط داشت و هم به نبرد بر سر مسائل اقتصادی در جامعه ایران مربوط می شد. در واقع هدف خمینی و سران رژیم و محافل حاکمۀ ارتجاعی این بود که حزب تودۀ ایران را از عرصۀ سیاست جامعه ایران برکنار کنند و با حفظ و نگهداری نظام سرمایه داری وابسته به انحصارهای امپریالیستی در ایران و ادامۀ وابستگی ایران به کشورهای غرب و اتخاذ یک سیاست آشکار کمونیست ستیزی و شوروی ستیزی در ایران با آمریکا و غرب کنار آیند تا مناسبات گذشته برقرار شود.
درمورد برخورد فاشیستی ارگان های سرکوبگر رژیم با حزب ما به گفتۀ موسوی تبریزی، دادستان انقلاب اسلامی رژیم، ده هزار توده ای در شهرها و روستاهای ایران توقیف شدند. توده ای ها که خواست آنها آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی بود روانۀ زندان های رژیم شدند. گروهی را زیر شکنجه های قرون وسطایی کشتند و نظامیان توده ای را که در جنگ عادلانه علیه رژیم متجاوز صدام با فداکاری و از جان گذشتگی در راه دفاع از میهن می رزمیدن با زدن برچسب تهمت و افترا به جوخه های اعدام سپردند که خاطرۀ جاودان آنها در نزد مردم میهن ما تا به ابد زنده خواهد ماند.
پس از یورش وحشیانه رژیم به حزب تودۀ ایران و نیروهای مترقی و انقلابی، میدان برای جولاندهی نیروهای ارتجاعی و قشری طرفدار نظام سرمایه داری زیرپوشش اسلامی و ادامۀ غارتگری بزرگ مالکان و کلان سرمایه داران وتحکیم سلطۀ امپریالیسم برمیهن ما هموارگردید.
روحانیون حاکم با درپیش گرفتن سیاست ترور و اختناق و ادامۀ جنگ خانمانسوز عملاً در سمت گیری مخرب نسبت به ضروریات انقلاب و دگرگونی بنیادی اجتماعی قرارگرفتند و با این سمت گیری و نگاهداری نظام سرمایه داری و بزرگ مالکی همۀ وابستگی های اقتصادی کشور ما به امپریالیسم به صورت سابق باقی ماند و روند گسترش انقلاب میهن ما در جهت استقلال همه جانبه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و نظامی با شکست روبرو گردید.
این عملکرد خائنانه سران رژیم و روحانیون حاکم در واپس ماندگی اقتصادی-اجتماعی کشور ما نقش مهلکی داشت و وضع دشوار و بغرنج کنونی ناشی از موضع گیری نیروهای ارتجاعی و قشری در حاکمیت رژیم است.
بنابراین آنچه که امروز در کشور ما می گذرد بیانگر ژرفای وابستگی رژیم به انحصارهای امپریالیستی است و تعمیق این وابستگی پس از انقلاب محصول خیانت سران رژیم و روحانیون حاکم و در راس آنها خمینی، به مصالح عالی کشور ما و خلق ماست.
در لحظۀ کنونی رژیم "ولایت فقیه" به موازات یک رشته تحریم های اقتصادی، صنعتی، بازرگانی، پولی و مالی، از جمله قطع صدور کالاهای مورد نیاز به ایران که بالغ بر 6 هزار قلم کالا می شود و مسدود شدن سپرده های ارزی کشور و امتناع از خرید نفت ایران به علت اجرای قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل از طرف کشورهای اروپایی و ژاپن و دیگر کشورها، از یک سو با دشواری بسیار دست به گریبان است، از سوی دیگر با فشارهای روزافزون اقتصادی روبروست. در این زمینه مسئله نفت حساس ترین مسئله رژیم است که این مسئله موجب دغدغه خاطر روحانیون حاکم شده است. زیرا عمده ترین درآمد ایران از صدور نفت تامین می شود و فروش نفت نسبت به کل درآمد ایران 70 درصد درآمد ایران را تامین می کند که با ورود کالاهای خارجی به کشور ده ها میلیارد دلار، درآمد نفت به گاوصندوق های انحصارهای فراملیتی منتقل می گردد. به نوشتۀ روزنامه آلمانی "کلن اشتات انسایگر" 4/7/2012، در حال حاضر تقلیل صدور نفت ایران در وهلۀ نخست به کاهش درآمد ارزی رژیم بمیزان حدود 20 درصد از محل فروش نفت منجر شده است.
در شرایطی که رژیم "ولایت فقیه" با بحران اقتصادی و مالی روبروست، تولید صنعتی و کشاورزی کشور ما در ابتدایی ترین سطح قرار دارد. میلیونها انسان در ایران بیکارند و گرانی و فقر و بی خانمانی جامعه را فرا گرفته است و ادامۀ فشارهای اقتصادی آمریکا و متحدانش بر ایران، وضع اقتصادی ایران را مانند خوره از درون ضعیف و ناتوان خواهد ساخت و زمینه برای اقدامات و توطئه های امپریالیسم آماده تر خواهد شد. در چنین اوضاع و احوالی "ولی فقیه" رژیم از مصونیت رژیم در برابر تحریم های اقتصادی سخن می گوید. وقتی کشور ما دچار وابستگی شدید اقتصادی به انحصارهای امپریالیستی است و تشدید بحران ژرف اجتماعی-اقتصادی و تضادهای طبقاتی در جامعه در نتیجۀ وابسته بودن اقتصاد کشور به اقتصاد بازار سرمایه داری و انحصارهای فراملیتی است و درآمد کشور تا حدود 70 درصد به درآمد نفت اتکا دارد. درحالی که کشورما از علوفه دام و دانۀ طیور تا کالاهای مصرفی و نیمه ساخته و ماشین آلات مورد نیاز را از کشورهای رشد یافته صنعتی و خارج تامین می کند، حال با این وابستگی شدید اقتصادی کشور به انحصارهای فراملیتی و کشورهای امپریالیستی، چگونه می توان از مصونیت سخن بمیان آورد؟
اکنون تشدید فشار آمریکا و متحدانش بویژه در جهت تحریم نفت ایران است. آنها تمام کوشش خود را برای عملی کردن قطع صدور نفت بکار خواهند بست و شرایط را برای توطئه و تحمیل نظام سیاه خود به ملت ایران که جوابگوی خواست های آمریکا وهمدستانش در ایران و منطقه خلیج فارس باشد آماده می سازند.
حزب تودۀ ایران پس از انقلاب بهمن 57 برای شکوفایی اقتصاد کشور و تامین عدالت اجتماعی دربارۀ خطر وابستگی اقتصاد کشور ما به کشورهای امپریالیستی و تسلط نظام غارتگر سرمایه داری وابسته که در واقع متوجه استقلال ملی میهن ما بود، به همۀ نیروهای انقلابی در میهن ما هشدار داد. این هشدار حزب ما در شهریور 1361 با انتشار کتاب "سرنوشت انقلاب در گرو نظام اجتماعی-اقتصادی جمهوری اسلامی است" در شرایط دشوار مبارزه در معرض قضاوت عموم مردم قرار گرفت. خادمین سرمایه داری ایران در حاکمیت که مناسبات گذشته را پذیرفته بودند، به اعلام خطر حزب تودۀ ایران در زمینه پایان دادن به وابستگی اقتصادی با زندان، شکنجه و اعدام توده ای ها پاسخ دادند. با چنین روش سبعانه و غیرانسانی بود که نقشۀ احیای نظام سرمایه داری وابسته و بزرگ مالکی گذشته در ایران امکان پذیر شد و ساختار اقتصاد تک محصولی وابسته به درآمد نفت حفظ شد.
اینک به دنبال مسئله تحریم نفت، آنهایی که راه رشد سرمایه داری وابسته را به جامعه ما تحمیل کردند، سخت به وحشت و تزلزل افتاده اند و تحریم نفت خواب راحت را از این دشمنان توده های محروم جامعه ما سلب کرده است. عناصر مذهبی قشری، محافل حاکمه ارتجاعی درراس آنها روحانیون حاکم که مدعی پیاده کردن نظام نمونه اسلامی در کشور بودند، با شکست روبرو گشتند. آنها با وجود راه خیانتی که پیمودند زیانهای جبران ناپذیری به کشور کهنسال ما و مردم میهن ما به تاریخ و فرهنگ ایران و جنبش انقلابی کشور ما زده اند.
و اما دربارۀ تحریم نفت در مرحله ای که اکنون در آن قرار داریم، این تحریم در حالی است که رژیم هنوز دارای نیروی اقتصادی و نظامی است. ولی سرنوشت رژیم به این مسئله بستگی دارد. حزب تودۀ ایران در مرحله کنونی به مسئله تحریم نفت و نیز کاهش درآمد رژیم از فروش نفت بمثابه شیشه عمر رژیم که به وخامت فزایندۀ وضع در کشور ما منجر خواهد شد توجه داشته به همین سبب برای تامین عامل ذهنی در شرایط دشوار مبارزه و در این گذرگاه طوفان ضرورت سازماندهی انقلابی را در قبال تحول آتی جامعه ایران که نقش تجهیز کننده و پیش برنده مبارزات سیاسی و اجتماعی مردم را داشته باشد، مطرح می کند.
در زمینۀ جلوگیری از صدور نفت ایران، عمال امپریالیسم و نیروهای ارتجاعی یک چنین توهمی را دامن می زنند که گویا این امپریالیسم آمریکاست که سرنوشت ایران را تعیین خواهد کرد. حزب تودۀ ایران با این نظر مخالف است و معتقد است سرنوشت ایران را مردم ایران تعیین خواهند کرد. اگر چه عامل خارجی مانند عملکرد سیاست نواستعماری امپریالیسم با درنظرگرفتن وابستگی کشورما به انحصارهای فراملیتی، تاثیر آن در اثر فشار تحریم ها در ایجاد و تسریع روند فروپاشی رژیم دخالت دارد. ولی می توان گفت که چه بسا این تاثیر زمینه ای برای بوجود آوردن یک جریان ضدانقلاب بیانجامد که در این صورت شرایط مساعدی را برای انواع مداخلات خارجی که بالقوه می تواند سرچشمۀ به مخاطره افتادن تمامیت ارضی کشور ما و صلح و امنیت منطقه باشد، فراهم گردد.
حزب تودۀ ایران در این شرایط بحرانی کشور ما از همۀ نیروهایی که به استقلال و آزادی و ترقی ایران علاقمندند می طلبد در راه ایجاد جبهۀ مشترک نیروهای مردمی برای براندازی رژیم "ولایت فقیه" و مبارزه علیه مداخله و تهاجم امپریالیسم آمریکا به میهن ما گام برداشته و این امر ضرور را تحقق بخشند.        23/4/1391
مبارزان توده ای!
كشور ما در شرايط حساس و وضع فوق العاده ای قرار دارد. در اين اوضاع متلاطم برای پيشبرد امر تودهٔ مردم در هسته های مخفی حزبی متشكل شويد.

ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.

از ایران چه خبر
چوب واقعیت بر سر روحانیون حاکم فرود آمد
هنوز چهار هفته از تحریم صدور نفت و کاهش درآمدهای ارزی رژیم نگذشته که مقامات رسمی رژیم و روحانیون حاکم از جمله خامنه ای "ولی فقیه" رژیم با مصاحبه های خود و نعل وارونه زدن به دست و پا افتاده اند. سران رژیم و روحانیون حاکم و خود خامنه ای که تا دیروز مدافع تسلط نظام غارتگر سرمایه داری وابسته و محدود کردن بخش های دولتی وتعاونی دراقتصاد کشور بودند و به اعلام خطر حزب تودۀ ایران پس ازانقلاب درزمینۀ پایان دادن به وابستگی اقتصادی با زندان، شکنجه واعدام توده ایها پاسخ دادند. اینک به علت تعمیق این وابستگی آن هم، سی سال پس از انقلاب بهمن با مسائلی چون تحریم اقتصادی و فروپاشی ناشی از کاهش درآمد از فروش نفت روبرو شده اند.
در زمینۀ وابستگی رژیم به درآمد نفت، خامنه ای طبق اعتراف خود: تولید ثروت از طریق منابع تمام شدنی همچون نفت را خودفریبی می خواند ومی گوید:"خام فروشی دامی است که میراث سالهای متمادی قبل از انقلاب است ومتاسفانه کشور گرفتار آن شده است. و باید تلاش شود که ملت ایران از این (تله) نجات پیدا کند." (سایت خامنه ای 8/5/91)
به قول معروف، خرما را خورد و گفت شیرین است. آری نفت بمثابه عامل تشدید وابستگی که رژیم با آن روبروست مورد اعتراف "ولی فقیه" رژیم است. حال سوال اینجاست که آیا سران رژیم از پیامدهای وابستگی نظام "نمونه اسلامی" بردرآمد نفت بی خبر بودند؟ مگر سران رژیم نبودند که وعدۀ خودکفایی را در سایه اقتصاد اسلامی به مردم می دادند؟ آنچه که "ولی فقیه" رژیم، گرفتار شدن کشور و ملت ایران در تله می نامد، تشدید و تعمیق وابستگی اقتصادی و صنعتی کشور به انحصارهای فراملیتی وکشورهای امپریالیستی است. درواقع ادامه و تعمیق این وابستگی پس از انقلاب بهمن 57 محصول خیانت سران مرتجع رژیم و روحانیون حاکم به کشور و ملت ایران است. وقتی اقتصاد کشورما هم از لحاظ صدورنفت و هم از لحاظ خرید محصولات کشاورزی و مواد اولیه صنایع مونتاژ داخلی و ماشین آلات وابسته به انحصارهای فراملیتی است. حال با توجه به وابستگی شدید اقتصادی کشور ما به انحصارات امپریالیستی سران رژیم و روحانیون حاکم چگونه می خواهند کشور را از دام وابستگی نجات دهند؟ پس از گذشت چهار هفته از تحریم ها، اثرات فاجعه بار آن را می توان بر اقتصاد ورشکسته کشور ملاحظه کرد. کاهش 20 درصدی درآمد ارزی طی همین یک ماه گذشته، تاثیرات عمیق خود را در همۀ عرصه های اقتصادی بجا گذاشته است. اتخاذ تصمیماتی درزمینۀ قطع ارزمسافرتی، اختصاص عمده درآمد ارزی در جهت ذخیره کردن کالاهای اساسی برای سه ماه آینده، تعطیل شدن مراکز تولیدی باقیمانده در کشور که در پیوند با تجدید تولید مراکز صنعتی غرب هستند، همگی نشان از درماندگی و استیصال سران رژیم و روحانیون حاکم در قبال تحریم هاست. علیرغم دلگرمی و اظهارنظر "ولی فقیه" رژیم در جمع مسئولان و دست اندرکاران رژیم مبنی بر عبور از "گردنه یخبندان تحریم ها"، واقعیت های سرسخت اقتصادی خلاف این موعظه را نشان می دهد. "روزنامه جمهوری اسلامی، 10/5/91"، می نویسد: " 20 هزار تن پیاز به دلیل سوء مدیریت در دزفول از بین رفته است. به گزارش خبرگزاری مهر هم اکنون قیمت پیاز از کیلویی 200 تومان به 1400 تومان رسیده است. قیمت تمام شده پیاز 127 تومان است که از کشاورز به قیمت 90 تومان خریداری می شود. و یا به عنوان مشت نمونه خروار، می توان به مرغ 7000 تومانی اشاره کرد. تهرانی دبیرکل جبهۀ پایداری می گوید: "یک هفته مرغ نخوریم، آسمان به زمین نمی آید." (آفتاب 10/5/91)
احمدی نژاد دربارۀ گرانی مرغ می گوید: "مسئله گرانی مرغ یک مسئله زودگذر و قابل حل است." (آفتاب 9/5/91)
در این رابطه تعرفه واردات مرغ از خارج 10 تومان و گوشت قرمز 25 تومان اعلام شد. درواقع از "دولت ملی" و "رئیس جمهور منتخب" جز این هم برنمی آید. چون سیاست رژیم و دولت وابسته آن نیز در راستای سپردن تجارت خارجی به بخش خصوصی و پرداخت ارز به آنها برای تامین کالاهای صنعتی و کشاورزی اتخاذ می شود.
و یا در مراسم نماز جمعه مشهد، امام جمعه در توجیه سیاست رژیم در رابطه با بحران و گرانی می گوید: "مشهدی ها مگر اشکنه پیاز داغ را یادتان رفته و آن زندگی را فراموش کرده اید، مگر قرار است برنامه همان باشد که قبلا بوده است. وی گفت امکانات غذایی زندگی خودتان را تهیه کنید. بنا نیست که زندگی شما هر جور که قبلا می گذشته الان هم همان طور باشد." (آفتاب 6/5/91)
با این حرف های میان تهی نمی توان از پیامدهای ناشی از بحران اقتصادی-اجتماعی رژیم که نتیجۀ تضادهای نظام غارتگر سرمایه داری در جامعه است و ناگزیر به از هم پاشیدن روند تجدید تولید در سطح اقتصاد کشور منجر خواهد شد جلوگیری کرد.
از محسنات "ولایت فقیه"     
اصلاح طلبان در مقابل سد "ولایت فقیه" با طرح "شورای فقه" به اصطلاح شورایی کردن "ولی فقیه" را پیش کشیده اند. در این زمینه رئیسی یکی از جنایتکاران رژیم که در کشتار آزادیخواهان ایران شرکت داشته، به عنوان هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری رژیم، پاسخی صریح به طرح کنندگان "شورای فقه" می دهد که در این پاسخ می توان ماهیت واقعی استبداد "ولایت فقیه" و واهی بودن ادعای اصلاح طلبان را مبنی بر تفکیک قوا و حاکمیت قانون در رژیم دیکتاتوری "ولایت فقیه" را مشاهده کرد.
وی می گوید: "در کشوری که در راس آن ولی فقیه جامع الشرایط وجود دارد، بن بستی نداریم و در همۀ مسائلی که نیاز به اظهارنظر است ولی فقیه وجود دارد. حتی اگر روسای قوا نیز برداشتی از قانون داشته باشند ولی فقیه جامع الشرایط پاسخگوی همه مسائل خواهد بود." (خبرگزاری مهر 21/4/91)
نه بر مرده بر زنده باید گریست
سعیدی نماینده "ولی فقیه" در سپاه پاسداران در نماز جمعه تهران با اشاره به اهمیت سپاه و بسیج تصریح کرد: "ظهور امام زمان نیاز به 100 میلیون پاسدار و بسیجی آماده به خدمت دارد و این مسئولیت به عهدۀ فرمانده سپاه و نماینده ولی فقیه در سپاه است." (آفتاب 6/5/91)
چنین است گوشه ای از فهم و درک روحانیون حاکم در نظام کهنه مذهبی "ولایت فقیه".
رفقا و دوستان گرامی!
"مردم" ارگان تبلیغی و ترویجی حزب تودۀ ایران را در کشور پخش نمائید. پخش و تکثیر "مردم" در ایران یک وظیفه انقلابی است.