ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۷, سه‌شنبه

 
شماره 12 ، 1 آبان ماه 1391
احمد قره باغی
دربارۀ سیاست ماجراجویانه اتمی رژیم و پیامد تحریم ها در میهن ما

بحران عمیق اجتماعی-اقتصادی مانند زلزله رژیم استبداد مذهبی "ولایت فقیه" را از ریشه می لرزاند. این بحران پیش از آنکه نشانۀ فروپاشی نظام کهنه مذهبی قرون وسطایی و فرآیند رو به زوال آن باشد، محصول سیاست و عملکرد سران رژیم و روحانیون حاکم و گروه ها و دارودسته های مذهبی در جناح بندیهای حاکمیت است که با حفظ نظام منحط سرمایه داری وابسته رژیم شاه و ساختار اقتصاد تک محصولی وابسته به درآمد نفت و سوق دادن کشوربه راه سرمایه داری وابسته و تشدید هر چه بیشتر وابستگی کشور ما به انحصارهای امپریالیستی زیر پوشش "اقتصاد اسلامی" به یکی از هدف های عمده انقلاب بهمن 57 ، یعنی رهایی ملی و تامین استقلال واقعی کشور ما از سلطۀ سیاست نواستعماری امپریالیسم خیانت کرده اند و کشور ما را دچار بحران عمیق ساختاری و فاجعۀ وابستگی کنونی کردند.

دراینجا باید این نکته را یادآور شد که درآمد حاصل از فروش نفت نقش درجه اول در اقتصاد کشور ایفا می کند. در حال حاضر صدور نفت ایران از دو میلیون و صد هزار بشکه در روز به علت تحریم های شورای امنیت سازمان ملل به زیر یک میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.

بدینسان کاهش درآمد از محل فروش نفت، رژیم را با مشکلات عظیم اقتصادی و مالی روبرو کرده است. این کاهش درحالی است که صنایع کشور از لحاظ مواد خام اولیه، قطعات، ابزار یدکی، ماشین آلات و تکنولوژی وابسته به انحصارهای فراملیتی است و با تشدید تحریم ها دولت نمی تواند سهمیۀ ارزی صنایع کشور را برای خرید مواد اولیه از خارج فراهم کند و کاهش صدور نفت و تقلیل درآمد رژیم از فروش نفت، تاثیر مخربی در وضع صنایع و ساختار اقتصادی کشور بوجود آورده است که در شرایط کنونی ما شاهد ورشکستگی اقتصادی و صنایع موجود کشور هستیم.

هم اکنون تعمیق و تشدید بحران عمیق اجتماعی-اقتصادی رژیم موجب ورشکستگی اقتصادی،کاهش تولیدات صنعتی وکشاورزی، تعطیل شدن واحدهای صنعتی کشور، بیکاری، تورم فزاینده، گرانی و سیر صعودی قیمت ها و فقر و فلاکت میلیون ها ایرانی در جامعه گردیده است.

با در نظر گرفتن عوامل داخلی ذکر شده، اگر اوضاع بغرنج کنونی ایران را در ارتباط با اوضاع جهان در شرایط بحران سرمایه داری جهانی در نظر گیریم که دولت های امپریالیستی و انحصارهای فراملی برای سیادت خود بر منابع مواد خام و بر بازار فروش کالاهای صنعتی هر روز بر دامنۀ توطئه ها و مداخلات نظامی خود می افزایند و جنگ های محلی و منطقه ای را به سود کمپانی های انحصاری به کشورهای در حال رشد تحمیل می کنند. در این زمینه تجاوز آشکار پیمان نظامی ناتو به یوگسلاوی و سپس لیبی و اقدام آشکار به مسلح کردن باندهای جنایتکار برای تجاوز به سوریه و راه انداختن جنگ داخلی درآن کشور و کشتن مردم بی گناه به وسیله بمب گذاری های وحشیانه از راه دور در دمشق و دیگر شهرهای بزرگ، برای ایجاد یک حکومت "امارات اسلامی" در سوریه، و نیز اقدامات امپریالیسم آمریکا در خاورمیانه و مانور ناوگان جنگی 30 کشور با ناوگان آمریکا در آبهای خلیج فارس در شهریور ماه امسال و از آن جمله برافروختن آتش جنگ خانمانسوز ایران و عراق، نمونه توطئه ها و مداخلات نظامی دولتهای امپریالیستی و ارتجاع جهانی را نشان می دهد. حال در چنین شرایط و زمینه ای و با وابستگی شدید اقتصادی وصنعتی کشور ما به کشورهای امپریالیستی و انحصارهای فراملیتی و نیز دشواری های ناشی از تحریم های اقتصادی و کاهش صدورنفت و ورشکست مالی رژیم و به ویژه بحران عمیق ساختاری که این بحران کلیه عرصه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، فرهنگی و نظامی را دربرمی گیرد و چنانکه گفتیم در شرایط کنونی سهم نفت در درآمد ملی در مقایسه با مجموعۀ رشته های عمده اقتصاد شامل صنایع، کشاورزی، خدمات نقش درجه اول در اقتصاد کشور دارد و این در حالی است که از یکسو صدور نفت رو به کاهش است و از سوی دیگر تقریباً کلیه رشته های صنعتی موجود کشور وابسته به مواد خام وارداتی و قطعات یدکی از کشورهای خارج هستند. افزون بر این وقتی رژیم فاقد برنامۀ مدون برای رشد تولید کشاورزی است و با افزایش مستمر واردات محصولات کشاورزی از خارج ضربۀ مهلکی به اقتصاد کشاورزی کشور ما وارد آورده است. کشور ما که محصولاتی از قبیل گندم و جو، علوفه، برنج، روغن نباتی، شکر و چای، گوشت سفید و قرمز و حبوبات و غیره را از کشورهای خارج وارد می کند و رژیم سالیانه مبالغ هنگفتی از فروش نفت صرف واردات محصولات کشاورزی می کند. چگونه می تواند با ادامۀ تحریم ها، محصولات کشاورزی و غذایی مورد نیاز کشور را تامین کند؟

در شرایط رژیم ترور و اختناق حاکم که کشور ما دچار بحران عمیق ساختاری است و با قطع صدور نفت و گاز و فرآورده های پتروشیمی، کشورما با چنان فاجعه ای روبرو می شود که ابعاد مخاطرات آن برای استقلال و تمامیت ارضی کشور قابل پیش بینی نیست. درست به همین علت لازم است به فعالیت های اتمی رژیم پایان داده شود تا بهانه امپریالیسم و ارتجاع منطقه را عقیم ساخت.

سیاست اتمی رژیم و موضع روحانیون حاکم

در شرایط کنونی رژیم "ولایت فقیه" با در پیش گرفتن سیاست ماجراجویانه غنی سازی اتمی و عدم اجرای قطعنامه های آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل، زمینه را برای توطئه های روزافزون امپریالیسم آماده تر خواهد ساخت. آیا در چنین شرایطی غنی سازی اتمی برای کشور ما لازم است؟      به نظر ما نه.

این ثمرۀ سیاست ماجراجویانه سران و محافل حاکمه ارتجاعی رژیم است و اصرار در ادامۀ آن نه تنها تحریم ها را قدم به قدم عمیق تر و مصائب مردم میهن ما را بیشتر خواهد کرد بلکه کشور ما را به فاجعه هولناکی خواهد کشید. زیرا پیامدهای تحریم ها موجب تورم و سیر صعودی قیمت ها و کاهش سریع زندگی مردم و تشدید فقر محرومان جامعه می شود. سران رژیم و محافل حاکمه ارتجاعی که به گمان خود می خواستند برای حفظ منافع طبقات حاکم و بقای نظام غارتگر و جنایت بار خویش به سلاح اتمی دست یابند، عملاً در راهی افتادند که بهیچ وجه صحنۀ دلخواه آنها نبود و به حکم راه و روش قشری خود در عمل به مصداق معروف "به دست خود به ریش خود آتش زد" مبتلا شدن. در چنین اوضاع و احوالی سران رژیم از استفاده انرژی اتمی برای تهیه سوخت نیروگاه اتمی سخن می گویند. ولی رژیم برای تهیه اورانیوم غنی شده نخست پنهانی مبادرت به اقدام آن کرد که این اقدام رژیم نقض آشکار مقررات آژانس بین المللی اتمی سازمان ملل بود. سران رژیم با وجود اینکه منکر ساخت سلاح اتمی هستند، ولی با عدم قبول قطعنامه های شورای امنیت، ادعای خود را زیر علامت سوال می برند. رژیم برای توجیح اقدام خود با شیوۀ سفسطه بافی به عنوان فتوای مذهبی "ولی فقیه" تهیه بمب اتمی را حرام اعلام کرد. حال گردانندگان دستگاه دولتی رژیم انتظار دارند، نمایندگان کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل به فتوای "ولی فقیه" رژیم باور کنند.

از جانب دیگر روحانیون و محافل حاکمۀ رژیم در جهت نزدیکی به امپریالیسم آمریکا مسئله تضمین رژیم و حفظ حاکمیت خود را مطرح می کنند. به نظر ما چنین موضع گیری در سیاست جهانی در مورد توقف غنی سازی اتمی به انزوای هر چه بیشتر رژیم می انجامد و تاثیر دیگری نمی تواند داشته باشد. اکنون که سران مرتجع رژیم و روحانیون حاکم نتوانستند به هدف های اتمی خود برسند باید شمشیر چوبی خود را به کنار بگذارند و قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل را اجرا کنند.

با این وضعی که اکنون بر جامعه حاکم است روحانیون حاکم با طرح ضرورت دفاع از اسلام مسئله عدم تسلیم را پیش می کشند. به عقیده آنها ادامه مقاومت می تواند از اقدام های آمریکا و کشورهای اروپایی ممانعت بعمل آورد. اما این تلاش با در نظر گرفتن وابستگی شدید کشور ما به کشورهای امپریالیستی و نیز معضلات اجتماعی-اقتصادی موجود کشور، نمی تواند مانع استفاده امپریالیسم جهانی از اهرم های سیاسی-اقتصادی گردد و این در حالی است که نه تنها کشورهای امپریالیستی بلکه دولت های روس و چین با دستیابی رژیم به سلاح اتمی موافق نیستند.

آنچه در شرایط کنونی باید بدان توجه کرد، طرز برخورد روحانیون حاکم به این موضوع است. حمله نظامی آمریکا به عراق همچنین اقدامات تهاجمی کشورهای امپریالیستی عضو پیمان نظامی ناتو به لیبی موجب وحشت روحانیون در برخورد با حاکمیت آنها در کشور ما شده است. از این رو عدم تمکین به قطعنامه های آژانس بین المللی اتمی و شورای امنیت را باید از این زاویه مورد بررسی قرار داد.

اقدامات مداخله گرانه از جانب کشورهای امپریالیستی و هجوم پیمان نظامی ناتو به لیبی خطری که حاکمیت آنان را تهدید می کند را تشدید کرد و بویژه خامنه ای بعداز این اقدام کشورهای امپریالیستی علیه لیبی در مشهد گفت: "قذافی با تعطیل برنامه هسته ای و برچیدن تاسیسات هسته ای و انتقال آن با کشتی به خارج لیبی اشتباه کرد." به نظر می رسد این سخنان رسمی "ولی فقیه" رژیم مسایل اتمی رژیم را آنچنان که باید روشن می کند. در پس این سخنان مواضع "ولی فقیه" نهفته است. در این زمینه صحبت از عملکرد و اشتباه قذافی برای پایان دادن به فعالیت اتمی خود و انطباق آن با برنامه اتمی رژیم در درون هیات حاکمه نیز از این دید ناشی می گردد. به نظر قشریون حاکم سیاست "استکبار جهانی" برای پایان دادن به برنامه غنی سازی اتمی به دخالت در کشور و لزوم اجرای مفاد جهانی حقوق بشر و سپس به برکناری روحانیون از حاکمیت می گردد.

خلاصه کلام، روحانیون مخالف اجرای قطعنامه های آژانس بین المللی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل هستند. اما این وضع نمی تواند در درازمدت ادامه داشته باشد. آنچه مورد نظر روحانیون حاکم بوده و هست و خامنه ای آن را مطرح کرده است که "ذات استکبار با اسلام جور درنمی آید. آنها در مخالفت با اسلام دست بردار نخواهند بود. فردا موضوع حقوق بشر را مطرح می کنند و سپس خارج کردن روحانیون از صحنه سیاسی و بازگرداندن به مساجد را مطرح می سازند. تازه اگر در مساجد هم راحت بگذارند" و از این نتیجه می گیرند، پس نباید تسلیم شد. به همین دلیل وحشت روحانیون از گرفتار شدن به سرنوشت صدام و قذافی می تواند در مخالفت آنها تاثیر داشته باشد. در حالیکه راه علاج فراروی رژیم قرارندارد و جلوگیری از روند فروپاشی رژیم در دراز مدت ممکن نیست. با این حال روحانیون حاکم بی مهابا به تشدید چنین روندی دامن می زنند.

شعار پایان دادن به فعالیت های اتمی رژیم در میهن ما

حزب ما سیاست خود را درهمۀ زمینه ها با درنظرگرفتن منافع خلق ها و زحمتکشان ایران تعیین می کند. چنانکه مشاهده می شود، شعار پایان دادن به فعالیت های اتمی رژیم "ولایت فقیه" که برای تامین صلح و امنیت جامعه در شرایط کشور ما، در "مردم" ارگان تبلیغی و ترویجی حزب تودۀ ایران انتشار یافته است با منافع و خواست اکثریت خلق یعنی کارگران و زحمتکشان مطابقت دارد.

فعالیت های اتمی رژیم "ولایت فقیه" افکار را نه تنها در داخل کشور بلکه خارج از آن نیز بخود مشغول داشته است. اگر تلاش رژیم برای دستیابی به جنگ افزار اتمی را علت عمده این توجه بدانیم، می توان گفت آنچه که در زمینۀ فعالیت های اتمی و آزمایش موشکی رژیم در کشور ما روی دهد، بلافاصله تاثیر معینی در عرصه جهانی خواهد داشت. بنابراین درشرایط اوضاع سیاسی کشوروجهان، شعارمرحله ای حزب ما نیز اهمیت زیادی دارد. محتوی این شعار ماهیت و عملکرد رژیم "ولایت فقیه" را مدنظر دارد. آنچه امروز در معرض قضاوت توده های زحمتکش قرار دارد سیاست و عملکرد رژیم "ولایت فقیه" است. فعالیت های غنی سازی اتمی رژیم که سران رژیم مدتها در خفا مبادرت به انجام آن کردند، چه هدفی را تعقیب می کرد؟
شواهد گوناگون حاکی از آن می باشند که هدف عبارت بود تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی. علیرغم تبلیغات سوئی که از طرف دست اندرکاران برنامه اتمی رژیم جریان داشت. امروزماهیت عملکرد رژیم حاکم که برای حفظ موجودیت خود و منافع پلید طبقات حاکم ارتجاعی می کوشد تا دستیابی به سلاح اتمی را در دستورکار قرار دهد، بیش از پیش عیان گردیده است. بویژه اینکه اکنون دیگر ادعای رژیم مبنی بر استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای اعتبار خود را درعمل از دست داده است. حتی کسانی که تحت تاثیر بینش ناسیونالیستی خرده بورژوازی خود با ساده لوحی فریب تبلیغات رژیم را خورده بودند و با اظهارات خود سعی در توجیه افکار داشتند که برنامه غنی سازی رژیم همسان ملی شدن نفت ایران است!! این گفته ناشی از بی اطلاعی این عناصر از جنبش ملی شدن نفت بوده و برای توجیه برنامه های اتمی رژیم متوسل به آن شده اند.
موضع حزب تودۀ ایران دربارۀ برنامه های اتمی رژیم "ولایت فقیه"
حزب تودۀ ایران در اسناد پلنوم شانزدهم موضع اصولی خود را دربارۀ الغای کلیه قراردادهای ایجاد نیروگاه های هسته ای در کشور اعلام داشته است. از جمله با توجه به این واقعیت حزب ما خواهان پایان دادن به فعالیت های اتمی رژیم "ولایت فقیه" است و ادامۀ آن را نه تنها مباین با مصالح ملی مردم ایران بلکه بمثابۀ عامل تشدید تشنج در منطقه خاورمیانه ارزیابی می کند.
همچنانکه در برنامه حزب ما آمده مبارزه در زمینۀ منع گسترش سلاح های اتمی و محدود ساختن تسلیحات اتمی، پیکار در راه صلح برای تامین امنیت کارگران و زحمتکشان و زندگی بدون جنگ و صلح آمیز از وظایف حزب تودۀ ایران بوده و هست و حزب ما همیشه در راه صلح مبارزه کرده و خواهد کرد. باید خاطرنشان ساخت در برخورد به مسائل اتمی رژیم ماهیت رژیم مورد توجه ماست. با در نظر گرفتن ماهیت و عملکرد رژیم که با توسل به سرکوب و اختناق به موجودیت خود ادامه می دهد و سیاست و عملکرد رژیم با منافع و خواست های اکثریت خلق یعنی کارگران و زحمتکشان در تضاد است و از سوی دیگر هیئت حاکمه رژیم مخالف پایان دادن به برنامه های اتمی خود هستند. طبیعی است که با در نظر گرفتن تجربۀ گذشته و واقعیات موجود دربارۀ ماهیت برنامه های اتمی رژیم، حزب ما با اقدام های محافل حاکم ارتجاعی در تهیه جنگ افزار اتمی مخالف است.
از این دیدگاه هدف از ترویج و تبلیغ این شعار در شرایط ویژه کنونی نجات کشوراز نابودی براثرجنگ افزارهای نابودکننده موشکی- لیزری و کامپیوتری است. این شعار روی متوقف ساختن فعالیت های اتمی رژیم و حل مسئله اتمی از طریق آژانس بین المللی اتمی سازمان ملل برای کاهش تشنج در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس و تامین امنیت و صلح جهانی تکیه می کند. درچنین اوضاع و احوالی که سران رژیم در زمینۀ برنامه اتمی خود سیاست عدم اجرای قطعنامه های آژانس بین المللی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل را در پیش گرفته اند. این تلاش زیانبار سران رژیم زمینه را برای تهاجم نظامی امپریالیسم در عصر سلاح های نابود کنندۀ هسته ای-لیزری کامپیوتری و نیز انواع مداخلات خارجی به کشور ما فراهم می کند.
امپریالیسم جهانی و در پیشاپیش آنها امپریالیسم آمریکا باتفاق متحدانش دولت اسرائیل و حکومت های ارتجاعی منطقه می کوشد با سوءاستفاده از روش های قشری گری محافل ارتجاعی حاکم، کشور ما را ازطریق تحریم های اقتصادی و بازرگانی ومالی در چارچوب سیاست جهانی خود محصور کند و در این میان از نیروهای سازشکار و برخی افراد و گروه ها در داخل و خارج کشور بهره گیری کند و یا از طریق تهاجم نظامی، فاجعه ای بسی شوم تر از فاجعۀ جنگ با عراق را در ایران تجدید کند و منابع و تاسیسات صنعتی و اقتصادی کشور ما را نابود سازد. در زمینۀ غنی سازی اکنون که اختلاف میان حامیان ادامه غنی سازی و توقف آن حتی در حاکمیت در جریان است. این سیاست رژیم به تشدید تضادهای اجتماعی و سیاسی در جامعه می انجامد.
در چنین وضعی طیف وسیع از نیروهای خواهان توقف فعالیت های اتمی رژیم می توانند جبهۀ میهنی در راه پایان دادن به فعالیت های اتمی رژیم علیه ماجراجویی سران رژیم و جنگ افروزی امپریالیسم را تشکیل دهند. اگر این جبهه نتواند از تمامی نیروهای خود بهره گیری کند، نیروهای مذهبی قشری در راس آنها روحانیون حاکم زیان های جبران ناپذیری را به میهن ما وارد می کنند.      24/7/1391

ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.

با حاشا کردن واقعیت راه بجائی نمی توان برد        
نشریه "راه توده" (شماره 375، 27 شهریورماه 91) تحت عنوان نظر "عموئی" نوشته ای را منتشر ساخته است. سوال در اینجا است که نویسنده در پس این تناقض گویی و ابهام چه چیزی را پنهان می کند. نویسنده این نوشته با سردرگمی برای اقامه دلیل با نقل قول از محمدعلی عموئی شاهد می آورد تا با طرح ادعای خود وانمود کند، گفتۀ خانم آذر جوانشیر درباره مواجه دادن علیرضا خدایی با همسرش (رفیق جوانشیر) در زندان رژیم توسط مامورین اطلاعاتی رژیم غیرواقعی است. ولی این تلاش جز رسوایی بیشتر نتیجه ای ببارنخواهد آورد. درمورد روبرو نمودن نامبرده با رفیق جوانشیر در زندان رژیم، همچنانکه اظهارات تلویحی نامبرده در سایت "پیک نت" نشان می دهد. وی در جریان یورش رژیم به حزب از دستگیری خود سخن نمی گوید و از ایران به افغانستان می رود و درتمام مدت اقامت خود درافعانستان و شوروی سابق دراین باره سکوت مطلق می کند. تا اینکه این واقعیت عیان می شود. بعد از این رسوایی و تابلو شدن وی، نامبرده برای گریز از واقعیت به انکار قضیه و فریبکاری متوسل می شود تا آنچه را که دیگر همه می دانند دروغ جلوه گر سازد.    چرا؟    برای اینکه هواداری دروغین خود با حزب تودۀ ایران را زیر لفافه حمایت از حزب، علیه برنامه و خط مشی سیاسی ومواضع اساسی آن، ادامه دهد. اینک نامبرده و شرکاء در این بازار آشفته سیاسی کنونی، یک دکان و دستگاه تبلیغاتی باز کرده اند و متاع جعلی برای سردرگمی در نیروهای ضد رژیم عرضه می کنند.
آنها پس از یورش وحشیانه رژیم به حزب تودۀ ایران و خیانت سران رژیم و روحانیون حاکم به آماج های انقلاب مردم ایران به دنباله روی جناحی از حاکمیت رژیم "ولایت فقیه" به سرکردگی "رفسنجانی" افتاده اند تا وظیفه خود را که جدا از خواست تودۀ مردم و در تضاد با واقعیت های عینی جامعه ماست، اجرا کنند.
این چند سطر برای نشان دادن سیمای واقعی نویسندگان "پیک نت" و شیوه عمل این نشریه که برای اثبات ادعاهایش دلیل قابل اتکایی پیدا نمی کند و نیز درعین حال پاسخی است به آنانی که با حزب تودۀ ایران صادق نبودند و تصور می کنند با سفسطه می توان حقایق را وارونه جلوه گر ساخت.
مبارزان توده ای!
كشور ما در شرايط حساس و وضع فوق العاده ای قرار دارد. در اين اوضاع متلاطم برای پيشبرد امر تودهٔ مردم در هسته های مخفی حزبی متشكل شويد.

از ایران چه خبر

در پاسخ به پیشنهاد خانم کلینتون وزیر خارجه آمریکا مبنی بر توقف برنامه اتمی و برداشتن فوری تحریم ها، خامنه ای در استان خراسان شمالی نظر خود دربارۀ اجرای قطعنامه های آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت را تکرار کرد و گفت:
"آنها به دروغ می گویند که اگر ملت ایران از انرژی هسته ای صرفنظر کند، تحریم ها برداشته می شود.... آنها با اسلام دشمنی دارند."    (جمهوری اسلامی 20/7/1391)
بدین سان خامنه ای موضع خود را عیان می سازد. این موضع گیری به تشدید تحریم ها منجر خواهد شد و با تشدید تحریم ها اختلاف و نارضایی مردم از رژیم شدت می گیرد. در کشور ما نمایندگان طبقات ارتجاعی کلان سرمایه داران و بزرگ مالکان و در راس آنها "ولی فقیه" و روحانیون حاکم نقش تعیین کننده را در سیاست گذاری دارند. بنابراین منافع خلق در تضاد با روبنای قرون وسطایی استبداد مذهبی قرار دارد و حل این تضاد با خاتمه دادن به رژیم "ولایت فقیه" قابل حل است.
·   کمبود گندم در کشور
"به گفته وزیر سابق کشاورزی، اکنون سازمان غله 5/6 میلیون تن گندم وارد کشور می کند که این خود دلیل کاهش تولید است و یکی از دلیل اصلی آن هم کمبود کود شیمیایی است و 60 الی 70 درصد عامل کاهش تولید را شامل می شود." (جمهوری اسلامی 19/7/91)
·   "دومین مرحله اجرای هدفمندی یارانه ها با تصویت یک فوریت در مجلس متوقف شد."    (جمهوری اسلامی 23/7/91)
دولت ازطریق افزایش قیمت سوخت (شامل گاز،بنزین،گازوئیل و آب و برق) و فروش ارز، پرداخت یارانه های نقدی را تامین می کرده است. به گفتۀ فرزین سخنگوی اقتصادی "دولت ملی" احمدی نژاد "رئیس جمهور منتخب ملت" کل مبلغ پرداختی سال گذشته 76 هزار میلیارد تومان بوده است که 45 هزار میلیارد تومان از محل افزایش قیمت سوخت و 21 هزارمیلیاردتومان حاصل ازفروش ارز می باشد.
·   غارت کشور به اسم صادرات
به گزارش خبرنگار بازتاب:  "در هفته های اخیر با افزایش قیمت دلار، تعداد زیادی از شرکت های خصوصی و به ظاهر خصوصی اقدام به خرید انبوه کالاهای مختلف از شکر، روغن، برنج، گندم، جو، تا مواد خوراکی و سایر محصولات کرده اند تا آن را به سایر کشورها، به ویژه عراق صادر کنند."   (سایت بازتاب 23/7/91)
ملاحظه می کنید چه هرج و مرجی بر کشور حاکم است که حتی سایت سرکار استوار سبزوار رضایی دبیر شورای مصلحت نظام هم آن را مطرح می کند. آقای سرکار استوار فراموش کرده است که این غارت در واقع اجرای "لایحه تعیین شیوه و حدود فعالیت بخش خصوصی" با استناد به "اسلام فقاهتی" و فقه سنتی از مشخصه های اقتصاد اسلامی است که در مجلس تصویب شده است و تا دیروز آقای سرکار استوار با تمسک به دین و شرع برای اجرایش دندان تیز  گرازی خود را نشان می داد.

رفقا و دوستان گرامی!
"مردم" ارگان تبلیغی و ترویجی حزب تودۀ ایران را در کشور پخش نمائید. پخش و تکثیر "مردم" در ایران یک وظیفه انقلابی است.