ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۱۹, جمعه

شماره 16 ، 10 مهر ماه 1392
به‌مناسبت هفتادودومین سال تاسیس حزب تودۀ ایران
در زمینۀ مبارزات حزب ما در طی این مدت طولانی به طور مختصر اشاره کنیم. در ادامۀ فعالیت سوسیال دموکراسی ایران در جنبش مشروطه و سپس جنبش‌های پس از انقلاب اکتبر در کشور ما، فعالیت حزب کمونیست ایران در تابستان سال 1299 در شرایطی بسیار دشوار علیه استعمار و ارتجاع آغاز گردید. به دنبال پایان فعالیت حزب کمونیست ایران و گروه ارانی، حزب تودۀ ایران بمثابه وارث حزب کمونیست ایران و گروه ارانی در 10 مهرماه سال 1320 در شرایط سخت جنگ دوم جهانی فعالیت انقلابی خود را در جبهه‌ای گسترده از مسایل اجتماعی و سیاسی آغاز کرد.
حزب تودۀ ایران در نخستین برنامۀ خود مبارزه با استعمار و تأمین استقلال کشور، انجام اصلاحات ارضی، نبرد با فاشیسم، محو استبداد و تأمین آزادی‌های دموکراتیک را مطرح کرد و درراه اجرای آن کوشید. حزب تودۀ ایران از نخستین روز پیدایش خود اندیشه‌های سوسیالیسم علمی را در مقیاس کشور ترویج کرده و کارگران و زحمتکشان را در جریان نبرد با اندیشه‌های مارکسیستی آشنا کرده است.
در این دوران‌های تاریخ میهن ما، از دوران فعالیت حزب کمونیست ایران و گروه ارانی و سپس دوران فعالیت حزب تودۀ ایران، مبارزات پیروان سوسیالیسم علمی، مبارزان راه استقلال، آزادی و پیشرفت اجتماعی در ایران صفحات زرینی بر تاریخ کهنسال کشور ما که مهد نبردهای حماسه‌آمیز خلق‌های میهن‌مان علیه ستمگران است افزودند که در تاریخ کشور ما بی‌همتاست.
حزب تودۀ ایران در نبرد تاریخی خلق‌های ایران علیه استعمار و ارتجاع، استثمار و عقب‌ماندگی سهم بسزایی داشته و همیشه در صفوف اول جنبش انقلابی ایران گام برداشته است.
در این شرایط که وظایف سنگینی در برابر اعضاء حزب و مبارزان توده‌ای قرار دارد. حزب تودۀ ایران با توجه به ضرورت عامل ذهنی برای پیروزی جنبش انقلابی ایران و با توجه به اهمیت مراعات موازین پنهان‌کاری و هوشیاری در اجرای مشی سازمانی عدم تمرکز در درون کشور، برای اعضاء حزب و مبارزان توده‌ای در اجرا وظایف دشوار خویش آرزوی موفقیت دارد.
ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.
در راه صلح علیه جنگ مبارزه کنیم
موسویان یکی از افراد تیم مذاکره کننده هسته‌ای رژیم در مصاحبه با  نشریه (July 09,2013  The Cairo Review)  تهیه بمب اتمی و خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های اتمی را تبلیغ می‌کند. او در مخالفت با پایان دادن به برنامه‌های اتمی رژیم چنین اظهار عقیده می‌کند:
"خروج از پیمان‌ نامه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان.پی.تی) گزینه‌ای شده که به صورت فزاینده‌ای در حلقه‌های تصمیم‌گیری کشور،(ایران) جذاب به نظر می‌رسد."
نامبرده طولانی شدن مدت مذاکرات را فرصتی برای ساختن بمب اتمی می‌داند که می‌توان از آن به‌ عنوان "ابزاری جهت حل مسالمت‌آمیز بحران اتمی استفاده کرد."
وی در مصاحبه خود به منافعی که از بابت ساختن بمب اتمی نصیب رژیم می‌شود اشاره می‌کند و می‌گوید:
"پایان دادن به سیاست تغییر رژیم (ایران) توسط ایالات متحده آمریکا، تحت فشار قرار دادن آمریکا برای به رسمیت شناختن حق ایران برای غنی‌سازی و پایان دادن به این خیال آمریکا که ایران تنها به غنی‌سازی 5 درصدی اکتفا خواهد کرد، متقاعد کردن غرب به برداشتن تحریم‌ها در مقابل عدم استفاده از بمب اتمی و درک تئوری «نابودی تضمین شده دو طرفه» که "کنت والتز" آن را مطرح کرده است و نیز دربارۀ بمب‌های اتمی اسرائیل این طور اظهار عقیده می‌کند که: "فشار به اسرائیل برای قبول کردن خاورمیانه‌ای عاری از سلاح‌های اتمی و دیگر سلاح‌های کشتار جمعی و ایجاد یک توازن استراتژیک امکان جنگ در خاورمیانه را کاهش می‌دهد."
ملاحظه می‌کنید چه کسانی به عنوان نمایندۀ سیاست خارجی رژیم در مسائل مربوط به سرنوشت کشور چگونه موضع‌گیری می‌کنند و با این گونه ترهات ضرورت حل مسائل حاد در کشورمان را از دیدگاه خیال‌پرستانه و ماجراجویانه مورد ارزیابی قرار می‌دهند. در شرایطی که میهن ما طی یکسال گذشته بر اثر تحریم‌های اقتصادی و مالی و بانکی شورای امنیت به علت عدم اجرای قطعنامه‌های آژانس بین‌المللی و شورای امنیت سازمان ملل از جانب رژیم متحمل زیان‌های سنگین شده است. طرح مواضعی از این دست به مصداق صداهایی که از تیمارستان برمی‌خیزد، می‌تواند زمینه را برای ایجاد محیط تشنج در منطقه خلیج فارس فراهم کند و تبعات غیرقابل پیش‌بینی برای کشور و مردم میهن ما به همراه داشته باشد.
در مورد ایجاد یک "توازن استراتژیک" در خاورمیانه و دستیابی به سلاح اتمی که این آقای نظریه‌پرداز رژیم مطرح می‌کند، این توازن باید از طریق مسابقه تسلیحاتی با قدرت‌های بزرگ مانند آمریکا و پیمان نظامی "ناتو" باشد. سوال این است، در حال حاضر برای رسیدن به این مقصد کدام از کشورها قادر به ایجاد توازن در خاورمیانه خواهند بود؟ کشورهای عربی در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس و در افریقا، ترکیه، ایران و یا پاکستان دارای بمب اتمی اسلامی تلاش می‌کنند تا توازن استراتژیک در منطقه خاورمیانه را در مقابل اسرائیل که دارای بیش از دویست بمب اتمی است، ایجاد کنند. استدلالی که در این زمینه نامبرده مطرح می‌کند چنین است: خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های اتمی و تهیه بمب اتمی!! این نظر که بمثابه تظاهر اندیشه منسوخ و کهنه شده است، نشان‌دهندۀ تمایلات در بخشی از محافل حاکمه رژیم برای دستیابی به سلاح اتمی است.
برخلاف آنچه وی دربارۀ ایجاد توازن استراتژیک آنهم در عصر انباشت سلاح‌های نابودکننده هسته‌ای ترسیم می‌کند. چنانکه می‌بینیم دولت اسرائیل نه تنها قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل را از سال 1948 تا بحال اجرا نکرده و نمی‌کند بلکه مرزهای مشخص و تعیین شده بین‌المللی را هم قبول ندارد تا چه رسد به اینکه به منطقه آزاد از سلاح‌های اتمی و شیمیایی در جهت تقویت روند تشنج‌زدایی و کاهش وخامت در منطقه تن در دهد.
همانطور که می‌دانیم از جنگ اول جهانی آتش جنگ در خاورمیانه به علت دسیسه‌های امپریالیسم برای دستیابی به منابع نفت و گاز کشورهای منطقه شعله‌ور است. اینکه با تسلیح کشورهای جهان به سلاح اتمی خطر بروز جنگ کاهش می‌یابد. حزب تودۀ ایران با این نظر مائوئیستی موافقت ندارد. درست برعکس تولید و انباشت سلاح‌های هسته‌ای صلح و امنیت در جهان را به مخاطره می‌اندازد. حزب تودۀ ایران همراه با محافل صلح‌دوست جهان و همۀ مبارزان راه صلح خواهان منع تولید و تکثیر سلاح‌های کشتار جمعی اعم از هسته‌ای و غیرهسته‌ای و از بین بردن سلاح‌های هسته‌ای و شیمیایی و میکروبی است. باید گفت نظریه‌پرداز رژیم توسعه مسابقه تسلیحاتی و تشنج‌افروزی در جهت تقویت نیروهای ارتجاعی در منطقه خاورمیانه را به سود انحصارهای نظامی-صنعتی سازندۀ جنگ‌افزار تبلیغ می‌کند و این در حالی است که امپریالیسم آمریکا و متحدانش با تمرکز نیروهای نظامی در منطقه خلیج فارس و مانورهای نظامی عملاً خلیج فارس را به اشغال نظامی درآورده‌اند و اسرائیل مدام از حمله نظامی به ایران سخن می‌گوید. این تصور که گویا با امتناع از پیمان (ان.پی.تی) و ساختن و تهیه بمب اتمی می‌توان از موضع قدرت با آمریکا برخورد کرد، تصوری خیال‌پرستانه و از مخیله بیمار کسانی نشات می‌گیرد که با افکار واپس‌گرایانه و ماجراجویانه با ادامه دادن به جنگ امپریالیسم برافروخته ایران و عراق مردم میهن ما را در جنگ خانمانسوز اسیر کردند و زیان‌های جبران‌ناپذیری را به کشور و مردم میهن ما وارد ساختند که اگر پس از هشدارهای حزب تودۀ ایران درباره توقف و پایان دادن به جنگ پس از بیرون راندن نیروهای نظامی اشغالگر عراق از خاک ایران به جنگ پایان داده می‌شد، پی‌آمدهای مخرب جنگ آن چنان وحشت‌زا نمی‌بود.
حزب تودۀ ایران خواهان پایان دادن به جنگ و توقف ادامۀ جنگ بود. در آن شرایط که حزب تودۀ ایران ضرورت صلح عادلانه و حل مسالمت‌آمیز اختلافات دو کشور را مطرح می‌ساخت نیروهای مذهبی و روحانیون حاکم که حزب ما را رقیب خود می‌پنداشتند جو دشمنانه‌ای را علیه حزب ما دامن می‌زدند. در این ارتباط اردبیلی رئیس قوۀ قضائیه رژیم در خطبۀ نماز جمعه 1 مرداد 1361 گفت: "حزب توده (ایران) .... وقتی مسئله جنگ به مرحلۀ حساس خود رسید، تحلیل داد و زهر خود را ریخت و با اربابش هم صدا شد." (اطلاعات 2 مرداد 1361)
ولی این سران مرتجع رژیم و روحانیون حاکم به سرکردگی خمینی بودند که پس از یورش به حزب تودۀ ایران با ادامه دادن به جنگ خانمانسوز که خواست امپریالیسم بود پاسخ دادند و با اعمال سیاست عمیقاً ارتجاعی وضد خلقی نظام سیاه قرون وسطایی را بر ملت ایران تحمیل کردند و راه بازگشت وابستگی امپریالیستی را بر میهن ما هموار نمودند و با ادامه جنگ بی‌سرانجام سالیانه دهها میلیارد دلار هزینه جنگ را به خلق‌های ایران تحمیل کردند که تحمیل این هزینۀ سنگین منبع غارتگری انحصارهای نظامی بود و در سیاست خارجی با درپیش گرفتن سیاست عداوت با کشورهای سوسیالیستی و در درجه اول با اتحاد شوروی را ادامه دادند.
باید خاطرنشان ساخت پس از توطئه‌های رنگارنگ امپریالیسم علیه انقلاب ایران بویژه کودتای 18 تیرماه 1359 نوژه و توطئه تجاوز نظامی عراق به ایران در شهریور 1359، که یکی پس از دیگری در میهن ما تدارک دیده شد و به موقع اجرا درآمد. می‌بینیم پس از یورش به حزب تودۀ ایران و ممنوع شدن فعالیت حزب تودۀ ایران در کشور، که هدف آن سرکوب و نابودی حزب تودۀ ایران به منظور توجیه سیاست گرایش به سوی امپریالیسم به سرکردگی امپریالیسم آمریکا و هموارساختن زمینه برای ادامۀ نظام منحوس سرمایه‌داری وابسته در کشور ما بود. توطئه امپریالیسم با همکاری نیروهای ضد انقلاب و ارتجاع داخلی علیه انقلاب ایران و نیروهای راستین وفادار به انقلاب موفق می‌یابد و امپریالیسم آمریکا که آتش جنگ ایران و عراق را برافروخته بود، پس از چند سال برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق به بهانه دفاع از "منافع حیاتی" خود در خلیج فارس و حفظ آبراه تنگه هرمز ناوگان نظامی خود را به منطقه خلیج فارس گسیل می‌دارد.
در سال‌های 1360 آمریکا در شرایط ادامه جنگ ایران و عراق، رژیم حاکم در ایران را بمنظور پایان دادن به جنگ از طریق محاصره پایانه‌های صدور نفت به خارج زیر فشار اقتصادی و نظامی خود قرار داد. ناوگان جنگی آمریکا در منطقه خلیج فارس و دریای عمان و هواپیماهای جنگی آن مستقر در پایگاه‌های نظامی آمریکا در بحرین، عمان و عربستان سعودی برای فشار وارد کردن به رژیم حاکم ترمینال خارک مرکز صدور نفت ایران را در محاصره می‌گیرند و هواپیماهای جنگی آمریکا کشتی‌های نفت‌کش و سکوهای چاه‌های نفت ایران در خلیج فارس را مورد حمله قرار می‌دادند تا از این راه از صدور نفت ایران بکاهند و رژیم را از ادامۀ جنگ بازدارند. در چنین اوضاع و احوالی سران رژیم با موضع‌گیری خود اعلام می‌کنند: وقتی منطقه خلیج فارس برای صدور نفت ایران نا امن باشد. ما هم منطقه را برای صدور نفت کشورهای این منطقه نا امن خواهیم کرد. به این ترتیب رژیم برای نا امن کردن منطقه خلیج فارس و دریای عمان تلاش می‌کند تا با ریختن مین‌های دریایی عبور و مرور کشتی‌های بازرگانی و نفتکش را مختل سازد. علاوه براین رژیم سپاه پاسداران را با قایق‌های تندرو و سلاح دستی موشک‌انداز (آرپی‌جی 7) برای حمله به کشتی‌های بازرگانی و نفتکش تجهیز می‌کند تا با این اقدام محیط منطقه را نا امن سازد. در پی‌آمد این‌گونه ماجراجویی‌ها بود که به علت اصابت مین به یک ناو آمریکایی که در آبهای خلیج فارس روی داد. به گفته مقامات نظامی آمریکا در تیرماه 1367 ناوگان آمریکا به تلافی وارد عمل می‌شوند و نیمی از ناوگان جنگی ایران را نابود می‌سازند. که تا کنون رژیم دربارۀ میزان خسارات و تلفات انسانی این تهاجم نظامی سکوت کرده‌ است.
در نیمۀ اول سال 67، با بالا گرفتن تلاش‌های سران رژیم در ادامۀ جنگ و اوج‌گیری بی‌سابقه جنگ شهرها و کشتار مردم بی‌دفاع و بمباران‌های شیمیایی توسط رژیم عراق در جبهه‌های جنگ و فرار گروهی سربازان از خطوط مقدم جبهه‌ها و گسترش حضور نظامی امپریالیستها در خلیج فارس و افزایش تحریکات و اقدامات تجاوزکارانه امپریالیسم آمریکا در حمله به سکوهای نفتی ایران و سرنگون ساختن هواپیمای مسافربر ایران بر فراز آبهای خلیج فارس ابعاد شوم جنگ و سرشت و ماهیت جنگ‌طلبان و سودبرندگان از ادامۀ جنگ را در نزد زحمتکشان ایران رسوا ساخت.
سرانجام رژیم با بن‌بست در ادامۀ جنگ و شکست‌های پیاپی نظامی در جبهه‌ها از جمله در "فاو" و "شلمچه" و اوج‌گیری جنبش صلح‌خواهانۀ توده‌ها در مخالفت با جنگ، ناگزیر از پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت، آتش‌بس و نشستن بر سر میز مذاکره برای حل مسائل مورد اختلاف گردید.
بدین‌سان پس از گذشت 8 سال جنگ، مردم ایران و نیروهای صلح‌دوست با نوشاندن جام زهر به "امام امت"، پذیرش آتش‌بس از سوی رژیم اعلام شد. رژیم پس از پذیرش آتش‌بس در پی شکست در جنگ، سیاست ترور و اختناق را در جامعه تشدید کرد و بویژه زندانیان سیاسی را آماج انتقام‌کشی خود قرار داد و فاجعه ملی کشتار زندانیان سیاسی را آفرید. در جریان این فاجعه هولناک که در تابستان سال 1367، در زندان‌های رژیم انجام گرفت رژیم جنایتکار حاکم خون پاک هزاران تن از فرزندان خلق، مبارزان راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی به زمین ریخت که خاطره آنها برای ابد نزد مردم آزاده و انسان‌دوست و صلح‌خواه زنده خواهد ماند.
رژیم "ولایت فقیه" با این تبهکاری‌ها چهرۀ کریه و خون‌ریز خود را به عنوان یکی از رژیم‌های خودکامه مذهبی جنایتکار در جهان به نمایش گذارد.
در ارتباط با ادامه جنگ باید به خسارات وارده به موسسات صنعتی در آبادان و خرمشهر اشاره کرد. اصرار خمینی در ادامۀ جنگ طی شش سال منجر به نابودی دو شهر مهم صنعتی آبادان و خرمشهر گردید. خسارات مادی وارده به پالایشگاه آبادان با قدرت تولید 650 هزار بشکه در روز که یکی از بزرگترین پالایشگاه‌های جهان بود و در ادامه جنگ ویران شد. در آن زمان بالغ بر 300 میلیارد دلار تخمین زده می‌شد. کارخانه پتروشیمی (بی اف گودریج)، کارخانه پتروشیمی پازارگاد، کارخانه کشتی‌سازی مارد، کارخانه رنگ پتر، کارخانه قند مایع در آبادان و کارخانه صابون‌سازی خرمشهر و بطور کلی موسسات صنعتی، کشاورزی و دریایی در آبادان و خرمشهر بکلی ویران شده‌اند. باید گفت محافل حاکم ارتجاعی هنوز هم از ماجراجویی دست برنداشته‌اند، بویژه اینکه همه گروه‌ها و جناح‌ها در زمینه اتمی از جمله سیاست ماجراجویانه غنی‌سازی اورانیوم غلظت بالاتر از 20 درصد را در سر می‌پرورانند و در زمینه اتمی دارای گرایش یکسان هستند. آنها در مخالفت و عدم پذیرش قطعنامه‌های آژانس بین‌المللی و شورای امنیت از تغییر تاکتیک و استفاده از فرصت برای طولانی کردن مدت مذاکرات و ترفند دور زدن تحریم‌ها در شرایط تحریم اقتصادی حرف می‌زنند که نمونه‌های بارز عدم درک و برداشت نادرست از شرایط جهانی و خصلت و ماهیت عملکرد امپریالیسم در سطح جهان می‌باشد که می‌تواند پیامدهای زیانبار و ناخوشایندی بهمراه داشته باشد.
حزب تودۀ ایران با درک شرایط و احساس مسئولیت تاریخی خود برای جلوگیری از خطر تهاجم امپریالیسم و ایجاد صلح و امنیت در ایران، تنها راه برون رفت از مسایل اتمی را پذیرش قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل اعلام می‌کند و در عین حال آن را یگانه آلترناتیو برای حل مسالمت‌آمیز مسایل اتمی رژیم می‌داند.
آلترناتیو دیگری وجود ندارد. با پذیرش قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل، نیروهای ارتجاعی در جامعه منفرد خواهند شد و در شرایط صلح‌آمیز امکانات برای مبارزه در راه تامین زندگی بهتر زحمتکشان و مردم فراهم خواهد آمد.
تجربۀ سال‌های گذشته نشان داده است که برای تامین آزادی و صلح پایدار در کشور ما باید بزرگترین مانع هرگونه تحول دموکراتیک در جامعه، یعنی رژیم "ولایت فقیه" که ماهیتاً با آزادی و صلح در تضاد قرار دارد را از سر راه برداشت. در شرایط وجود رژیم استبداد مذهبی "ولایت فقیه" وقتی به نام دین و مذهب فرمانروایی می‌شود، از آزادی نمی‌تواند خبری باشد. آنجا که آزادی نیست، از پیشرفت اجتماعی هم نباید سخن بمیان آورد.
لذا تا زمانی که پایه‌های ساختار رژیم قرون وسطایی "ولایت فقیه" فرو نریخته است. مردم میهن ما رنگ آزادی، شرکت در تعیین سرنوشت خود، پیشرفت اجتماعی و نیکروزی را نخواهند دید.
مبارزان توده ای!
كشور ما در شرايط حساس و وضع فوق العاده ای قرار دارد. دراين اوضاع متلاطم برای پيشبرد امر تودهٔ مردم درهسته های مخفی حزبی متشكل شويد.

از ایران چه خبر
ادامه تحریم‌های اقتصادی و مالی و بانکی شورای امنیت موجب تشدید بحران اقتصادی-اجتماعی رژیم و نیز تشدید نارضایی مردم در جامعه گردیده است. این تحریم‌ها از یکسو به کاهش صادرات نفت ایران یعنی ورشکست مالی رژیم و از سوی دیگر موجب گرانی سرسام‌آور، بیکاری و رشوه‌خواری و فساد دستگاههای دولتی شده است.
امروز که پس از یکسال از اعمال تحریم‌ها می‌گذرد در شرایط کنونی تنزل صادرات نفت و کاهش درآمدهای ارزی از محل فروش نفت، رژیم را با ورشکستگی ناشی از بحران اقتصادی و مالی روبرو کرده‌ است. در رابطه با وضع کشور به نوشته‌ها و خبرهای مندرج در رسانه‌های خارج و داخل کشور مراجعه می‌کنیم.
"به گفته مقامات آمریکایی درآمد رژیم از فروش نفت خام از اواخر سال 2011 حدود 58 درصد به دلیل تحریم‌ها کاسته شده است. هر ماه بیش از یک میلیارد و 500 میلیون دلار درآمدهای نفتی ایران در حساب‌های خارجی جمع می‌شود که ایران امکان دسترسی و استفاده از آنها را ندارد. مجموع درآمد ماهانه حاصل از نفت خام ایران در شش ماه سال جاری به طور متوسط 3 میلیارد و 400 میلیون دلار بوده است. این بدان معنا است که جمهوری اسلامی در حال حاضر قادر نیست همین 44 درصد از درآمدهای نفتی خود را خرج کند یا به حساب‌های داخلی منتقل کند." (صدای آمریکا، 92/6/17)
در حالی که صدور نفت خام به علت تحریم‌های شورای امنیت رو به کاهش می‌رود و قیمت مواد خوراکی و مایحتاج عمومی دائما رو به افزایش است. "بنا به اعلام بانک مرکزی نرخ تورم مرداد ماه با افزایش 1,5 نسبت به ماه گذشته 39 درصد اعلام شده است. (رسالت، 92/6/16)
از طرفی مطبوعات مجاز دربارۀ معضل بیکاری در کشور می‌نویسند: "نرخ بیکاری فعلی کشور بالای 20 درصد بوده و شمار بیکاران به 5 میلیون نفر می‌رسد. وزیر اقتصاد دولت "تدبیر و امید" به تازگی عنوان کرده است بزودی  بازار کار کشور با 8 میلیون متقاضی کار مواجه می‌شود. (سایت آفتاب، 92/6/13)
آیا دولت جدید می‌تواند تغییری در این وضع که وزیر اقتصادش مطرح ساخته بوجود آورد؟ ما می‌گوئیم بعید است. علت روشن است. زیرا رژیم فاقد برنامۀ مدون برای برون رفت از معضلات اجتماعی و اقتصادی کشور است. از نظام سرمایه‌داری وابسته‌ای که سران رژیم با نیروهای مذهبی و روحانیون حاکم زیر پوشش "اقتصاد اسلامی" به ملت ایران تحمیل کردند، این کار برنمی‌آید. چون رژیم مذهبی حاکم مانع بزرگی برای دستیابی به آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن ماست.
درباره ارتشا در دستگاههای فاسد و دزد دولتی رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس رژیم اعتراف می‌کند که "پشت هر مجوز وارداتی رانت خوابیده است." وی در تشریح میزان وابستگی کشور به کالاهای وارداتی از کشورهای خارجی می‌گوید: "سال گذشته 12 میلیارد دلار معادل 36 هزار میلیارد تومان واردات انجام شد تا صدای مردم به دلیل کمبود کالایی درنیاید." (رسالت، 92/6/16)
حال با توجه به تحریم‌های شورای امنیت و وابستگی شدید اقتصادی کشور ما به انحصارات خارجی و کشورهای امپریالیستی، حسنک وزیر چگونه می‌خواهد با نقش واسطه‌کارانه خود معضلات عظیم اجتماعی و اقتصادی کشور را حل کند؟
با بند و بست و با تامین منافع گروه‌ها و جناح‌های مختلف در حاکمیت به منظور حفظ موجودیت رژیم نمی‌توان به تضادهای موجود درون جناح‌های هیات حاکمه پایان داد. زیرا منافع خلق در تضاد آشکار با روبنای قرون وسطایی استبداد مذهبی قرار دارد و این تضاد فقط با برانداختن و طرد مظاهر کهنه قرون وسطایی رژیم قابل حل است.
رژیم حاکم که برای تامین نیازهای ارزی خود تا حدود 97 درصد به درآمدهای نفتی اتکا دارد و برای خرید مواد اولیه و کالاهای مورد نیاز کشور از خارج، از علوفه دام و دانه طیور گرفته تا دسته بیل و ماشین‌آلات صنعتی به ارز نیاز دارد. نمی‌تواند اقتصادی مستقل داشته باشد و رژیم قادر به برون رفت از بحران نخواهد بود.
در چنین شرایطی مبارزان توده‌ای باید در هسته‌های مخفی حزبی متشکل شوند و با سازماندهی و تبلیغ و ترویج، ماهیت رژیم را افشا کرده همراه با توده‌ها میهن خود را از وابستگی و فقر و جهل نجات دهند.
رفقا و دوستان گرامی!
"مردم" زبان بی بند توده‌ها را در کشور پخش نمائید. پخش و تکثیر "مردم" در ایران یک وظیفه انقلابی است.


ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۱۹, چهارشنبه

  شماره 15 ، 8 تیر ماه 1392
تحلیل حزب تودۀ ایران از اوضاع و احوال ایران در شرایط کنونی
برای تحلیل رویدادهای ایران و پی بردن به واقعیت رویدادهای کشور و تاثیر رویدادهای بین‌المللی بر آنها باید دو مسئله مهم در صحنه داخلی و عرصۀ خارجی یعنی فعالیت‌های اتمی رژیم "ولایت‌فقیه" و در رابطه با آن تحریم‌های اقتصادی و بازرگانی و مالی شورای امنیت سازمان ملل و چگونگی سیر آتی آنها در ایران و درعرصه جهانی را نیز مد‌ نظر قرار دهیم.
طی یک‌سال که از تحریم فروش نفت ایران می‌گذرد ادامۀ سیاست ماجراجویانه اتمی رژیم و تشدید تحریم‌ها بویژه تحریم منابع نفت و گاز و فرآورده‌های پتروشیمی که نقش درجه اول در اقتصاد کشور دارد، اقتصاد کشور را به‌سوی ورطۀ عمیق ورشکستگی و ازهم پاشیدن روند تجدید تولید در سطح اقتصاد کشور سوق می‌دهد و این در حالی است که کشور ما دچار بحران عمیق ساختاری است.
بدینسان تحریم کامل نفت ایران با توجه به وابستگی اقتصاد کشور به درآمد ارزی از نفت پی‌آمدهای مخرب برای استقلال و تمامیت ارضی کشور ما بهمراه دارد. در چنین اوضاع و احوالی که مردم میهن ما شرایط دشواری را می‌گذرانند، رژیم "ولایت فقیه" با ادامۀ سیاست ماجراجویانه اتمی میهن ما را به لبۀ پرتگاه هولناکی سوق می‌دهد. در این شرایط پایان دادن به برنامه‌های اتمی و پذیرش و اجرای قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل، مسئله مرکزی است که برای تامین صلح و امنیت در کشور ما ضرورت حیاتی دارد.
تحلیل وضع ایران در شرایط بغرنج کنونی ایجاب می‌کند آرایش نیروها را در داخل کشور و اینکه توده‌های ناراضی چه می‌گویند و چه می‌خواهند، مبتنی بر واقعیت موجود در جامعه مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.
می‌توان گفت که در شرایط کنونی ویژگی اوضاع سیاسی درون کشور بویژه پس از آغاز تحریم صدور نفت از تابستان 1391، عبارت است از تغییر تناسب نیروها بزیان جناح خامنه‌ای و طرفدارانش در جبهۀ حاکمیت (که ادامه فعالیت اتمی و عدم پذیرش قطعنامه‌های آژانس بین‌المللی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل را درکشور دنبال می‌کنند) و بسود جبهه متحده نیروهایی که خواهان پذیرش قطعنامه‌های شورای امنیت و پایان دادن به تحریم‌ها هستند می‌باشد. در این مرحله مبارزه مابین دو گرایش در حاکمیت کنونی در جریان است و دو مسئله عمده یکی مسئله ادامه فعالیت اتمی و دیگری تحریم منابع نفت و گاز کشور هسته مرکزی اختلافها را در جناح‌ها و نیروهای حاکم تشکیل می‌دهند.
علت اصلی حاد شدن اختلاف میان جناح‌بندی‌های رژیم را باید در ادامه و تشدید تحریم‌های موجود جستجو کرد. جناح خامنه‌ای و طرفدارانش دخالت در مسائل هسته‌ای کشور را حق مسلم "ولی فقیه" می‌دانند و آن را خط قرمز رژیم محسوب می‌دارند.
در زمینه دو گرایش در مسائل اتمی، جناح خامنه‌ای خود را در خط مقاومت و عدم سازش و گرایش و عملکرد نیروهای مخالف را در خط سازش قرار می‌دهد. در شرایط کنونی اصرار محافل حاکمه رژیم در ادامۀ غنی‌سازی اورانیوم و عدم اجرای قطعنامه‌های شورای امنیت طی همین یکسال گذشته ضربات مهلکی بر پیکر اقتصاد بیمار کشور وارد ساخت و در اثر تحریم منابع نفت و گاز و کاهش درآمد ارزی از محل فروش نفت، در حال حاضر بخش‌های صنایع و کشاورزی دچار مشکلات بزرگی هستند. ادامه تحریم‌ها بویژه تحریم کامل نفت و گاز در تناقض با منافع سرمایه‌داران بزرگ غارتگر است. تحریم‌ها منبع غارت این جنایتکاران را که بخش قابل توجهی از درآمد نفت را به طریق گوناگون چپاول می‌کنند به شدت آسیب‌پذیر ساخته است و در این میان مسئله اصلی بورژوازی تجاری حفظ تامین منافع خود و دریافت سهمیه ارز از درآمد نفت برای خرید کالاهای مصرفی و نیم ساخته و ماشین‌آلات از کشورهای رشد یافته صنعتی وکمپانی‌های خارجی است. واضح است که در شرایط تحریم کامل نفت و گاز کلان سرمایه‌داران بازاری و بورژوازی بوروکراتیک نمی‌توانند از پیامدهای مخرب تحریم‌ها بر سرنوشت خود هراس نداشته باشند. با اینکه گروه‌های موتلفه اسلامی و رسالت- حجتیه-‌ مهدویه خود را پیرو "ولایت" می‌خوانند، اما فرمان‌های "ولی فقیه" و روحانیون حاکم را تا آنجا می‌پذیرند که با منافع آنان در تناقض نباشد. این خود گویای افول نفوذ "ولی فقیه" و نشانۀ تشتت و افتراق در صف نیروهای مذهبی حاکم است.
جناح خامنه‌ای و هوادارانش شامل مذهبیون قشری، جامعه روحانیت مبارز تهران و مدرسین طلاب مذهبی قم، گروه‌ها و دستجات مذهبی هوادار "ولایت" مانند موتلفه اسلامی، رسالت و حجتیه و مهدویه و ارگان‌های سرکوبگر رژیم که به اصل مطلقه "ولایت فقیه" و در راس آن حاکمیت روحانیون معتقدند در مسائل مربوط به برنامه‌های اتمی در مقابل نیروهایی که خواهان اجرای قطعنامه‌های شورای امنیت هستند قرار دارند.
در چنین وضعی که مبارزه درصحنه اجتماعی و سیاسی میان نیروهای حاکم در جریان است، میدان برای مانور سیاسی باند "کارگزاران" در حاکمیت به سرکردگی رفسنجانی و بهره‌گیری از این موقعیت مساعد گردید و رفسنجانی که یکی از دست‌اندرکاران یورش وحشیانه به حزب تودۀ ایران و از مجرمین اصلی کشتار جمعی زندانیان سیاسی در زندان‌های رژیم درتابستان سال1367 می‌باشد و دستش‌ آغشته به خون هزاران نفر از مبارزان راه آزادی، استقلال و عدالت‌اجتماعی درجریان "فاجعه ملی" کشتار زندانیان سیاسی است. برای عوام‌فریبی از موضع طبقاتی خود از "انتخابات‌ آزاد، شرکت احزاب شناسنامه‌دار درانتخابات ریاست‌جمهوری و دوران دیکتاتوری گذشته است"، سخن می‌گوید و در این میان اصلاح‌طلبان و لیبرال‌ها و بخشی از کلان سرمایه‌داران و تجار و روحانیون دور او گرد آمدند تا به مقصود اینکه:
شغال بیشه مازندران را
نگیرد جز سگ مازندرانی
زمینه را برای مقاصدش فراهم نمایند. در مبارزه بین نیروهای حاکم رفسنجانی بار دگر نامزد ریاست جمهوری شد و برای ادای "تکلیف" به میدان آمد. او برای نجات نظام منحوس و وابسته اش و تامین منافع طبقات ارتجاعی کلان سرمایه‌داران و بزرگ‌مالکان وارد میدان شد تا کشتی در گل نشسته جنایتکاران غارتگر را از باتلاق نجات دهد. او که فاقد برنامه در زمینۀ اجتماعی، اقتصادی است برای برون رفت از بحران عمیق دامنگیر رژیم تاکید می‌کند با درنظرگرفتن سلیقه‌ها مشکلات را حل خواهد کرد.!!
ولی آنچه در کشور می‌گذرد مهر باطل بر تصورات خیال‌پرستانۀ او می‌زند که در این شرایط دشوار و بغرنج کنونی بتوان با سلیقه‌های مختلف کشور را اداره کرد. واقعیات سرسخت‌ترند که بتوان تصورات خیال‌پرستانه را بجای آنها گذارد.
     خانه از پای‌بست ویران است     خواجه در فکر نقش ایوان است.
رفسنجانی این عنصرارتجاع به‌عنوان "تیرک خیمه نظام" و ناجی کلان سرمایه‌داران و بزرگ‌مالکان و همۀ غارتگران و سودجویان جامعه، برای نجات رژیم و حفظ نظام سرمایه‌داری وابسته در انتخابات ریاست جمهوری نامزد شد. اما این اعلام نامزدی برای جناح خامنه‌ای و طرفدارانش غیرمترقبه و ناخوشایند بود. رفسنجانی سرپوشیده با طرح مسائل مورد اختلاف در حاکمیت مسئله تشدید تحریم‌ها و دشواری اقتصادی که طرح آن بضرر جناح خامنه‌ای بود، بازی با تضادها را آغاز کرد. جناح خامنه‌ای چاره‌ای جز حذف رفسنجانی نداشت. علت آن روشن بود. در این شرایط که تضادها درون حاکمیت حاد است، تائید وی برای مرحله نهایی انتخابات به معنی تکرار جریان انتخابات 1388 بود. رژیم از این مسئله هراس داشت. در جریان جنبش خرداد 1388 نفرت عمومی مردم از رژیم استبداد مذهبی "ولایت فقیه" در شهرهای بزرگ بویژه تهران اوج گرفت. در تهران 3 میلیون نفر وارد صحنۀ مبارزه علیه رژیم شدند. اینکه رژیم توانست از مهلکه جان دربرد، ضعف عامل ذهنی جنبش یعنی تفرقه در نیروهای مترقی و انقلابی و عدم وجود جبهه واحد ضد دیکتاتوری با برنامه مشترک بود. که اگر چنین جبهه‌ای وجود داشت می‌توانست با سازماندهی توده‌ها و هدایت مبارزه آنها جنبش را به پیش هدایت کند. در شرایط کنونی این ضعفی است که فقط با اتحاد نیروهای مترقی و انقلابی می‌تواند مرتفع شود.
در این شرایط که تضادها درون حاکمیت ادامه دارد فقط یک راه فراروی جناح خامنه‌ای قرار داشت و آن اعلام عدم صلاحیت رفسنجانی "رئیس شورای مصلحت نظام" از جانب شورای نگهبان رژیم و جلوگیری از نامزد شدن وی در انتخابات ریاست جمهوری به بهانه کهولت سن بود. در صورت شرکت رفسنجانی در انتخابات زمینه برای شرکت کاندید اصلی روحانیون حاکم یعنی کاندید گروه‌های موتلفه اسلامی و گروه رسالت-حجتیه در صحنۀ انتخابات تنگ می‌شد. از این رو آنها برای حذف رفسنجانی دست بکار شدند و در همان وهلۀ نخست او را با ناکامی روبرو ساختند.

ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.

رویداد انتخابات ریاست جمهوری رژیم عاملی در تشدید جنبش مخالفت با روحانیون حاکم
با اعلام اسامی نامزدهای ریاست جمهوری از جانب شورای نگهبان رژیم، مبارزۀ گروه‌ها و جناح‌های مختلف در حاکمیت برای دستیابی به قدرت دولتی آغاز گردید. اختلاف درون حاکمیت که زائیده تضادهای سیاسی-اجتماعی درون جامعه است در مبارزۀ گروه‌ها و جناح‌های مختلف در هرم حاکمیت به عیان آشکار می‌شد. تا آنجا که اختلاف در میان گروه‌های گوناگون "اصول‌گرایان" مانع از توافق آنها بر سر یک نامزد مشترک گردیده بود.
محافل حاکمه ارتجاعی حساب‌هایی برای خود داشت که انتخابات به مرحلۀ دوم کشیده خواهد شد و سپس با دستکاری در نتایج آراء انتخابات نامزد موردنظر را تعیین خواهد کرد. آنها تصور نمی‌کردند که در همان مرحلۀ اول انتخابات توده‌های میلیونی مردم در جریان انتخابات خشم و نفرت خود را از روحانیون حاکم به نمایش بگذارند و نامزد جبهه متحده نیروهای اصلاح‌طلب، لیبرال‌ها و حتی بخشی از روحانیون به پیروزی دست یابد.
در حالی که در ایران نفرت عمومی مردم از جنگ سراسر جامعه را فراگرفته است، ادامه تحریم‌ها موجب گرانی و ناراضی مردم در جامعه گردیده است. در چنین اوضاع و احوالی بار دیگر میلیون‌ها نفر از مردم میهن ما پس از تجربیات تلخ 16 ساله دوران سازندگی و اصلاحات، در صحنۀ اجتماعی-سیاسی ایران در جریان انتخابات ریاست جمهوری رژیم، با بهره‌گیری از جو سیاسی حاکم بر کشور خواست تغییرات بنیادین را در جامعه مطرح کردند. این شیوۀ عمل توده‌ها در شرایط ترور و اختناق حاکم بر جامعه قبلاً در کشور ما به وقوع پیوسته بود. (برای نمونه می‌توان جریان دوم خرداد 1376 را ذکر کرد.)
در شرایط کنونی تامین صلح و امنیت در کشور و بهبود شرایط زندگی مضمون و محتوای خواست‌هایی هستند که میلیون‌ها نفر از مردم میهن ما در مخالفت با رژیم خودکامه مذهبی حاکم بر کشور ما در عرصه نبرد با هیئت حاکمه مطرح کرده‌اند.
توده‌های مردم میهن ما با شناخت روزافزونی که از روحانیون حاکم و نیروهای ارتجاعی در دستگاه حکومتی پیدا کرده‌اند، خواهان پایان دادن به رژیم استبداد مذهبی حاکم برای زندگی بهتر و عادلانه هستند. در واقع می‌توان گفت بر پایه شناخت توده‌های مردم بود که در جریان انتخابات 24 خرداد 1392 ریاست جمهوری رژیم، سیاه‌ترین نیروهای ارتجاعی مانند گروه‌های "موتلفه اسلامی" و گروه "رسالت-حجتیه" که جناح طرفداران کلان سرمایه‌داران غارتگر بویژه تجار بزرگ و بازرگان بازار محسوب می‌شوند و اهرم‌های سیاسی و اقتصادی کشور را در دست دارند و از جمله روحانیون حاکم و در راس آنها "ولی فقیه" رژیم ضربه دندان شکنی خورده‌اند و آنها با شکستی ننگ‌آور روبرو شدند.
چنین است پاسخ توده‌های معترض به رژیم حاکم در جامعه ما که در عین حال پایه‌های قدرت آن را لرزان‌تر ساخت. باید خاطر نشان ساخت در اختلاف میان جناح رفسنجانی و جناح خامنه‌ای، حسن روحانی با پیشنهاد رفسنجانی و یارانش برای پیشبرد نظرات سیاسی مخالف جناح خامنه‌ای نامزد ریاست جمهوری رژیم شد و در شرایط بمراتب حادتر از مسائل و تضادهای دورۀ ریاست جمهوری خاتمی به ریاست جمهوری رژیم برگزیده شد. علت موفقیت گروه رفسنجانی-روحانی در انتخابات از جمله سیاست ماجراجویانه جناح خامنه‌ای در برخورد با مسائل اتمی و اعمال تحریم‌ها علیه ایران به علت سیاست این جناح است که این مسئله نقش اساسی را در شکست جناح خامنه‌ای در انتخابات ایفا کرد.   
می‌توان گفت در این مبارزه هدف جناح رفسنجانی بدست گرفتن اهرم‌های سیاسی کشور و کنار گذاردن خامنه‌ای از رهبری از طریق شورایی کردن "ولایت فقیه" است.
در این میان دستگاه‌های تبلیغاتی رژیم با سوءاستفاده از شرکت وسیع توده‌ها در صحنۀ مبارزه علیه محافل ارتجاعی، این حرکت توده‌ها را که به معنی پایان دادن به وضع موجود و گسترش عدالت اجتماعی و صلح بود، رای به "نظام" تبلیغ می‌کنند. در حالی‌که این حرکت و خواست توده‌ها نه به معنای تائید و یا تقویت نظام، بلکه برعکس نشانۀ تنفر مردم از جنگ و روحانیون حاکم است.
با یک نظر به خواست‌های توده‌ها و نیز شعارهای عمده مطرح در جامعه درستی گفته‌های حزب ما که با خواست‌های توده‌های میلیونی همخوان است را به اثبات می‌رساند.

بازتاب برنامه‌های اتمی رژیم در عرصۀ بین‌المللی
در شرایط کنونی جهان با توجه به سیاست نواستعماری امپریالیسم که با استفاده از اهرم‌های سیاسی-اقتصادی عمل می‌کند، می‌توان گفت سیاست اعمال تحریم‌ها در مرحله کنونی برای پایان دادن به برنامه اتمی رژیم، شرایط مطلوب فشار از درون و پیرامون به رژیم حاکم از جانب نیروهای مخالف را شدت بخشید و بیش از پیش جناح روحانیون قشری و نیروهای ارتجاعی در حاکمیت را تضعیف کرد. و این در حالی است که مداخلات نظامی دولت‌های امپریالیستی و بر راس آن امپریالیسم آمریکا در اقدام نظامی علیه سوریه به وخامت وضع در منطقه خاورمیانه منجر شده و در حال گسترش است.
اکنون که سوریه سپر بلای کشور ما شده با درنظرگرفتن ماهیت عملکرد امپریالیسم بویژه سیاست نظامی‌گری آمریکا و دخالت در امور داخلی دیگر کشورها که در حال حاضر واحدهای نظامی آن در پایگاه‌های نظامی خارج از مرزهای آن کشور وظیفه ژاندارم جهانی را ایفا می‌کند و ناوگان جنگی آمریکا و متحدانش در آب‌های خلیج فارس دست به مانور نظامی می‌زنند. درعین حال خطر تهاجم امپریالیسم بر کشور ما منتفی نیست.
باید دید روحانی که در جریان انتخابات ریاست جمهوری خود را کلید راه حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی در ایران نامید و تعلیق غنی‌سازی اتمی را از افتخارات خود عنوان کرد. می‌تواند به خواست‌های توده‌ها و عملی کردن گفته‌هایش مبادرت ورزد.
چنانکه گفتیم در شرایط کنونی مسئله مرکزی در کشور ما پایان بخشیدن به تحریم‌ها است و پذیرش قطعنامه‌های شورای امنیت یعنی توقف غنی‌سازی اتمی هم با آن پیوند دارد. از آنجا که جناح روحانیون قشری و نیروهای ارتجاعی مخالف پایان دادن به غنی‌سازی اتمی هستند. بنابراین سؤال اینجا است که عاقبت راه حل تحریم‌ها چگونه خواهد بود.
حزب تودۀ ایران با درنظرگرفتن وابستگی کشور ما به انحصارهای امپریالیستی و تحریم نفت و گاز که نقش درجه اول در اقتصاد کشور دارد در مردم شماره 12، 1 آبان ماه 91 صریحا اعلام کرد که روحانیون حاکم چاره‌ای جز پذیرش قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل ندارند. تجربه جام زهر نوشیدن خمینی و پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت از جانب او نشان می‌دهد امکان پذیرش قطعنامه‌های کنونی شورای امنیت مانند پذیرش قطعنامه آتش‌بس و پایان دادن به جنگ از جانب روحانیون حاکم دربرابر خطری که آنها را تهدید می‌کند وجوددارد. اما امروز وضع موجود مانند وضع زمان پایان‌جنگ نیست.
پس از آتش‌بس خمینی و یارانش برای جلب امپریالیسم و از جمله امپریالیسم آمریکا، سیاست "دروازه‌های باز" به قصد جلب سرمایه انحصاری را درپیش گرفتند. سران رژیم پس از آتش‌بس برای حل مشکلات عظیم اجتماعی-اقتصادی، موضوع بازسازی را مطرح کردند و با کمک و دریافت وام خارجی حدود 90 میلیارد دلار از بانک‌جهانی که مورد حمایت امپریالیسم آمریکا بود، توانستند با سرکوب و ایجاد جو خفقان و ترور بر جامعه تا به امروز به حیات ننگین خود ادامه دهند. اینکه روحانی به‌عنوان رئیس جمهور چه گامی درپاسخ به خواست‌های توده‌ها و عملی کردن گفته‌هایش برخواهد داشت، در آینده نچندان دور مشخص می‌شود. هم اکنون که مردم میهن ما شرایط دشواری را از سر می‌گذرانند.
حزب تودۀ ایران از پایان دادن به تحریم‌ها و هر اقدامی که هدف آن تامین صلح و امنیت در کشور ما باشد قویاً پشتیبانی می‌کند. زیرا تحریم‌ها به وخامت وضع در کشور ما منجر می‌شود و در وهلۀ نخست مردم میهن ما را دچار مصائب بی‌شمار می‌کند. باید به این وضع پایان داده شود.
همانطور که در تحلیل وضع کشور بیان شده‌است اکنون بر اثر تحریم‌ها سقوط ارزش پول ملی در قبال ارزهای خارجی، کاهش صدور نفت به خارج تا زیر سطح نیم میلیون بشکه در روز، عدم انتقال ده‌ها میلیارد دلار پول حاصل از فروش نفت به بانک مرکزی ایران، اقتصاد بشدت وابسته و عقب مانده میهن ما را به ورطه نیستی و نابودی کشانده‌است. علت اصلی همۀ این مسائل غنی‌سازی اورانیوم می‌باشد. برای خروج از بن‌بست ایجاد شده حزب تودۀ ایران در این زمینه ضرور می‌داند نکات زیرین را به مثابه نظرات خویش ارائه نماید:

1-   دولت آینده در پاسخ به خواست مردم ایران با پذیرش قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل، مذاکرات جدی را با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و کشورهای عضو دائم شورای امنیت 1+5 آغاز کند.
2-   دولت آینده در مذاکرات با آژانس بین‌المللی و شورای امنیت سازمان ملل با تاکید بر حق ایران در بهره‌گیری از غنی‌سازی اورانیوم تا حدود 3.5 درصد به منظور استفاده پزشکی که در حال حاضر در بیش از 40 کشور جهان انجام می‌گیرد، همکاری کامل را با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در جهت ایجاد اعتماد متقابل انجام دهد.
3-     مجلس شورای اسلامی با تصویب مصوبه‌ای تهیه و ساخت سلاح‌های هسته‌ای و هرگونه جنگ‌افزار اتمی در ایران را ممنوع اعلام کند.

حزب تودۀ ایران برای مردم میهن ما در مبارزه‌شان علیه رژیم استبداد مذهبی "ولایت فقیه" در جهت ایجاد آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و صلح آرزوی پیروزی دارد.

مبارزان توده ای!
كشور ما در شرايط حساس و وضع فوق العاده ای قرار دارد. دراين اوضاع متلاطم برای پيشبرد امر تودهٔ مردم درهسته های مخفی حزبی متشكل شويد.

از ایران چه خبر

· جان کری وزیر امور خارجه آمریکا از هند بخاطر کاهش خرید نفت از ایران قدردانی کرد و این اقدام هند را گامی مهم در جهت اعمال فشار به جمهوری‌ اسلامی ایران و برنامه هسته‌ای آن عنوان کرد."  (بخش فارسی رادیو فرانسه 3/4/92)
محافل رسمی دولت آمریکا اجرای تحریم‌های شدیدتری از جمله تحریم فروش نفت ایران زیر سطح نیم میلیون بشکه در روز را مطرح ساخته‌اند. در حال حاضر کشورهای چین و هندوستان دو خریدار عمده نفت ایران می‌باشند. اقدامات آمریکا در جهت تحریم صدور نفت ایران در حال حاضر تامین نفت چین و هندوستان از عراق و لیبی درنظر گرفته شده است.
· "براساس گزارش بانک مرکزی قیمت مواد خوراکی در یک‌ساله منتهی به ماه فروردین بطور متوسط 58 درصد افزایش یافته است. که بالاترین رقم در چند سال اخیر محسوب می‌شود. (سایت شرق 4/4/92)
افزایش قیمت مواد خوراکی احتیاج به تفسیر ندارد. این خود محصول سیاست ماجراجویانه اتمی رژیم است.

رفقا و دوستان گرامی!
"مردم" زبان بی بند توده‌ها را در کشور پخش نمائید. پخش و تکثیر "مردم" در ایران یک وظیفه انقلابی است.