۱۳۹۳ فروردین ۲۷, چهارشنبه

شماره 18 ، 28 فروردین ماه 1393
تحلیل وضع ایران در لحظۀ کنونی
در لحظۀ کنونی مبارزه‌ای حاد در صحنۀ اجتماعی سیاسی کشور میان جناح‌های حاکم در ارتباط با مسئله هسته‌ای در جریان است. برای درک تناسب نیروها در شرایط داخل کشور وضع موجود در ایران را بررسی می‌کنیم.
در لحظۀ کنونی تشدید اختلاف میان گردانندگان رژیم را می‌توان در مخالفت با سیاست دولت روحانی در ارتباط با برنامه هسته‌ای مشاهده کرد.
در زمینۀ اختلاف میان نیروهای مذهبی حاکم از یکسو جناح ذینفع در رژیم مانند باند کارگزاران و نیروهای محافظه‌کار درون و پیرامون حاکمیت بسرکردگی رفسنجانی با سیاستی که بنام خط اعتدال در پیش گرفته‌اند، می‌کوشند تا کشتی در گل نشسته رژیم "ولایت فقیه" را نجات دهند. از سوی دیگر در مقابل این جناح، جناح قشری‌گرا در مجلس، قوه قضایی، سپاه پاسداران و بسیج و نیز نیروهای مذهبی وابسته به آن در جبهه پایداری به رهبری مصباح یزدی مخالفان بالقوه توافقنامه ژنو را در کشور تشکیل می‌دهند.
در لحظه کنونی اجرای توافق ژنو با مخالفت جناح قشری‌گرا در مقامات حاکمیت روبرو گردیده است. در این رابطه از یک سو موضع‌گیری‌های مجلس رژیم و روزنامه‌های وابسته به این جناح نشان‌دهندۀ مخالفت جناح قشری‌گرا با توافق ژنو در زمینۀ فعالیت‌های هسته‌ای از جمله متوقف کردن رآکتور آب سنگین اراک و غنی‌سازی اورانیوم، اکسید کردن ذخیرۀ اورانیوم غنی شده موجود با غلظت 20 درصد به‌ مقدار 196 کیلوگرم و رقیق کردن آن به مواد کمتر از 5 درصد، بازرسی تاسیسات هسته‌ای توسط بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است و از سوی دیگر خواهان ادامه فعالیت هسته‌ای و عدم پذیرش قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل می‌باشند که براساس قطعنامه 1929 شورای امنیت مربوط به برنامه هسته‌ای رژیم، ایران بایستی ساخت تمام مراکز غنی‌سازی اورانیوم و تاسیسات اتمی آب سنگین (مراکز پلوتونیوم) خود را متوقف و از ساخت تاسیسات مشابه خودداری کند. در این قطعنامه منع سیاست‌های ایران درخصوص تولید موشک‌های بالستیک با توانایی حمل کلاهک‌ هسته‌ای، منع آزمایش‌های موشکی ایران که در آن از فناوری بالستیک استفاده شده باشد، ذکر شده است.
در این زمینه می‌توان گفت عدم قبول قطعنامه‌های شورای امنیت روند فروپاشی رژیم را تسریع خواهد کرد. در شرایط کنونی هواداران فعالیت‌های هسته‌ای به میدان آمدند و در لفافه حقوق هسته‌ای و حق غنی‌سازی برای تاثیر در قشرهای عقب‌مانده جار و جنجال برپا کردند تا آنها را بفریبند. ولی غافل از این که اکثریت مردم کشور ما از پایان دادن به تحریم‌ها پشتیبانی می‌کنند. مردم محروم و زحمتکش کشور ما در شرایط ادامه تحریم‌ها و افزایش قیمت‌های مایحتاج عمومی که سرمایه‌داران ‌غارتگر هستی و نیستی آنها را غارت می‌کنند گول موعظه‌های مردم فریب روحانیون حاکم و محافل ارتجاعی را نمی‌خورند. عملکرد روحانیون حاکم و همدستان آنها کلان سرمایه‌داران تجاری و بورژوازی بوروکراتیک نشان داد که این تلاش بیهوده‌ای بیش نیست. روحانیت حاکم قادر نیست در جو کنونی اجتماعی کشور به جز قشر کوچکی از اقلیت جامعه را که خامنه‌ای آنها را "جوهر نظام" می‌نامد به دنبال خود بکشاند.
امروز کسی که از حداقل درک سیاسی برخوردار باشد. دیگر تردید ندارد که فعالیت‌های هسته‌ای رژیم یک اقدام ماجراجویانه برای دستیابی به سلاح کشتار جمعی است. البته دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای رژیم و محافل ارتجاعی حاکم و همۀ کسانی که دلشان برای تولید و ساخت جنگ‌افزار اتمی لک زده بود مانند رفسنجانی و شرکاء که پس از پایان جنگ با عراق درصدد تدارک و ساخت سلاح اتمی برآمدند. حال پس از اعمال تحریم‌های شورای امنیت مصمم گشته‌اند که رژیم را از پیامدهای ناشی از تحریم‌ها و از خطر واقعی فروریزی نجات دهند.
در حال حاضر با اینکه بقول ناطق نوری مشاور خامنه‌ای، سیر و پیاز توافقنامه ژنو با مشورت و موافقت خامنه‌ای "ولی فقیه" رژیم انجام گرفته است. درست در مرحله نخست دورۀ شش ماهه اجرای توافقنامه که غنی‌سازی اورانیوم و رآکتور آب سنگین اراک متوقف می‌شود. شاهد مخالفت‌های عناصر مرتجع و گروه‌های قشری و خامنه‌ای که در هر دو مورد توقف غنی‌سازی و آب سنگین اراک را مورد تائید قرار داده بود هستیم. در مقابل فشارهای نیروهای قشری بویژه رفع تردید گردانندگان اهرمهای دولتی به طور روشن دیده می‌شود که امپریالیسم آمریکا و اتحادیه اروپا در جهت حل نهایی مسئله هسته‌ای رژیم و اجرای توافقنامه ژنو، به دنبال تعهدات نمایندگان رژیم در مذاکرات محرمانه ژنو در زمینه اجرای مفاد جهانی حقوق بشر در ایران. آمریکا و اتحادیه اروپا برای منفرد ساختن و بی اثر کردن نیروهای قشری در درون کشور و باز کردن راه برای اصلاح‌طلبان در پشتیبانی از میرحسین موسوی دست بکار می‌شوند.
چنانکه می‌دانیم میرحسین موسوی به عنوان "نخست‌وزیر محبوب امام" در جریان انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 که مورد تائید خامنه‌ای واقع شد. تحت شعار تقلب در انتخابات به فرمان "ولی فقیه" تمکین نکرد و از آنجا که حاضر به قبول نتایج آراء انتخابات نبود. درگیر با روحانیون حاکم و جناح قشری‌گرا گردید و آنها عرصه را دم به دم بر او تنگ ساختند و از طرف روحانیون حاکم و جناح قشری‌گرا "فتنه‌ گر" نامیده شد. حال او با بی باوری به آنها در بازداشت خانگی بسر می‌برد.
آنچه که او را در این شرایط مطرح می‌کند. از یک سو مخالفت وی با روحانیون حاکم است. از سوی دیگر نشان دادن ضعف و تردید دولت در جهت حل نهایی مسئله اتمی است.
لذا پیرو حمایت سنای آمریکا و دبیرسازمان ملل از میرحسین موسوی، خانم اشتون نمایندۀ سیاست خارجی اتحادیۀ اروپا جهت اطلاع از مواضع عناصر مختلف در کشور به ایران مسافرت می‌کند تا جو سیاسی و اجتماعی کنونی کشور را شناسایی کند. دیدار خانم اشتون در زمینۀ اجرای حقوق بشر که با موافقت وزارت خارجه رژیم صورت گرفت. موجب اعتراض گردانندگان جناح قشری‌گرا در مجلس و قوۀ قضایی و مطبوعات وابسته به این جناح به مقامات دولتی گردید که در واقع عمق اختلاف میان گردانندگان سیاست داخلی و خارجی کشور و در عین حال عدم ثبات رژیم را آشکار می‌سازد.
در این میان فشار آمریکا به دولت رژیم حاکم در ماه‌های اخیر افزایش یافته است. ازجمله پیام اوباما رئیس جمهور آمریکا دربارۀ برداشتن دیوار الکترونیک در جهت آزادی گردش اطلاعات در داخل کشور را باید ذکر کرد. درعین حال تبدیل فتوای خامنه‌ای مبنی بر حرام بودن سلاح اتمی به ساختار حقوقی در جهت تضمین عدم ساخت و تولید جنگ‌افزار هسته‌ای توسط رژیم حاکم که جان کری وزیر خارجه آمریکا مطرح می‌کند. در برآوردن خواست دولت اسرائیل دربارۀ انهدام موشک‌های بالستیک شهاب 1 و 3 رژیم در دورۀ بعدی مذاکرات در جهت اجرای قطعنامه‌های شورای امنیت مطرح است. در واقع امپریالیسم آمریکا و همدستانش می‌کوشند با اعمال تحریم‌ها به هدف پایان دادن به رهبری روحانیون حاکم در ایران نائل شوند.
دربرابر این برخورد درست هنگامی‌ که اختلاف آمریکا واتحادیه اروپا با روسیه بر سر اشغال نظامی کریمه بروز کرد. در چنین شرایطی کوشش مقامات حاکمۀ رژیم به منظور فروش نفت به روسیه حتی تا زیر سطح قیمت فروش در بازار جهانی – در قبال دریافت کالا به صورت هدف سیاست دولت درآمده است تا راهی از میان تضادها بیابد و برای رفع کمبود کالاهای موجود در کشور، بی‌ثباتی ناشی از تحریم‌ها را تعدیل کنند و فروپاشی رژیم را به تاخیر اندازند. و این در حالی است که دولت مدافع روحانیون حاکم و سرمایه‌داران غارتگر جلوی افزایش قیمت‌ها را نمی‌گیرد و بدین‌سان دولت با عملکرد سیاست اقتصادی ضدخلقی خود امکان غارتگری کلان سرمایه‌داران تجاری را فراهم می‌نماید تا دسترنج توده‌های مردم زحمتکش را غارت کنند و سودهای هنگفت بدست آورند و پیوسته بر ثروت خود بیافزایند.
در چنین اوضاع و احوالی است که در 2 آوریل 2014 (13 فروردین 1393) کمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا موارد نقض حقوق بشر در ایران را توسط رژیم حاکم محکوم کرد و به موجب قطعنامه‌ای هرگونه روابط با ایران را منوط به پذیرش و اجرای مفاد جهانی حقوق بشر از جانب رژیم "ولایت فقیه" اعلام کرد.
بنابراین در وضعیت کنونی بر مبنای مخالفت هواداران فعالیت هسته‌ای در کشور می‌توان گفت در راس هرم حاکمیت یعنی "ولی فقیه" رژیم، ارادۀ جدی سیاسی برای حل نهایی مسئله هسته‌ای وجود ندارد. تا آنجا که در شرایط تشدید اختلاف‌ها درون حاکمیت، خامنه‌ای در سخنرانی اخیر خود با درماندگی و استیصال از وضع موجود در زمینۀ پیامدهای ناگوار تحریم‌ها برای مردم زحمتکش کشور ما ماهیت ارتجاعی و کوربینی طبقاتی خود را برملا ساخت و به نام "دفاع از اسلام" یعنی دفاع از نظام استبداد مذهبی قرون وسطایی بر کشور ما و آزادی غارتگری کلان سرمایه‌داران و بزرگ مالکان بی‌پروا اظهار داشت:
"به دَرَک که تحریم‌ها خاتمه نیابد. مسئله فرهنگی از اقتصادی مهم‌تر است." در سال‌های نخست انقلاب گفتۀ خمینی هم موید این بود که "اقتصاد مال خر است". کدام انسان شریف و میهن‌پرستی است که از پیامدهای تحریم‌ها و محرومیت‌های ناشی از آن که مردم زحمتکش و محروم میهن ما دچارش هستند رنج نکشد؟ درست به همین علت باید با پذیرش و اجرای قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل و برچیدن تاسیسات هسته‌ای تهیه سلاح کشتار جمعی به ماجراجویی‌های محافل ارتجاعی در ایران پایان داد.
دربارۀ تداوم فعالیت‌های هسته‌ای محتوی اظهارات و نتیجه‌گیری خامنه‌ای را می‌توان چنین خلاصه کرد. وی در زمینۀ ادامه فعالیت هسته‌ای با موضع‌گیری متضاد و پشتیبانی از گروه‌های قشری هوادار فعالیت هسته‌ای مطرح می‌نماید که:
"با تدوین اقتصاد مقاومتی در مقابل تحریم‌ها و با کاهش واردات و نیز کاهش صدور نفت تا قطع آن و با اتکاء به تولید داخل ..." البته مضمون سخنان خامنه‌ای این است که می‌باید به فعالیت ادامه داد. او در واقع برای رویارویی با اجرای قطعنامه‌های شورای امنیت به مقامات حاکمه درس می‌دهد و تصورات و آرزوهای پوچ خود را بجای واقعیت‌های موجود در جامعه می‌گذارد.
برپایه ارزیابی واقع‌بینانه از وضع اجتماعی-اقتصادی موجود درجامعه، کشور ما دچار بحران عمیق ساختاری است. وضع اقتصادی در حال رکود است و تولید صنعتی و کشاورزی ما در ابتدایی‌ترین سطح قرار دارد. در کشور ما میلیون‌ها انسان بی‌کارند. بهداشت و آموزش در سطح نازلی است. تورم و گرانی و فقر و بی‌خانمانی و بی‌سوادی و فساد و اعتیاد جامعه را فرا گرفته است. در چنین اوضاع و احوالی با درنظرگرفتن وابستگی کشور ما به امپریالیسم جهانی چگونه باید ده‌ها میلیون ایرانی را از نظر اشتغال، مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، آموزش و ... تامین کرد؟
این خزعبلات زیر پوشش "دفاع از اسلام" یعنی نگهداری و حفظ نظام استبداد مذهبی قرون وسطایی و ضمانت بقای آن از راه دستیابی به سلاح هسته‌ای، چنین است مضمون اظهارات "ولی فقیه" رژیم استبدادی حاکم بر کشور ما.
در شرایط کنونی وظیفه مبارزان انقلابی ایران و همۀ کسانی که از استقلال و آزادی و پیشرفت اجتماعی دفاع می‌کنند اینست که با سازماندهی عناصر مبارز در هسته‌های مخفی، توده‌ها را برای پایان دادن به رژیم "ولایت فقیه" تجهیز کنند. ما امیدواریم که مبارزان انقلابی در تحقق این امر موفق شوند.
رفقا و دوستان گرامی!
"مردم" زبان بی بند توده‌ها را در کشور پخش نمائید. پخش و تکثیر "مردم" در ایران یک وظیفه انقلابی است.
 
ایجاد جبهۀ ضد دیکتاتوری شرط اساسی برانداختن رژیم استبدادی "ولایت فقیه" است.